تنگه هرمز وافزایش قیمت

وقتی نفت گران می‌شود، مد هم گران می‌شود

تنگه هرمز و قیمت مد؛ چگونه یک بحران ژئوپلیتیک در تنگه هرمز می‌تواند از انرژی و حمل‌ونقل تا قیمت لباس و رفتار مصرف‌کننده را تحت تأثیر قرار دهد؟

در صنعت مد، بحران‌های ژئوپلیتیک همیشه با تصاویر جنگ، بسته‌شدن فروشگاه‌ها یا اختلال در تولید دیده نمی‌شوند. گاهی بحران از جایی بسیار دورتر آغاز می‌شود؛ از یک مسیر دریایی که بیشتر مصرف‌کنندگان حتی نام آن را نمی‌دانند، اما بخش بزرگی از اقتصاد جهانی به آن وابسته است.

بحران در تنگه هرمز نمونه‌ای از همین وابستگی است

در شرایطی که درگیری نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا به بحرانی منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل شده، تهدید اختلال در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز بازارهای جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است. اهمیت این تنگه صرفاً به جغرافیای خلیج فارس محدود نمی‌شود. حدود یک‌پنجم نفت و گاز جهان از این مسیر دریایی عبور می‌کند و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از منطقه داشته باشد.

برای صنعت مد، این مسئله از آن جهت مهم است که نفت فقط سوخت خودروها نیست؛ یکی از مواد اولیه و زیرساخت‌های پنهان صنعت فشن است.

یک تنگه دریایی چگونه به لباس می‌رسد؟

زنجیره تأمین مد مجموعه‌ای به‌شدت جهانی و وابسته به جابه‌جایی است.

پارچه در یک کشور تولید می‌شود، نخ ممکن است از کشور دیگری بیاید، دوخت در کشوری دیگر انجام شود و محصول نهایی برای بازارهای مختلف جهان حمل شود. در تمام این مسیرها، انرژی و حمل‌ونقل نقش اساسی دارند.

اهمیت تنگه هرمز زمانی روشن‌تر می‌شود که به جغرافیای تولید پوشاک نگاه کنیم.

بخش بزرگی از زنجیره تأمین صنعت مد در آسیا متمرکز است؛ کشورهایی مانند چین، هند، بنگلادش، ویتنام و اندونزی از مهم‌ترین مراکز تولیدی این صنعت هستند. در همین حال، آسیا حدود ۶۰ درصد نفت خام مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد می‌کند.

بنابراین اختلال در جریان نفت از خلیج فارس به سمت آسیا، می‌تواند مستقیماً به یکی از مهم‌ترین بخش‌های صنعت مد جهانی فشار وارد کند.

این فشار لزوماً از یک نقطه آغاز نمی‌شود. ممکن است هم‌زمان در چندین مرحله ظاهر شود: تولید، مواد اولیه، حمل‌ونقل، توزیع و در نهایت مصرف.

اولین اثر: کارخانه گران‌تر کار می‌کند

یک کارخانه پوشاک برای فعالیت به انرژی نیاز دارد؛ از ماشین‌آلات تولید گرفته تا روشنایی، تهویه، گرمایش و سرمایش.

وقتی هزینه انرژی افزایش پیدا می‌کند، هزینه تولید نیز بالا می‌رود.

این مسئله برای تمام لباس‌ها یکسان نیست. بخشی از تفاوت به نوع پارچه بازمی‌گردد.

الیاف مصنوعی مانند پلی‌استر و بسیاری از دیگر مواد مصنوعی ارتباط مستقیمی با صنایع پتروشیمی دارند. در نتیجه، افزایش قیمت نفت می‌تواند علاوه بر هزینه انرژی، روی هزینه خود ماده اولیه نیز اثر بگذارد.

به این ترتیب، نفت گران‌تر می‌تواند هم‌زمان از دو مسیر به قیمت لباس فشار وارد کند: هزینه تولید و هزینه مواد اولیه.

اما این تنها آغاز ماجراست.

دومین اثر: لباس باید سفر کند

مد جهانی بدون حمل‌ونقل بین‌المللی قابل تصور نیست.

یک محصول ممکن است در یک کشور تولید شود و هزاران کیلومتر دورتر به بازار مصرف برسد. بنابراین افزایش قیمت انرژی، هزینه جابه‌جایی کالا را نیز افزایش می‌دهد.

وقتی سوخت گران‌تر می‌شود، حمل پارچه، نخ، پوشاک و سایر مواد مورد استفاده صنعت مد نیز می‌تواند گران‌تر شود.

در چنین شرایطی، برندی که پیش از این با حاشیه سود محدود فعالیت می‌کرد، با یک انتخاب دشوار روبه‌رو می‌شود: افزایش قیمت، کاهش حاشیه سود یا تلاش برای کاهش هزینه‌های دیگر.

در مقیاس بزرگ‌تر، این مسئله می‌تواند تصمیم‌های مربوط به محل تولید و حتی طراحی زنجیره تأمین را تغییر دهد.

سومین اثر: مصرف‌کننده هم وارد بحران می‌شود

اثر بحران انرژی فقط در کارخانه و بندر باقی نمی‌ماند.

وقتی قیمت سوخت افزایش پیدا می‌کند، هزینه زندگی خانوار نیز بالا می‌رود. حتی افزایش نسبتاً محدود هزینه سوخت خودرو می‌تواند بخشی از درآمد قابل‌مصرف مصرف‌کننده را کاهش دهد.

اینجاست که صنعت مد با یک تناقض روبه‌رو می‌شود.

از یک سو، هزینه تولید و توزیع لباس افزایش پیدا می‌کند و فشار برای افزایش قیمت بیشتر می‌شود. از سوی دیگر، همان افزایش هزینه‌های روزمره می‌تواند مصرف‌کننده را نسبت به خرید کالاهای غیرضروری محتاط‌تر کند.

مد در بسیاری از بازارها دقیقاً در همین نقطه آسیب‌پذیر است؛ زیرا خرید لباس، به‌خصوص در بخش‌های غیرضروری، یکی از هزینه‌هایی است که مصرف‌کننده می‌تواند در شرایط اقتصادی نامطمئن آن را به تعویق بیندازد.

بنابراین بحران انرژی می‌تواند هم‌زمان هزینه تولید را افزایش دهد و تقاضا را تحت فشار قرار دهد.

چرا آسیا در مرکز این داستان قرار دارد؟

اهمیت این بحران برای مد زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم بخش بزرگی از تولید جهانی پوشاک در آسیا متمرکز است.

چین، هند، بنگلادش، ویتنام و اندونزی در زنجیره تأمین جهانی مد نقش مهمی دارند. این تمرکز جغرافیایی باعث شده هرگونه اختلال در جریان انرژی به آسیا، بالقوه اثر زنجیره‌ای بر صنعت جهانی داشته باشد.

مسئله فقط این نیست که یک کشور تولیدکننده با انرژی گران‌تر مواجه شود.

اگر هزینه انرژی در یک بخش افزایش پیدا کند، این افزایش می‌تواند به بخش‌های دیگر منتقل شود: از تولید الیاف و پارچه تا کارخانه‌های پوشاک، سپس حمل‌ونقل و در نهایت قیمت محصول در بازار.

به همین دلیل است که بحران‌های انرژی را نمی‌توان صرفاً مسئله‌ای مربوط به صنعت نفت دانست.

انرژی یکی از لایه‌های زیرین اقتصاد مد است.

عددی که بازار را مضطرب کرد

پس از اختلال در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز، قیمت نفت خام برای مدتی از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد؛ سطحی که آخرین بار پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ دیده شده بود.

اهمیت این عدد فقط در خود قیمت نفت نیست.

بازارها به آینده نگاه می‌کنند. اگر فعالان اقتصادی احتمال دهند که اختلال در عرضه انرژی ادامه‌دار خواهد بود، شرکت‌ها مجبور می‌شوند خود را برای هزینه‌های بالاتر آماده کنند؛ حتی پیش از آنکه تمام آثار بحران در صورت‌های مالی آنها ظاهر شود.

برای شرکت‌های مد، این یعنی بازنگری در فرض‌هایی که معمولاً پشت تصمیم‌های تجاری قرار دارند: هزینه تولید، هزینه حمل‌ونقل، قیمت‌گذاری و قدرت خرید مصرف‌کننده.

بحران انرژی می‌تواند به بحران زنجیره تأمین تبدیل شود

صنعت مد در سال‌های اخیر بارها نشان داده که زنجیره تأمین جهانی آن تا چه اندازه در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیر است.

اما نکته مهم این بحران آن است که اختلال انرژی الزاماً به شکل کمبود ناگهانی لباس ظاهر نمی‌شود.

ممکن است نخستین نشانه‌ها بسیار نامحسوس‌تر باشند: افزایش هزینه تولید، بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل، کاهش حاشیه سود، افزایش قیمت برخی پارچه‌ها و در نهایت تغییر قیمت محصول نهایی.

در مرحله بعد، شرکت‌ها ممکن است به دنبال راه‌هایی برای کاهش وابستگی خود به مسیرهای پرریسک یا منابع انرژی خاص بروند.

به همین دلیل، بحران‌هایی مانند این می‌توانند در بلندمدت حتی بر معماری زنجیره تأمین صنعت مد اثر بگذارند.

مسئله فقط قیمت لباس نیست؛ مسئله مدل کسب‌وکار است

برای یک برند مد، افزایش هزینه نفت یک هزینه منفرد نیست که بتوان آن را به‌سادگی در یک ردیف حسابداری قرار داد.

این افزایش می‌تواند مجموعه‌ای از هزینه‌ها را هم‌زمان تحت تأثیر قرار دهد: نفت، انرژی، تولید، مواد مصنوعی، حمل‌ونقل، قیمت نهایی، قدرت خرید مصرف‌کننده

این زنجیره نشان می‌دهد چرا یک بحران ژئوپلیتیک در یک مسیر دریایی می‌تواند در نهایت به مسئله‌ای برای مدیر یک برند لباس تبدیل شود.

مد، برخلاف تصویری که گاهی از آن به‌عنوان صنعتی صرفاً فرهنگی و زیبایی‌شناختی وجود دارد، یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های تجاری جهان است؛ شبکه‌ای که به انرژی، مواد خام، کارخانه‌ها، بنادر، کشتی‌ها، کامیون‌ها، فروشگاه‌ها و رفتار مصرف‌کنندگان وابسته است.

تنگه هرمز؛ یادآوری یک واقعیت پنهان در صنعت مد

بحران تنگه هرمز یک نکته مهم را برای صنعت مد برجسته می‌کند: هیچ بخش از زنجیره ارزش این صنعت کاملاً جدا از جهان بیرون نیست.

یک درگیری نظامی در خاورمیانه می‌تواند بازار انرژی را تکان دهد. بازار انرژی می‌تواند هزینه تولید و حمل‌ونقل را تغییر دهد. این افزایش هزینه می‌تواند به قیمت لباس منتقل شود. و هم‌زمان، کاهش قدرت خرید می‌تواند مصرف‌کننده را از خرید منصرف کند.

در نتیجه، فاصله میان یک بحران ژئوپلیتیک و کمد لباس مصرف‌کننده بسیار کمتر از چیزی است که به نظر می‌رسد.

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های این بحران برای مدیران صنعت مد همین باشد: در جهانی که زنجیره‌های تأمین تا این اندازه به هم متصل‌اند، ریسک ژئوپلیتیک دیگر موضوعی خارج از صنعت مد نیست؛ بخشی از مدیریت خود صنعت مد است.

و شاید از این منظر، قیمت یک لباس فقط داستان پارچه، طراحی و دوخت نباشد.

پشت آن، شبکه‌ای از انرژی و تجارت جهانی قرار دارد که گاهی یک تنگه باریک دریایی می‌تواند تعادلش را تغییر دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *