در تاریخ پوشاک ایران، نامهایی وجود دارند که پیش از آنکه «برند فشن» به معنای امروزی شکل بگیرد، بخشی از صنعت پوشاک کشور بودهاند. «ایران برک» یکی از همین نامهاست. داستان ایران برک، برخلاف بسیاری از برندهای نسل جدید، از یک فروشگاه یا یک صفحهی اینستاگرامی شروع نمیشود؛ ریشهی آن در صنعت نساجی و تولید پارچهی پشمی است. همین ویژگی، یکی از مهمترین تفاوتهای ایران برک با بسیاری از برندهای پوشاک ایرانی است. نام این مجموعه در منابع صنعتی ایران با تولید پارچههای فاستونی، پوشاک مردانه و کتوشلوار گره خورده است. در یک فهرست صنعتی منتشرشده از سوی وزارت تجارت و گمرک ترکیه نیز ایران برک با فعالیت در زمینهی trousers, suits and worsted fabrics معرفی شده است.
اما مسیر ایران برک فقط مسیر یک کارخانه نبود.
این برند در مقطعی تلاش کرد زنجیرهای میان پارچه، تولید پوشاک، طراحی، فروش و صادرات ایجاد کند؛ مسیری که آن را به یکی از نامهای قدیمی صنعت پوشاک ایران تبدیل کرد.
آغاز در سال ۱۳۴۸؛ وقتی «برک» هنوز یک برند فشن نبود
ایران برک فعالیت خود را در سال ۱۳۴۸ آغاز کرد؛ سالی که بازار پوشاک ایران هنوز فاصلهی زیادی با مفهوم امروزی خرده فر.شی فشن داشت. منابعی که تاریخچهی برندهای ایرانی را بررسی کردهاند، تأسیس ایران برک را به همین سال نسبت میدهند. اما اهمیت سال ۱۳۴۸ فقط در قدمت برند نیست. ایران برک در دورهای شکل گرفت که صنعت نساجی ایران به سمت تولید صنعتی و کارخانهای حرکت میکرد.
در گزارش تاریخی UNIDO دربارهی صنعت ایران نیز آمده است که تولید انبوه پوشاک در ایران از دههی ۱۹۶۰ رشد کرد و در میانهی دههی ۱۹۷۰، ایران برک . جامکو، در قالب سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای ایتالیایی برای تولید کتوشلوار شکل گرفتند. بنابراین، ایران برک را باید در متن یک تحول بزرگتر دید: گذار ایران از خیاطی و تولید کارگاهی به صنعت پوشاک کارخانهای.
ریشهای از جنس پشم
نام ایران برک با پشم و پارچهی فاستونی پیوند عمیقی دارد. نام شرکت در منابع انگلیسی به شکل Iran Barak Woollen Co. ثبت شده و فعالیت آن شامل تولید پارچههای پشمی و پوشاک مردانه معرفی شده است. این ویژگی، بخش مهمی از دی ان اِی برند را توضیح میدهد. ایران برک از ابتدا صرفاً نمیخواست لباس بدوزد. پشت محصول نهایی، یک صنعت نساجی وجود داشت: پارچه باید تولید میشد، باید کیفیت آن کنترل میشد و بعد، پارچه به محصولی مانند کتوشلوار تبدیل میشد. این زنجیره، به ایران برک مزیتی میداد که بسیاری از برندهای پوشاک صرفاً خردهفروش از آن برخوردار نبودند: شناخت مادهی اولیه.
فاستونی؛ زبان اصلی ایران برک
اگر قرار باشد یکی از مواد اولیه را به هویت تاریخی ایران برک نسبت دهیم، احتمالاً باید سراغ فاستونی برویم. Worsted fabric یا پارچهی فاستونی، یکی از متریالهای کلاسیک صنعت کتوشلوار است؛ پارچهای که از نخهای شانهشدهی پشمی یا ترکیبات مشابه ساخته میشود و به دلیل ظاهر نسبتاً صاف و ساختار منظمش برای پوشاک رسمی مناسب است. ایران برک نیز در منابع صنعتی با تولید پارچه قاستونی معرفی شده است. به همین دلیل، ایران برک از همان ابتدا در قلمرویی قرار گرفت که لباس در آن فقط مسئلهی مد نیست؛ ساختار مهم است، تناسب مهم است، پارچه مهم است، دوخت مهم است و مهمتر از همه، کت باید روی بدن درست بنشیند.
کتوشلوار؛ محصولی که ایران برک را ساخت
اگر امروز بخواهیم جایگاه تاریخی ایران برک را در بازار ایران تعریف کنیم، کتوشلوار احتمالاً مهمترین کلمه است. منابع مختلف، ایران برک را یکی از برندهای قدیمی حوزهی کتوشلوار معرفی کردهاند و از تولید کتوشلوار مردانه بهعنوان یکی از فعالیتهای اصلی آن نام بردهاند.
این تمرکز، اتفاقی نبود. کتوشلوار در ایران، خصوصاً در دهههای میانی قرن بیستم، تنها یک لباس نبود؛ برای بخشی از جامعه، نماد مدرن شدن، حرفهای شدن و ورود به سبک پوشش جدید بود. همانطور که UNIDO نیز در بررسی صنعت پوشاک ایران توضیح میدهد، تولید صنعتی کتوشلوار در ایران در همین دوره به یکی از نشانههای مهم توسعهی صنعت لباسهای حاضر و آماده (Ready-to-Wear) تبدیل شد. ایران برک در قلب همین تحول قرار داشت.
وقتی کتوشلوار ایرانی، محصول کارخانه شد
پیش از توسعهی صنعت پوشاک، کتوشلوار عمدتاً محصول خیاطی و دوخت سفارشی بود؛ مشتری نزد خیاط میرفت، پارچه انتخاب میکرد، اندازهگیری میشد و لباس برای یک فرد مشخص دوخته میشد. تولید صنعتی، این رابطه را تغییر داد. حالا میشد لباس را در تعداد زیاد تولید کرد، اندازهبندی مشخص داشت و محصول را در بازار عرضه کرد. ایران برک یکی از نامهایی بود که در این گذار نقش داشت. در واقع، ارزش تاریخی برند فقط در «قدیمی بودن» آن نیست؛ در این است که بخشی از مسیر صنعتی شدن پوشاک رسمی در ایران را طی کرده است.
از پارچه تا لباس
یکی از جذابترین بخشهای داستان ایران برک، همین پیوند میان نساجی و پوشاک است. در معرفیهای صنعتی، ایران برک هم با پارچههای فاستونی و هم با پوشاک، بهخصوص کتوشلوار، معرفی شده است. این یعنی فاصلهی میان کارخانهی پارچه و محصول نهایی برای مجموعه کمتر از بسیاری از کسبوکارهای پوشاک بود. و این همان چیزی است که امروز در زبان صنعت مد از آن با مفاهیمی مانند Vertical Integration یاد میشود؛ کنترل بیشتر بر زنجیرهی ارزش، از مادهی اولیه تا محصول. البته ساختار دقیق مالکیت و میزان کنترل فعلی مجموعه بر تمام این مراحل را نباید بدون اسناد بهروز به شکل قطعی بیان کرد؛ اما سابقهی ایران برک در حوزهی نساجی و پارچهی فاستونی مستند است.
پیوند با ایتالیا
یکی از نقاط مهم در تاریخ صنعتی ایران برک، ارتباط آن با صنعت پوشاک ایتالیاست. گزارش UNIDO دربارهی صنعت ایران میگوید که رابطهی ایران برک و جامکو در دههی ۱۹۷۰ میلادی معادل 1350خورشیدی، در قالب سرمایهگذاری مشترک، با شرکتهای ایتالیایی برای تولید کتوشلوار شکل گرفتند. این اتفاق از نظر فشن اهمیت زیادی دارد. ایتالیا در آن دوره یکی از قطبهای مهم تولید پوشاک و کتوشلوار در جهان بود. بنابراین، چنین همکاریای را میتوان بخشی از تلاش صنعت ایران برای انتقال دانش و تکنولوژی تولید صنعتی پوشاک دانست.
یعنی ایران برک فقط یک برند داخلی نبود؛ در مقطعی از تاریخ خود، در تماس با یکی از مهمترین اکوسیستمهای پوشاک جهان قرار داشت.
صادرات؛ وقتی «ایرانی» بودن مانع جهانی شدن نبود
ایران برک در سالهای فعالیت خود فقط بازار داخلی را هدف نگرفت. منابع مربوط به تاریخچهی برند از صادرات محصولات به کشورهای اروپایی سخن میگویند. همچنین گزارشهایی دربارهی دریافت تقدیرنامه برای صادرات و حضور محصولات ایران برک در بازارهای خارجی منتشر شده است. این بخش از داستان، بهخصوص در تاریخ برندهای ایرانی، اهمیت دارد. زیرا صادرات پوشاک یعنی محصول باید بتواند از یک آزمون سخت عبور کند: آیا کیفیت و استاندارد آن در بازاری خارج از ایران نیز قابل قبول است؟ ایران برک تلاش کرد پاسخ این سؤال را مثبت بدهد.
گواهی و جایزه؛ کیفیت بهعنوان ابزار رقابت
در منابع منتشرشده دربارهی ایران برک، به دریافت یک گواهی با عنوان Feather از بریتانیا در سال ۲۰۰۰ اشاره شده است. همچنین منابع فارسی از دریافت Millennium Award در مادرید در سال ۲۰۰۵ سخن گفتهاند. با این حال، دربارهی جزئیات و اعتبار دقیق این جوایز، منابع انگلیسی معتبر کافی برای تأیید مستقل همهی این ادعاها پیدا نمیشود. بنابراین بهتر است این موارد را بهعنوان افتخاراتی که در منابع معرفی برند ذکر شدهاند بیان کنیم، نه بهعنوان استانداردهای جهانی قطعی و مستقل. آنچه با منابع صنعتی انگلیسی قابل تأیید است، حضور ایران برک در زنجیرهی تولید پارچههای فاستونی و پوشاک و سابقهی آن در صنعت نساجی ایران است.
ایران برک فقط کتوشلوار نیست
هرچند کتوشلوار مهمترین بخش هویت تاریخی برند است، اما فعالیت ایران برک به همین محصول محدود نمانده است. در معرفیهای تجاری، محصولاتی مانند: کتوشلوار، پیراهن، یونیفرم، لباس سازمانی، مانتو و پوشاک سفارشی نیز برای برند ذکر شدهاند.
این توسعه، از یک منظر منطقی است. وقتی یک مجموعه توانایی تولید پارچه و پوشاک رسمی دارد، ورود به بازار لباس شرکتی و یونیفرم میتواند ادامهی طبیعی همان تخصص باشد. در این بخش، مشتری دیگر فقط یک فرد نیست؛ ممکن است یک شرکت باشد، یک سازمان،
یک مجموعهی خدماتی یا گروهی که به لباس یکپارچه نیاز دارد. و این یعنی ایران برک بخشی از فعالیت خود را در حوزهی فشن سازمانی (B2B Fashion) نیز تعریف کرده است.
لباس سازمانی؛ جایی میان فشن و صنعت
لباس فرم معمولاً در مرز عجیبی قرار میگیرد؛ از یک طرف، باید زیبا باشد، از طرف دیگر، باید کاربردی باشد، باید برای ساعتهای طولانی پوشیدن مناسب باشد، باید دوام داشته باشد، باید قابل تولید در تعداد بالا باشد و و در نهایت، باید هویت سازمان را نیز منتقل کند. برای مجموعهای با ریشهی نساجی و تولید کتوشلوار، این بازار کاملاً طبیعی است. ایران برک نیز در معرفیهای تجاری خود، لباسهای پرسنلی و تولید سفارشی را در میان حوزههای فعالیتش قرار داده است. اینجا دیگر لباس فقط فشن نیست و لباس تبدیل به بخشی از هویت سازمان میشود.
چرا «برک» مهم است؟
اگر بخواهیم تاریخ برندهای پوشاک ایران را از زاویهی تحول صنعت بررسی کنیم، ایران برک یک نمونهی مهم است. چون داستان آن با بسیاری از برندهای نسل جدید متفاوت است. نسل جدید معمولاً از برند شروع میکند؛ از لوگو، هویت بصری، اینستاگرام، فروشگاه و کمپین. اما ایران برک از صنعت شروع کرد؛ از نساجی، از پارچه، از کارخانه، از تولید و بعد به برند پوشاک رسید. این تفاوت، شاید مهمترین ویژگی تاریخی ایران برک باشد.
کارخانهای در رشت
یکی از نقاط مهم جغرافیایی در داستان ایران برک، رشت است. منابع صنعتی و خبری از کارخانهی ایران برک در رشت، مرکز استان گیلان، نام بردهاند. این موضوع از آن جهت جالب است که تاریخ صنعت نساجی ایران فقط تاریخ تهران نیست. شهرهای شمالی کشور نیز در توسعهی صنایع نساجی نقش مهمی داشتهاند. ایران برک یکی از نمونههای شناختهشدهی این حضور صنعتی در گیلان است.
اما داستان ایران برک یک روی دیگر هم دارد
هر روایت تاریخی دربارهی یک شرکت صنعتی، نباید فقط از موفقیتها حرف بزند. ایران برک در دهههای اخیر با مشکلات جدی صنعتی و مالی نیز مواجه شده است. در سال ۲۰۱۵ بیش از ۱۲۰ کارگر کارخانهی ایران برک در رشت دست به اعتصاب زدند و مسئلهی اصلی آنها پرداختنشدن دستمزد و مشکلات مربوط به مزایا بود. گزارشهای آن زمان از ماهها حقوق معوقه سخن میگفتند. این اتفاق فقط یک حاشیه در تاریخ برند نیست. بلکه نشان میدهد فاصلهی میان اعتبار تاریخی یک برند و سلامت اقتصادی یک کارخانه میتواند بسیار زیاد باشد. برندی ممکن است سابقهای درخشان داشته باشد، اما ساختار اقتصادی آن تحت فشار قرار بگیرد.
بحران صنعت نساجی و ایران برک
در سال ۲۰۱۶، گزارشی دربارهی بحران صنعت نساجی ایران اعلام کرد که هزاران واحد نساجی در کشور طی چند سال تعطیل شدهاند و از ایران برک نیز در میان مجموعههایی که با بحران مواجه شده بودند، نام برد. مشکلات صنعت تنها به یک شرکت محدود نبودند. نوسان نرخ ارز، دشواری تأمین مواد اولیه، مشکلات تأمین مالی، بازار راکد و فشار واردات و قاچاق، همهی این عوامل صنعت نساجی ایران را تحت فشار قرار داده بودند. برای شرکتی که بخش مهمی از هویتش بر تولید صنعتی بنا شده، چنین بحرانهایی بسیار جدیتر از یک افت فروش معمولی هستند. زیرا کارخانه یک دارایی بزرگ است؛ هزینهی ثابت دارد، نیروی انسانی دارد، ماشینآلات دارد و نمیتوان آن را بهسادگی مانند یک فروشگاه تعطیل و دوباره راهاندازی کرد.
ایران برک و مسئلهی بقا
اینجا داستان ایران برک از یک داستان موفقیت به یک داستان پیچیدهتر تبدیل میشود؛ یک طرف ماجرا: بیش از پنج دهه سابقه، تولید پارچه، تولید کتوشلوار، تجربهی صنعتی، صادرات و نامی شناختهشده در پوشاک رسمی ایران و در طرف دیگر: بحران صنعت نساجی، مشکلات اقتصادی، فشار بر کارخانه و چالش حفظ یک کسبوکار صنعتی در بازاری که بهسرعت در حال تغییر است. این دو تصویر باید همزمان دیده شوند. زیرا اگر فقط از موفقیتهای ایران برک بگوییم، تاریخ آن را ناقص روایت کردهایم.
چرا ایران برک هنوز مهم است؟
شاید امروز نامهای جدیدتر و پرسروصداتری در بازار پوشاک ایران وجود داشته باشند. برندهایی که اینستاگرام فعالتری دارند، کمپینهای مدرنتری اجرا میکنند و زبان بصریشان به خرده فروشی فشن جهانی نزدیکتر است. اما ایران برک چیزی دارد که بسیاری از این برندها هنوز به دست نیاوردهاند: تاریخ صنعتی. برندی که بیش از نیم قرن از مسیر صنعت پوشاک ایران عبور کرده، بخشی از تاریخ تولید کتوشلوار کارخانهای در کشور بوده و زمانی حتی در مسیر صادرات پوشاک قرار گرفته است. این سرمایه را نمیتوان با یک کمپین تبلیغاتی ساخت. این سرمایه، زمان است.
ایران برک در مقایسه با نسل جدید برندهای ایرانی
اگر بخواهیم ایران برک را کنار برندهایی مانند ناریان، سارک، سالیان یا بادی اسپینر قرار دهیم، تفاوت بسیار واضح میشود. ناریان از دل صنعت نساجی آمده، اما هویت خود را بهعنوان یک برند High Street ساخته است، بادی اسپینر از تولید به سمت خرده فروشی حرکت کرده است، سارک روی پوشاک زنانه، مردانه و کودکانه و مفهوم هماهنگی سبک و رنگ تأکید دارد. اما ایران برک بخش مهمی از هویت خود را همچنان از نساجی و پوشاک رسمی میگیرد. به همین دلیل، جایگاه آن در تاریخ پوشاک ایران بیشتر به نسل برندهایی نزدیک است که صنعت و محصول نقطهی آغازشان بوده است.
میراث اصلی برک؛ پارچه قبل از لباس
شاید اگر بخواهیم داستان ایران برک را در یک جمله خلاصه کنیم، باید از همان نقطهای شروع کنیم که بسیاری از روایتهای فشن از آن عبور میکنند: پارچه؛ قبل از کتوشلوار، پارچه وجود دارد، قبل از برش، بافت وجود دارد، قبل از دوخت، نخ وجود دارد و ایران برک بخش مهمی از هویت تاریخی خود را از همین زنجیره گرفته است. برای همین است که نام آن با پارچه پشمی، فاستونی، کت و شلوار و نساجی در منابع صنعتی کنار هم قرار میگیرد. این شاید مهمترین تفاوت ایران برک با بسیاری از برندهای پوشاک معاصر باشد.
برک؛ بخشی از حافظهی پوشاک رسمی ایران
در نهایت، ایران برک را نمیتوان فقط یک برند کتوشلوار دانست. این برند بخشی از داستان صنعتی شدن پوشاک ایران است؛ از دههی ۱۳۴۰ وارد صنعت شد، با پارچههای پشمی و فاستونی شناخته شد، در تولید کتوشلوار نقش گرفت، در دورهای با صنعت ایتالیا همکاری داشت، به بازارهای خارجی راه پیدا کرد، به تولید لباسهای سازمانی و سفارشی رسید و و در سالهای بعد، مانند بسیاری از کارخانههای قدیمی نساجی ایران، با بحرانهای جدی اقتصادی و کارگری روبهرو شد. به همین دلیل، داستان ایران برک را نمیتوان با جملهی «یک برند قدیمی ایرانی» تمام کرد. داستان واقعی بزرگتر است؛ برک، داستان نسلی از صنعتگران ایرانی است که تلاش کردند لباس رسمی را از کارگاه خیاطی به کارخانه بیاورند. داستان پارچهای که قبل از کت وجود داشت. داستان کارخانهای که پشت لباس ایستاده بود و داستان برندی که در مقطعی نشان داد یک محصول ایرانی میتواند راه خود را از کارخانهای در رشت به بازارهای خارج از کشور باز کند.
اما شاید مهمتر از همه، داستان یک سؤال باشد:
وقتی یک برند بیش از نیم قرن عمر دارد، آیا مهمترین داراییاش نام آن است یا دانشی که در طول این سالها ساخته است؟ در مورد ایران برک، پاسخ احتمالاً ترکیبی از هر دو است. نام «برک» بخشی از حافظهی پوشاک رسمی ایران است؛ اما میراث واقعی آن را باید در جایی عمیقتر جستوجو کرد: در پارچه، در کارخانه، در تجربهی تولید و در تاریخی که با صنعت پوشاک ایران گره خورده است.



