در میان برندهای پوشاک ایران، زاگرسپوش داستان متفاوتی دارد. این برند نه از یک بوتیک کوچک در تهران آغاز شد و نه از یک طراح که تصمیم گرفت نام خودش را روی لباس بگذارد. ریشه زاگرسپوش در تولید صنعتی پوشاک در بروجرد است؛ جایی که صنعت، اشتغال و هویت محلی به هم گره خوردهاند.
امروز زاگرسپوش خود را یک برند ایرانی در حوزه پوشاک زنانه و مردانه معرفی میکند؛ برندی با بیش از دو دهه تجربه، شبکه فروش در سراسر کشور، فروشگاه آنلاین و فعالیتهای B2B در حوزه پوشاک سازمانی. در معرفی فعلی شرکت نیز بر «اصالت از دل تاریخ» و طراحی و تولید در ایران تأکید شده است.
اما برای فهم زاگرسپوش، باید از فروشگاههایش شروع نکرد؛ باید به بروجرد برگشت.
زاگرسپوش؛ متولد بروجرد
زاگرسپوش در بروجرد شکل گرفت؛ شهری در استان لرستان که نام آن با رشتهکوه زاگرس گره خورده است.
منابع مختلف تاریخ آغاز فعالیت مجموعه را کمی متفاوت ثبت کردهاند. صفحه لینکدین فعلی شرکت، سال تأسیس را ۲۰۰۴ اعلام میکند، در حالی که منابع داخلی از سابقه فعالیتی طولانیتر و شکلگیری مجموعه در سالهای ابتدایی دهه ۱۳۸۰ سخن میگویند. در یک گزارش نیز آغاز فعالیت مجموعه به ۱۳۸۳ نسبت داده شده است.
بنابراین، برای یک روایت تاریخی دقیق، بهتر است بگوییم: زاگرسپوش در اوایل دهه ۱۳۸۰ فعالیت خود را در صنعت پوشاک آغاز کرد و طی بیش از دو دهه به یک مجموعه تولید و خردهفروشی تبدیل شد.
این روایت با معرفی فعلی برند بهعنوان مجموعهای با بیش از دو دهه تجربه نیز سازگار است.
رحیم چگنی؛ چهره اصلی پشت زاگرسپوش
نامی که بیش از همه با زاگرسپوش گره خورده، رحیم چگنی است.
او مدیرعامل و عضو هیئتمدیره شرکت تعاونی صنعتی زاگرسپوش معرفی شده و متولد بروجرد است. منابع منتشرشده درباره مجموعه، چگنی را از چهرههای اصلی شکلگیری و توسعه این کسبوکار میدانند.
چگنی در روایت خود از زاگرسپوش، بارها روی یک ایده تأکید کرده است:
صنعت پوشاک فقط یک کسبوکار نیست؛ یک زنجیره اشتغال و ارزشآفرینی است.
از نگاه او، پوشاک یکی از حلقههای مهم زنجیره نساجی است و توسعه آن میتواند هم اشتغال ایجاد کند و هم وابستگی به محصولات خارجی را کاهش دهد.
این نگاه، تا حد زیادی دی ان ای اولیه زاگرسپوش را توضیح میدهد.
از تولید سنتی تا کارخانه صنعتی
یکی از جذابترین بخشهای داستان زاگرسپوش، تغییر مدل تولید آن است.
چگنی در روایتی که درباره تاریخ برند منتشر شده، از دورهای صحبت میکند که فعالیت مجموعه با امکانات محدود و به شکل سنتیتر انجام میشد. سپس سفرهایی به کشورهای صاحب صنعت پوشاک، از جمله ایتالیا، آلمان و ترکیه، مسیر توسعه مجموعه را تغییر داد.
نتیجه این مطالعات، حرکت به سمت تولید صنعتی با تجهیزات و روشهای مدرنتر بود.
بنابراین داستان زاگرسپوش را میتوان در یک مسیر ساده خلاصه کرد: تولید سنتی، تجربهاندوزی، آشنایی با صنعت پوشاک اروپا و ترکیه، سرمایهگذاری در تجهیزات، تولید صنعتی، ساخت برند، گسترش خرده فروشی
این مسیر، تفاوت مهم زاگرسپوش با بسیاری از برندهای ایرانی طراحمحور است.
کارخانه؛ قلب زاگرسپوش
زاگرسپوش اساساً یک برند براساس تولید کننده است.
یعنی بخش مهمی از هویت آن از کارخانه و توانایی تولید میآید.
گزارشهای منتشرشده درباره کارخانه بروجرد از خطوط تولید مختلف برای محصولاتی مانند: کتوشلوار، شلوار، پیراهن، مانتو، پالتو، کاپشن و لباس کار سخن گفتهاند.
این تنوع نشان میدهد که زاگرسپوش از ابتدا صرفاً یک کارخانه کتوشلوار نبوده است.
هدف، ایجاد یک پلتفرم تولید پوشاک بوده که بتواند چندین دسته محصول را پوشش دهد.
پنج خط تولید و یک مجموعه چندمحصولی
در گزارشهای مربوط به کارخانه زاگرسپوش، از پنج خط تولید سخن گفته شده است؛ از جمله خطوط مرتبط با کتوشلوار، مانتو و پالتو.
این ظرفیت تولید، یک مزیت مهم برای برند ایجاد میکند.
وقتی یک مجموعه توانایی تولید چند گروه محصول را در داخل داشته باشد، کنترل بیشتری روی زمان تولید، کیفیت، قیمت، ظرفیت سفارش، توسعه محصول خواهد داشت.
و این همان جایی است که زاگرسپوش از یک برند فشن ساده فاصله میگیرد و به یک گروه تولید لباس نزدیک میشود.
«ایرانی، ایرانی بپوش»
یکی از شناختهشدهترین شعارهای زاگرسپوش: «ایرانی، ایرانی بپوش» است.
این شعار، بخش مهمی از هویت برند را شکل میدهد.
زاگرسپوش از ابتدا تلاش کرده خود را در مقابل مفهوم «وابستگی به برند خارجی» تعریف کند.
اما نکته مهم اینجاست که این هویت فقط به تبلیغات محدود نمیشود.
برند تلاش کرده بخش مهمی از تولید خود را در داخل کشور انجام دهد و در روایتهای رسمی و رسانهای نیز بر تولید ایرانی تأکید کرده است.
آیا همهچیز در زاگرسپوش ایرانی است؟
اینجا باید بین شعار برند و واقعیت زنجیره تأمین تفاوت گذاشت.
در یک روایت منتشرشده از رحیم چگنی، محصولات تولیدی زاگرسپوش داخلی معرفی شدهاند، اما درباره مواد اولیه گفته شده که بسته به انتخاب مشتری، امکان استفاده از پارچه ایرانی یا ترکیهای وجود داشته است.
این نکته مهم است.
چون ساخت ایران لزوماً به معنای «تمام مواد اولیه ایرانی» نیست.
بنابراین دقیقتر است بگوییم: زاگرسپوش یک برند تولیدکننده پوشاک در ایران است و بخش اصلی فرایند تولید آن در داخل کشور انجام میشود؛ اما همه مواد اولیه الزاماً ایرانی نیستند.
این تفاوت برای یک مقاله تاریخی و صنعتی مهم است.
مردانه؛ در ان ای اولیه و مهم برند
اگرچه زاگرسپوش امروز زنانه و مردانه تولید میکند، اما وزن تاریخی محصولات مردانه در این برند بیشتر بوده است.
در اطلاعات منتشرشده در سالهای گذشته، حدود ۸۰ درصد تولیدات مردانه و ۲۰ درصد زنانه اعلام شده بود.
این ترکیب بهخصوص با حضور قدرتمند برند در کتوشلوار، پیراهن و پوشاک رسمی مردانه قابل درک است.
به همین دلیل، زاگرسپوش برای سالها در ذهن بسیاری از مشتریان ایرانی، پیش از هر چیز با پوشاک مردانه و کتوشلوار شناخته میشد.
کتوشلوار؛ یکی از مهمترین تخصصهای زاگرسپوش
در بازار پوشاک ایران، کتوشلوار یکی از دشوارترین محصولات برای تولید انبوه با کیفیت قابل قبول است.
چرا؟
چون برخلاف یک تیشرت ساده، کتوشلوار به الگوسازی دقیق، تکنیکهای دوخت، لاییکاری، فرمدهی، تنخور، کنترل کیفیت و مهارت نیروی انسانی وابسته است.
تمرکز زاگرسپوش بر این محصول باعث شده بخش مهمی از هویت تولیدی آن به دوخت ساختارمند و لباس رسمی نزدیک باشد.
اما زاگرسپوش فقط کتوشلوار نیست
در طول زمان، سبد محصول برند گستردهتر شده است.
امروز معرفی رسمی زاگرسپوش، برند را تولیدکننده پوشاک زنانه و مردانه معرفی میکند و فعالیت آن فقط به لباس رسمی محدود نیست.
در فروشگاهها میتوان محصولاتی مانند پیراهن، شلوار، تیشرت، پالتو، مانتو، سویشرت و دیگر پوشاک روزمره را نیز در مجموعه محصولات برند دید.
این توسعه سبد محصول، زاگرسپوش را از یک برند کت و شلوار به یک برند لباس کامل نزدیک کرده است.
شخصیدوزی؛ جایی که صنعت به خیاطی نزدیک میشود
یکی از ویژگیهای جالب زاگرسپوش، راهاندازی بخش شحصیدوزی است.
در این مدل، مشتری میتواند کتوشلوار خود را متناسب با اندازه بدن، سلیقه، پارچه، و نیاز شخصی سفارش دهد.
این سرویس از نظر برندینگ اهمیت زیادی دارد.
زیرا یک کارخانه معمولاً با مفهوم تولید انبوه شناخته میشود.
اما شخصیدوزی، دقیقاً نقطه مقابل آن است: هر مشتری، یک فیت.
زاگرسپوش با قرار دادن این دو مدل کنار هم، تلاش کرده فاصله میان تولید صنعتی و دوخت ساختارمند را کم کند.
تولید انبوه در کنار شخصیدوزی
این شاید یکی از جذابترین ویژگیهای مدل کسبوکار زاگرسپوش باشد.
از یک طرف تولید صنعتی و از طرف دیگر شخصیدوزی این دو مدل در یک برند کنار هم قرار گرفتهاند.
در نتیجه مشتری میتواند هم یک پیراهن یا شلوار آماده خریداری کند و هم برای کتوشلوار سفارشی به بخش VIP مراجعه کند.
این ترکیب، به زاگرسپوش امکان میدهد مخاطبان مختلفی را پوشش دهد.
هنر، طبیعت و فرهنگ
زاگرسپوش هویت خود را بر سه مفهوم معرفی کرده است هنر، طبیعت، فرهنگ این سه واژه در روایت برند اهمیت ویژهای دارند.
این انتخاب اتفاقی به نظر نمیرسد.
چون نام «زاگرس» خودش یک نشانه جغرافیایی و فرهنگی قدرتمند است.
برند میتوانست نامی کاملاً انتزاعی و بینالمللی انتخاب کند.
اما «زاگرس» آن را به یک سرزمین، یک طبیعت و یک فرهنگ متصل میکند.
چرا «زاگرس»؟
نام برند، یکی از مهمترین داراییهای آن است.
زاگرس فقط یک کلمه نیست.
زاگرس، یک رشتهکوه است، یک منطقه جغرافیایی است، با فرهنگهای متنوعی در غرب و جنوبغرب ایران پیوند دارد و بخش مهمی از طبیعت ایران را نمایندگی میکند.
به همین دلیل، زاگرسپوش میتواند از نام خود برای ساختن یک هویت برند بر اساس مکان استفاده کند؛ هویتی که از جغرافیا میآید.
در روایت مدیرعامل نیز تولد برند با ایده اصالت بومی و فرهنگ مردم ساکن دامنه زاگرس پیوند داده شده است.
اصالت؛ کلمه کلیدی زاگرسپوش
در معرفی فعلی لینکدین، جمله برند این است: اصالت از قلب تاریخ
و این مفهوم با نام و داستان برند هماهنگ است.
زاگرسپوش تلاش میکند خود را بر پایه سه نوع اصالت تعریف کند؛ اصالت جغرافیایی، اصالت تولید، اصالت فرهنگی
این سه لایه، هویت برند را از یک خرده فروشی فشن صرف جدا میکنند.
فناوری؛ بخش کمتر دیدهشده داستان
وقتی از برندهای ایرانی صحبت میکنیم، معمولاً درباره طراحی و تبلیغات حرف میزنیم.
اما در مورد زاگرسپوش، فناوری تولید اهمیت زیادی دارد.
مجموعه برای توسعه کارخانه از تکنولوژی کشورهای صاحب صنعت پوشاک، از جمله ایتالیا و آلمان، استفاده کرده است.
این انتخاب نشان میدهد که برند تلاش کرده شکاف میان تولید سنتی ایرانی و تولید لباس مدرن را کاهش دهد.
صنعت و آموزش؛ یک ارتباط مهم
یکی از اقدامات متفاوت زاگرسپوش، راهاندازی فعالیتهای آموزشی در حوزه صنعت پوشاک در بروجرد بوده است.
در منابع مربوط به برند از ایجاد واحد دانشگاه علمیکاربردی و رشتههایی مانند: مهندسی تکنولوژی دوخت، طراحی حرفهای لباس و حسابداری صنعتی نام برده شده است.
این اتفاق از یک جهت بسیار مهم است: کارخانه فقط مصرفکننده نیروی متخصص نیست؛ خودش در تربیت نیروی متخصص هم نقش میگیرد.
برای صنعتی مانند پوشاک ایران که کمبود نیروی متخصص یکی از مشکلات ساختاری آن است، چنین مدلی میتواند ارزشمند باشد.
اشتغال؛ بخش مهمی از فلسفه زاگرسپوش
زاگرسپوش بارها خود را با مفهوم اشتغالزایی تعریف کرده است.
ارقام اشتغال در منابع مختلف و در دورههای مختلف متفاوت است.
برای مثال، در گزارشهای قدیمیتر از حدود ۵۰۰ نیروی مستقیم و ۲۰۰ نیروی غیرمستقیم سخن گفته شده، در حالی که در روایتهای جدیدتر، مجموعه از حدود ۱۰۰۰ نفر اشتغال صحبت کرده است.
بنابراین نمیتوان یکی از این اعداد را بهعنوان تعداد فعلی کارکنان قطعی اعلام کرد.
اما روند کلی روشن است: زاگرسپوش از یک واحد تولیدی کوچکتر به یک مجموعه صنعتی با نیروی انسانی قابل توجه تبدیل شده است.
از بروجرد به سراسر ایران
بعد مهم داستان زاگرسپوش، توسعه شبکه فروش است.
در سالهای گذشته، تعداد شعب و سکوهای فروش برند بهسرعت افزایش پیدا کرده است.
برای مثال، در سال ۱۳۹۹ با افتتاح فروشگاه ایرانمال، این مجموعه اعلام کرد که هجدهمین فروشگاه خود را افتتاح کرده است.
در منابع قدیمیتر نیز از ۱۶ سکوی فروش سخن گفته شده است.
این اعداد تاریخی هستند و نباید بهعنوان تعداد شعب فعلی استفاده شوند.
آنچه اهمیت دارد، مسیر توسعه است: کارخانه در بروجرد، فروشگاه در تهران، شبکه فروش در شهرهای مختلف ایران
ایرانمال؛ یک نقطه مهم در مسیر خرده فروشی
افتتاح فروشگاه زاگرسپوش در ایرانمال را باید یکی از نقاط مهم تاریخ خرده فروشی برند دانست.
این فروشگاه با مساحت حدود ۵۰۰ مترمربع بهعنوان یکی از بزرگترین فروشگاههای زاگرسپوش معرفی شد.
انتخاب چنین موقعیتی، نشاندهنده تغییر جایگاه برند است.
برندی که زمانی بیشتر با کارخانه و تولید شناخته میشد، حالا باید در کنار برندهای مطرح خردهفروشی در یکی از بزرگترین مراکز خرید کشور دیده شود.
صادرات؛ وقتی زاگرس از مرزهای ایران عبور کرد
زاگرسپوش در مقاطعی صادرات محصولات خود را نیز تجربه کرده است.
در گزارش مربوط به افتتاح فروشگاه ایرانمال، مدیرعامل برند از صادرات به روسیه و عراق در دو سال پیش از آن سخن گفته بود و بهطور ویژه از ارسال محصولات به عراق و عتبات نیز نام برده شده است.
این اطلاعات مربوط به همان مقطع زمانی است و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که این بازارها امروز نیز فعال هستند.
اما از نظر تاریخ برند، نکته مهم این است: زاگرسپوش تلاش کرده «تولید ایرانی» را فقط برای بازار داخلی تعریف نکند.
بازار سازمانی؛ بخش مهم و کمتر دیدهشده
زاگرسپوش امروز فقط به مشتری عادی فروشگاه فکر نمیکند.
این خدمات شامل کارت هدیه سازمانی، پکهای هدیه سازمانی، خیاطی سفارشی برای سازمانها،برندسازی و شخصیسازی، سایزبندی سازمانی و راهکارهای پوشاک برای شرکتهاست.
این بخش، زاگرسپوش را وارد فضای B2B Fashion میکند.
چرا B2B برای زاگرسپوش مهم است؟
برای یک کارخانه پوشاک، سفارش سازمانی میتواند مزیت مهمی داشته باشد.
به جای اینکه هر بار منتظر مشتری نهایی باشی، یک شرکت میتواند ۵۰۰، ۱۰۰۰، یا حتی چند هزار واحد محصول سفارش دهد.
از طرف دیگر، توانایی شخصیسازی، چاپ برند و تنظیم سایزبندی میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.
بنابراین زاگرسپوش امروز فقط یک برند خرده فروشی فشن نیست.
بلکه بخشی از کسبوکار آن در حوزه B2C + B2B قرار گرفته است.
زاگرسپوش و مسئولیت اجتماعی
برند در سالهای مختلف پروژههایی با محوریت مسئولیت اجتماعی داشته است.
از جمله مواردی که در منابع برند درباره آن صحبت شده لباس همدلی، کمپین لمس بلوط، تلفیق علم و صنعت و تیم والیبال زاگرسپوش.
«لمس بلوط» بهخصوص با هویت جغرافیایی برند ارتباط جالبی دارد.
بلوط یکی از نمادهای طبیعی مهم زاگرس است و همین موضوع میتواند مسئولیت اجتماعی را به داستان برند متصل کند، نه اینکه CSR صرفاً یک فعالیت جداگانه از برند باشد.
ورزش؛ یک ابزار برای ساخت برند
تأسیس یا حمایت از تیم والیبال زاگرسپوش نیز از همین منظر جالب است.
ورزش میتواند برای یک برند پوشاک چند کار انجام دهد: دیده شدن برند، ساختن کامیونیتی، هویت محلی و ارتباط با سبک زندگی فعال را تقویت کند.
در مورد زاگرسپوش، این فعالیت را میتوان بخشی از تلاش برند برای حضور فراتر از فروشگاه و محصول دانست.
زاگرسپوش؛ برند مردانه یا زنانه؟
پاسخ امروز: هر دو.
اما پاسخ تاریخی کمی متفاوت است.
وزن تولیدات مردانه در سالهای گذشته بیشتر بوده و کتوشلوار، پیراهن و پوشاک رسمی مردانه نقش پررنگی در شناخته شدن برند داشتهاند.
در سالهای اخیر اما برند خود را بهعنوان تولیدکننده پوشاک زنانه و مردانه معرفی میکند.
این تغییر برای رشد بازار مهم است.
چون یک برند لباس اگر بتواند همزمان در چند بخش مشتری داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای توسعه شبکه فروش و افزایش دفعات خرید پیدا میکند.
زاگرسپوش از نگاه فشن؛ چه نوع برندی است؟
اگر بخواهیم با زبان صنعت مد صحبت کنیم، زاگرسپوش را نمیتوان یک برند با طراحی خاص دانست.
این برند بیشتر ترکیبی از تولید لباس، برند فشن، خرده فروشی، تامین کننده لباس شرکتی است.
این ترکیب، اتفاقاً مهمترین ویژگی آن است.
ارزش زاگرسپوش فقط در طراحی یک لباس خاص نیست.
ارزش آن در توانایی ساخت، عرضه و توزیع طیف وسیعی از پوشاک در مقیاس صنعتی است.
مزیت اصلی؛ یکپارچگی عمودی
یکی از مهمترین مزیتهای زاگرسپوش، میزان درگیری آن با زنجیره تولید است.
برند در یک طرف: طراحی و در طرف دیگر: تولید و بعد: فروشگاه و امروز: فروش آنلاین و خدمات سازمانی را در اختیار دارد.
هرچه بخش بیشتری از زنجیره در کنترل یک مجموعه باشد، امکان کنترل بهتر کیفیت، زمان، قیمت و تجربه مشتری
بیشتر میشود.
اما این مدل یک چالش هم دارد
برندهای تولیدمحور معمولاً با یک خطر روبهرو هستند: ممکن است کارخانه از برند بزرگتر شود.
یعنی شرکت در تولید بسیار قدرتمند باشد، اما در طراحی برند، تصویر فشن، مدیریت خلاقیت، محتوا و ارتباط فرهنگی به همان اندازه قدرتمند نباشد.
برای نسل جدید مصرفکننده، داشتن کارخانه مدرن کافی نیست.
مشتری میخواهد بداند:
- این برند چه شخصیتی دارد؟
- چه سبک زندگیای را نمایندگی میکند؟
- چرا باید آن را بپوشم؟
و اینجاست که آینده زاگرسپوش میتواند جالبتر شود.
زاگرسپوش و مسئله «ایرانی بودن»
«ایرانی بودن» برای زاگرسپوش فقط یک ویژگی جغرافیایی نیست.
بخش مهمی از Positioning برند بر حمایت از تولید داخلی و اصالت ایرانی بنا شده است.
اما یک سؤال مهم برای آینده وجود دارد: آیا «ایرانی بودن» میتواند از یک شعار به یک زبان بصری معاصر تبدیل شود؟
این همان جایی است که مفهوم «هنر، طبیعت و فرهنگ» میتواند اهمیت پیدا کند.
اگر این سه مفهوم فقط در متن برند باقی بمانند، ارزش محدودی دارند.
اما اگر در طراحی، رنگ، عکاسی، فضای فروشگاه، بستهبندی، کمپینها و استایلینگ ترجمه شوند، میتوانند تبدیل به دی ان ای بصری واقعی زاگرسپوش شوند.
زاگرس؛ یک فرصت بزرگ برای هویت بصری
نام برند به خودی خود یک دارایی است.
زاگرسپوش میتواند از این نام، یک جهان بصری بسازد: کوه، بلوط، بافت سنگ، طبیعت، رنگهای خاکی، سبزهای عمیق و حتی فرهنگ پوشش غرب ایران.
اما این کار نباید به فولکلوریزه کردن برند منجر شود.
چالش اصلی این است که: چگونه میتوان «زاگرس» را مدرن کرد؟
نه اینکه صرفاً آن را روی لباس چاپ کرد.
زاگرسپوش و آینده خرده فروشی
امروز برند علاوه بر شبکه فروش فیزیکی، فروشگاه آنلاین نیز دارد. صفحه لینکدین رسمی شرکت نیز بر حضور همزمان در شبکه فروش سراسر کشور و Online Store تأکید میکند.
این یعنی مدل کسبوکار زاگرسپوش از کارخانه به کارخانه + خرده فروشی و سپس به برند چند کاناله حرکت کرده است.
این تحول برای برندی با ریشه صنعتی، مرحله مهمی محسوب میشود.
دو دهه بعد؛ زاگرسپوش امروز
امروز لینکدین رسمی شرکت، زاگرسپوش را یک برند پریمیوم ایرانی با بیش از دو دهه تجربه در طراحی و تولید پوشاک زنانه و مردانه معرفی میکند و اندازه سازمان را در بازه ۵۰۱ تا ۱۰۰۰ نفر قرار میدهد.
در همان معرفی، برند از شبکه فروش سراسری، فروش آنلاین، تولید داخل و راهکارهای سازمانی بهعنوان بخشهای مهم فعالیت خود نام میبرد.
بنابراین زاگرسپوش امروز بسیار بزرگتر از تصویری است که صرفاً آن را یک تولیدکننده کتوشلوار مردانه میداند.
یک افتخار تازه؛ واحد نمونه صنعتی
در سالهای مختلف، زاگرسپوش بهعنوان واحد نمونه صنعتی معرفی شده است.
در سال ۱۴۰۱ نیز رحیم چگنی به نمایندگی از شرکت زاگرسپوش عنوان «واحد نمونه صنعتی کشور» را دریافت کرد.
در سال ۱۴۰۴ نیز گزارشهایی از انتخاب زاگرس بهعنوان واحد نمونه صنعتی کشور منتشر شده است.
این موارد را باید بیشتر در چارچوب اعتبار صنعتی و تولیدی دید تا جایزهای در حوزه طراحی مد.
و این دقیقاً با دی ان ای برند هماهنگ است.
زاگرسپوش در نقشه برندهای ایرانی
اگر بخواهیم برندهای ایرانی را بر اساس دی ان ای کسبوکارشان کنار هم بگذاریم، تصویر جالبی به دست میآید:
هاکوپیان: لباس مردانه، دو خت ساختارمند
درفش: لباس ورزسی
ناریان: لباس زنانه، خرده فروشی فشن
تندرست: فشن طبغی و راحت
وادین کوک : خرده فروشی فشن
و زاگرسپوش: لباس صنعتی + خرده فروشی
این ترکیب، جایگاه زاگرسپوش را بهتر از هر شعار دیگری توضیح میدهد.
زاگرسپوش در یک جمله
زاگرسپوش داستان تبدیل یک مجموعه تولیدی در بروجرد به یک برند پوشاک ایرانی با شبکه خردهفروشی، تولید صنعتی، فروش آنلاین و فعالیت B2B است؛ برندی که تلاش کرده «ایرانی بودن» را با تولید صنعتی، کیفیت، تنوع و هویت فرهنگی پیوند بزند.
شاید مهمترین ویژگی زاگرسپوش همین باشد: این برند از فروشگاه شروع نکرده است؛ از کارخانه شروع کرده است.
و بعد تلاش کرده کارخانه را به برند تبدیل کند.



