The RealReal

The RealReal؛ چگونه یک فروشگاه دست‌دوم، لوکس را دوباره تعریف کرد؟

اگر کسی در سال ۲۰۱۱ به شما می‌گفت آینده خرید لوکس این است که یک کیف ارمس یا ساعت رولکس را از کمد شخص دیگری بخرید، احتمالاً ایده چندان لوکسی به نظر نمی‌رسید . اما The RealReal دقیقاً روی همین تناقض بنا شد: اینکه چیزی می‌تواند «دست‌دوم» باشد، اما همچنان «لوکس»، معتبر، خواستنی و حتی یک دارایی باشد.

امروز The RealReal دیگر صرفاً یک سایت خرید و فروش لباس‌های دست‌دوم نیست. این شرکت خود را بزرگ‌ترین کارکت پلیس آنلاین کالاهای لوکس  فروش مجدد و احرازاصالت‌شده معرفی می‌کند؛ پلتفرمی که بین صاحب کالا و خریدار قرار می‌گیرد و تقریباً همه کارها، از دریافت کالا و احراز اصالت تا قیمت‌گذاری، عکاسی، فروش، ارسال و خدمات مشتری را انجام می‌دهد.

و جالب‌تر اینکه در سال ۲۰۲۶، برخلاف تصویری که ممکن است از یک کسب‌وکار قدیمی‌ترِ ایکامرس داشته باشیم، The RealReal  در حال رشد است. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، ارزش ناخالص کالای شرکت به ۶۱۷ میلیون دلار رسید؛ ۲۲ درصد بیشتر از سال قبل.  درآمد نیز ۱۷ درصد رشد کرد و تعداد خریداران فعال دوازده‌ماهه به ۱.۱۰۷ میلیون نفر رسید. میانگین ارزش سفارش هم به ۶۵۹ دلار افزایش یافت.

اما برای فهمیدن اینکه این شرکت چرا مهم است، باید داستان را از اول شروع کنیم.

داستان از یک سؤال ساده شروع شد: چرا در کمدهای لوکس این‌قدر سرمایه خوابیده دارند؟

The RealReal در سال ۲۰۱۱ توسط جولی وین‌رایت (Julie Wainwright) تأسیس شد؛ کارآفرینی که پیش از آن هم تجربه راه‌اندازی و مدیریت کسب‌وکارهای اینترنتی را داشت.

ایده ساده بود: در خانه میلیون‌ها نفر، لباس، کیف، کفش، ساعت و جواهرات گران‌قیمتی وجود دارد که دیگر استفاده نمی‌شوند؛ در طرف دیگر، میلیون‌ها نفر هستند که دوست دارند این کالاها را بخرند، اما نمی‌خواهند قیمت کامل کالای نو را بپردازند.

مسئله اصلی اما اعتماد بود؛

اگر من یک کیف شنل را از یک فرد ناشناس در اینترنت بخرم، از کجا بدانم واقعاً  شنل است؟

اگر یک ساعت رولکس بخرم، از کجا بدانم دست‌کاری نشده؟

اگر یک کت دیور را آنلاین ببینم، از کجا بفهمم عکس و توضیحات آن واقعاً با کالایی که به دستم می‌رسد مطابقت دارد؟

The RealReal خودش را بین این دو طرف قرار داد؛ فروشنده کالا را می‌دهد؛ The RealReal اعتماد را می‌فروشد و همین نکته، کلید مدل کسب‌وکار آن است.

The RealReal دقیقاً چه می‌فروشد؟

در ظاهر، پاسخ ساده است: کالاهای لوکس دست‌دوم. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، محصول The RealReal فقط لباس نیست. محصول واقعی آن ترکیبی از چهار چیز است: کالا + اعتماد + کشف + نقدشوندگی

کالاها شامل:

  • لباس زنانه
  • لباس مردانه
  • کیف و اکسسوری
  • کفش
  • جواهرات
  • ساعت
  • جواهرات نفیس
  • آثار هنری
  • وسایل منزل
  • کالاهای وینتیج  و کلکسیونی

و در میان برندهای محبوب آن نام‌هایی مانند  کارتیه، شنل، کریستین دیور، گوچی، ارمس، لویی ویتون، پرادا، روکس، سن لوران، تیفانی و ون کلیف دیده می‌شود.

بنابراین The RealReal در واقع یک  دپارتمان استور دیجیتال برای فروش مجدد اجناس لوکس ساخته است؛ با این تفاوت که موجودی آن را برندها تولید نمی‌کنند، بلکه کمدهای مردم تولید می‌کنند.

شاه‌کلید مدل کسب‌وکار: مارکت پلیس یا فروشگاه؟

اینجا یکی از جذاب‌ترین نکات The RealReal قرار دارد. این شرکت عمدتاً مالک کالا نیست. مدل اصلی آن  روش امانی است. یعنی شما کالایتان را به The RealReal می‌دهید و شرکت آن را برایتان می‌فروشد. پس از فروش، بخشی از مبلغ فروش به صاحب کالا می‌رسد و The RealReal کمیسیون خود را برمی‌دارد.

در سال ۲۰۲۵، The RealReal حدود ۵۳۵.۹ میلیون دلار درآمد  از فروش امانی داشت و کمیسیون آن ۳۷.۷ درصد بود. این یعنی The RealReal یک خرده‌فروش سنتی نیست که مجبور باشد قبل از فروش، سرمایه زیادی را صرف خرید موجودی کند.

این مدل یک مزیت بسیار مهم‌تر هم دارد: هرچه فروشنده بیشتری داشته باشی، انتخاب بیشتری داری؛ و هرچه انتخاب بیشتری داشته باشی، خریدار بیشتری جذب می‌کنی و برعکس. این همان موتور رشد چرخشی بازار آنلاین است.

خود شرکت نیز در گزارش سالانه ۲۰۲۵ توضیح می‌دهد که افزایش فرستنده کالاها، عرضه کالاهای باکیفیت را بیشتر می‌کند؛ عرضه بیشتر باعث جذب خریدار می‌شود و فروش بیشتر، سرعت فروش و درآمد، فرستنده کالا را بالا می‌برد.

دو مشتری دارد؛ و این نکته بازاریابی بسیار مهمی است

بسیاری از فروشگاه‌های فشن فقط یک مشتری دارند: خریدار

اما The RealReal هم‌زمان دو گروه اصلی را باید راضی نگه دارد:

  1. خریدار: کسی که می‌خواهد مثلاً یک کیف شانل یا ساعت رولکس بخرد.
  2. فرستنده کالا: کسی که می‌خواهد کیف Chanel یا ساعت Rolex خودش را بفروشد.

و نکته فوق‌العاده اینجاست: یک نفر می‌تواند هر دو باشد.

ممکن است امروز یک کیف بخرید و شش ماه بعد همان کیف را برای فروش به The RealReal بدهید. به همین دلیل، رابطه The RealReal با مشتری صرفاً رابطه «فروشگاه ـ خریدار» نیست؛ رابطه‌ای شبیه مدیریت چرخه عمر یک دارایی لوکس است.

این همان چیزی است که مدل آن را از یک فروشگاه آنلاین معمولی متفاوت می‌کند.

پرسونای مخاطب The RealReal کیست؟

پرسونای The RealReal را نمی‌توان فقط با «زن ۲۵ تا ۴۵ ساله ثروتمند» توضیح داد. مخاطب آن چند لایه است:

متقاضی کالاهای لوکس:

 کسی که برندهای لوکس را می‌خواهد، اما حاضر نیست همیشه قیمت کامل  خرده فروشی را پرداخت کند.

شکارچی فشن:

کسی که دنبال یک مدل خاص، وینتیج با مدلی است که دیگر تولید نمی‌شود؛ برای این فرد، The RealReal بیشتر شبیه گنج‌یابی دیجیتال است.

خریدار سرمایه‌:

کسی که خرید را فقط مصرف نمی‌بیند؛ یک کیف ارمس، ساعت رولکس یا قطعه جواهر نفیس برای او می‌تواند ارزش نگهداری و فروش داشته باشد.

مصرف کننده آگاه:

کسی که به جای خرید کالای کاملاً جدید، به چرخه عمر محصول اهمیت می‌دهد.

جن زی (Gen-Z) دنبال کننده ترند:

 نسل جوانی که الزاماً luxury را با «نو بودن» تعریف نمی‌کند.

در گزارش‌های The RealReal، داده‌های جست‌وجو نشان داده‌اند که Gen Z به برندهایی مانند پرادا توجه ویژه دارد و حتی کالاهای  وینتیج و سبک‌هایی که زمانی  نیش مارکت، محسوب می‌شدند، دوباره وارد جریان اصلی شده‌اند.

 و البته یک گروه بسیار مهم: پولسازان از کمد لباس (The Closet Monetizer)؛  فردی که به کمد لباس خود به چشم سرمایه‌ای بالقوه نگاه می‌کند. این شخص لزوماً عاشق خرید نیست؛ عاشق این است که بداند خریدهای قبلی‌اش هنوز ارزش دارند.

The RealReal یک فروشگاه نیست؛ یک «ماشین کشف» است

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های این کسب‌وکار، ذات غیرقابل پیش‌بینی بودن موجودی آن است. در یک فروشگاه معمولی اگر یک محصول تمام شود، می‌توان آن را دوباره سفارش داد. اما اگر امروز یک کیف وینتیج خاص شنل در The RealReal فروخته شود، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا همان مدل دوباره وارد سایت شود.

این موضوع یک رفتار بسیار مهم ایجاد می‌کند: FOMO؛ از دست دادن. اگر الان نخرم، شاید دیگر پیدا نشود. در نتیجه، موجودی متغیر، خودش تبدیل به ابزار بازگشت کاربر (retention) و اینگیجمنت (engagement) می‌شود.

The RealReal نیز امروز بیش از ۱۵ هزار آیتم در روز وارد سیستم می‌کند و از داده‌های بیش از ۵۰ میلیون کالای فروخته‌شده برای قیمت‌گذاری و تحلیل تقاضا استفاده می‌کند.

یعنی هر روز چیزی تازه برای کشف وجود دارد.

First Look؛ وقتی «زودتر دیدن» تبدیل به محصول می‌شود

یکی از ایده‌های جالب The RealReal، عضویت First Look است. کاربر با پرداخت ماهانه ۱۲ دلار، ۲۴ ساعت زودتر از سایر کاربران به برخی محصولات و فروش‌ها دسترسی پیدا می‌کند و دعوت‌نامه‌های ویژه دریافت می‌کند.

از دید بازاریابی، این فقط یک  عضویت ساده نیست. The RealReal در واقع دارد چیزی را به پول تبدیل می‌کند که در بازار فروش مجدد بسیار ارزشمند است: زمان؛ اگر کالایی کمیاب باشد، ۲۴ ساعت زودتر دیدنش می‌تواند واقعاً ارزش داشته باشد.

این مدل از  «عضویت (membership)» یک درس مهم دارد: برای ساختن اشتراک،  الزاماً لازم نیست محصول بیشتری بدهید؛ گاهی کافی است دسترسی زودتر، بهتر یا خاص‌تر بدهید..

چرا قیمت‌ها جذاب‌اند؟

The RealReal در نقطه‌ای بین توانایی خرید و آرزوی خرید قرار گرفته است. خریدار می‌تواند صاحب کالایی از برند بسیار لوکس شود، بدون اینکه الزاماً قیمت  خرده‌فروشی آن را بپردازد. اما نکته جالب این است که The RealReal فقط بازار کالاهای ارزان‌تر را هدف نمی‌گیرد.

در گزارش ۲۰۲۴، رشد خرید کیف‌های ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلاری قابل توجه بود و فروش جواهرات نفیس با قیمت ۵۰۰۰ دلار به بالا نیز رشد کرد. فروش و تعداد مشتریان این بخش جواهرات به ترتیب ۲۲ و ۱۷ درصد افزایش داشت و میانگین ارزش هر سفارش در سال ۲۰۲۵ به ۵۹۴ دلار رسید؛ در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ این عدد به ۶۵۹ دلار افزایش پیدا کرد.

پس The RealReal در حال حرکت به سمت کالاهای ارزشمندتر است، نه صرفاً کالاهای ارزان‌تر.

جغرافیا؛ آمریکا، اما با منطق یک بازار جهانی

ریشه و بازار اصلی The RealReal آمریکاست. مراکز مهم آن در شهرهایی قرار دارند که تراکم مصرف‌کنندگان محصولات لوکس و عرضه کالاهای لوکس بالاست: نیویورک، لوس آنجلس، سن فرانسیسکو، شیکاگو، میامی، دالاس و دیگر بازارهای ثروتمند آمریکا.

در ۲۰۲۵، شرکت در Summit نیوجرسی فروشگاه جدیدی افتتاح کرد و شبکه‌ای از مکان‌ها در بازارهای مهمی مانند  شیکاگو، دالاس، گرینیچ (Greenwich)، هیوستون، لس آنجلس، میای، نیویورک، نیوپورت بیچ، پالم پیچ، پالو آلتو و سن فرانسیسکو داشت.

در فوریه ۲۰۲۶ نیز فروشگاه بزرگ San سن فرانسیسکو در Union میدان یونیون (Union) را با طراحی جدید بازگشایی کرد؛ هفدهمین مکان خرده‌فروشی این شرکت در آمریکا.

بنابراین جغرافیای The RealReal اتفاقی نیست؛ آن‌ها فروشگاه را جایی باز می‌کنند که: ثروت، منبع کالای لوکس، فرهنگ مصرف فشن و مشتریان با قدرت خرید بالا در یک نقطه جمع شده باشد.

چرا یک E-commerce به فروشگاه فیزیکی احتیاج دارد؟

این یکی از جذاب‌ترین درس‌های The RealReal است. ممکن است فکر کنیم اگر یک شرکت که ذاتا دیجیتال است، فروشگاه فیزیکی برایش هزینه اضافی است. اما برایThe RealReal، فروشگاه فقط محل فروش نیست.

فروشگاه:

محل دریافت کالا از  صاحب کالاست؛

  • محل ملاقات با کارشناسان است؛
  • ابزار  جذب مشتری جدید است؛
  • اعتماد ایجاد می‌کند؛
  • برند آگاهی می‌سازد؛
  • تجربه لوکس ایجاد می‌کند؛
  • و مشتریان با قدرت خرید بالا را جذب می‌کند.

شرکت حتی در گزارش‌هایش توضیح داده که فروشگاه‌های فیزیکی می‌توانند مشتریان و consignorهای ارزشمندتری جذب کنند و در عین حال نرخ بازگشت کالا را پایین بیاورند.

بنابراین: فروشگاه برای The RealReal رقیب وب سایت نیست؛ بخشی از موتور وب سایت است.

برندینگ: چرا اسم «The RealReal» هوشمندانه است؟

نام برند خودش یک وعده است: واقعی (Real).

در کسب‌وکاری که بزرگ‌ترین ترس مشتری «تقلبی بودن» است، برند باید قبل از هر چیز درباره اصالت حرف بزند. The RealReal، عملاً برند خود را روی یک تضاد ساخته: لوکس + فروش دوباره و این تضاد را با یک مفهوم حل می‌کند: اصالت.

به همین دلیل، اصالت برای The RealReal صرفاً یک عملیات  زیرساخت نیست. بخشی از تهعد برند است.

و اینجا بزرگ‌ترین نقطه قوت، تبدیل به بزرگ‌ترین نقطه ضعف هم شد

اگر The RealReal یک فروشگاه معمولی بود و یک محصول تقلبی در آن پیدا می‌شد، مشکل جدی بود. اما وقتی تمام  ساختن جایگاه برند روی عبارت‌هایی مانند لوکس بااصالت، ساخته شده باشد، یک کالای تقلبی فقط یک اشتباه عملیاتی نیست؛ به برند ضربه می‌زند.

The RealReal در سال‌های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ با انتقادها و پرونده‌هایی درباره احراز اصالت مواجه شد؛ از جمله شکایت شنل و گزارش‌هایی درباره کالاهایی که به عنوان اصل فروخته شده بودند اما بعدها درباره اصالتشان تردید ایجاد شد. یک دعوای مربوط به ادعاهای اصالت نیز در سال ۲۰۲۱ با پرداخت ۱۱ میلیون دلار، خارج از روال رسیدگی در دادگاه، حل‌وفصل شد.

این شاید مهم‌ترین بحران استراتژیک The RealReal بود. چون paradox کسب‌وکار اینجاست: برای فروش بیشتر باید کالاهای بیشتری وارد کنید؛ اما هرچه حجم کالا بیشتر شود، کنترل اصالت دشوارتر و پرهزینه‌تر می‌شود. یعنی همان چیزی که موتور رشد است، می‌تواند موتور ریسک هم باشد.

The RealReal چگونه با مشکل کالای تقلبی مبارزه می‌کند؟

امروز شرکت می‌گوید فرآیند احراز صلاحیتِ آن ترکیبی از ترکیب تجربه انسانی، هوش مصنوعی و یادگیری ماشن است.احرازکنندگان بر اساس سطح ریسک کالا دسته‌بندی می‌شوند و شرکت می‌گوید اعضای تیم احراز صلاحیت،  حداقل ۴۰ ساعت آموزش می‌بینند. برای ساعت و جواهرات نیز از متخصصان ساعت شناسی و جواهرشناسی استفاده می‌شود.

این یعنی The RealReal از یک  مارکت پلیس ساده به سمت یک شرکت مبتنی بر تکنولوژی در احراز اصالت حرکت کرده است و این تحول از نظر کسب‌وکار بسیار مهم است.

داده؛ چیزی که به‌راحتی قابل کپی نیست

شاید بزرگ‌ترین داراییThe RealReal ، لباس‌ها، فروشگاه‌ها یا حتی برند آن نباشد؛ ارزشمندترین دارایی این کسب و کار، داده است. شرکت می‌گوید بیش از ۵۰ میلیون کالا در طول عمر پلتفرم فروخته شده است. این حجم داده به آن اجازه می‌دهد بفهمد:

  • کدام برندها در حال رشدند؛
  • کدام مدل‌ها محبوب می‌شوند؛
  • چه چیزی چه زمانی فروش می‌رود؛
  • چه قیمتی مناسب است؛
  • کدام کالا ارزش resale بیشتری دارد؛
  • کدام trend در حال برگشتن است.

در واقع The RealReal فقط از بازار فشن خبر نمی‌دهد؛ بخشی از داده‌های بازار فشن را در اختیار دارد و این همان چیزی است که گزارش‌های سالانه فروش مجدد، آن را تبدیل به ابزار قدرتمند برند مارکتینگ کرده‌اند.

گزارش فروش مجدد؛ وقتی داده تبدیل به کانتنت مارکتینگ می‌شود

یکی از بهترین کارهای بازاریابی The RealReal این است که داده‌های داخلی خود را فقط برای عملیات نگه نمی‌دارد. آن را تبدیل به محتوا می‌کند. گزارش سالانه آن درباره روندهای فروش مجدد کالای لوکس به رسانه‌ها، ادیتورهای فشن، برندها و مصرف‌کنندگان می‌گوید:

  • چه برندهایی محبوب‌اند؟
  • چه کالاهایی ارزش خود را حفظ می‌کنند؟
  • نسل زد (Gen Z) چه می‌خرد؟
  • کدام برندهای وینتیج برگشته‌اند؟
  • چه کالاهایی ارزش سرمایه‌گذاری دارند؟

مثلاً در گزارش ۲۰۲۴، The RealReal  نشان داد جست‌وجوی ایسی میاکه (Issey Miyake) دو برابر شده و فروش ویوین وستوود (Vivienne Westwood) نیز رشد قابل توجهی داشته است. همچنین برخی برندهای قدیمی‌تر مانند دونا کارن (Donna Karan) و جیان فرانسو فره (Gianfranco Ferré) رشد چشمگیری در فروش  وینتیج داشتند.

این یک نمونه کلاسیک از مارکتینگ بر اساس داده است: «به‌جای اینکه بگوییم ما متخصص  فشن هستیم، داده‌ای تولید می‌کنیم که باعث می‌شود رسانه‌ها و مخاطب ما را متخصص بدانند.»

پایداری؛ یک ابزار بازاریابی یا یک مأموریت واقعی؟

The RealReal از ابتدا خود را با مفهوم مد گردشی (circular fashion) پیوند زده است.

منطق ساده است: اگر یک کیف به جای اینکه در کمد بلااستفاده بماند، دوباره فروخته شود، عمر مفید آن افزایش پیدا می‌کند.

شرکت حتی از همکاری‌های خود با برندهایی مانند  گوچی، بِربِری و استلا مک کارتنی (Stella McCartney) و نقش خود در جریان اقتصاد گردشی (circular economy) صحبت کرده است.

اما نکته جالب از منظر  مارکتینگ این است که پایداری  برای The RealReal یک مزیت احساس هم ایجاد می‌کند.

خریدار فقط نمی‌گوید: «من یک کیف دست‌دوم خریدم.»

می‌تواند بگوید: « من یک کالای لوکس را دوباره وارد چرخه استفاده کردم.»

یعنی خرید مجدد از نظر روانی می‌تواند از «صرفه‌جویی» به «هوشمندی» و حتی «مسئولیت‌پذیری» ارتقا پیدا کند.

اما این برند فقط برای آدم‌های مینیمالیست و محیط‌زیستی نیست

این هم یکی از اشتباهات رایج درباره  خرید دوباره است. The RealReal فهمیده که دلیل خرید دست دوم الزاماً پایداری نیست. ممکن است کسی یک کیف  وینتیج را بخرد چون:

دیگر تولید نمی‌شود؛

  • از مدل‌های جدید زیباتر است؛
  • در  تیک تاک دیده است؛
  • یک سلبریتی آن را حمل کرده؛
  • ارزش  بالایی برای فروش دوباره دارد؛
  • یا اصلاً فقط عاشق آن شده است.

گزارش‌های The RealReal نشان می‌دهند که  تیک تاک، سریال‌های تلویزیونی و فرهنگ  عامه در شکل دادن به تقاضا نقش دارند و این یعنی: فروش مجدد آیتم فشن دیگر ضد ترند نیست؛ خودش بخشی از اقتصاد ترند و مد است.

یکی از جذاب‌ترین تغییرات: وینتیج دیگر «قدیمی» نیست

برای نسل زد (Gen Z)، یک کیف وینتیج ممکن است از یک کیف جدید جذاب‌تر باشد. چرا؟

چون vintage می‌تواند نایاب، اصیل، خاص و حاوی داستان باشد.

این همان جایی است که The RealReal از یک فروشگاه دست دوم به یک کیوریتور فرهنگیو تعیین کننده سلیقه‌ی فرهنگی تبدیل می‌شود؛ آن‌ها فقط کالا نمی‌فروشند؛ می‌گویند: این مدل دوباره مهم شده، این برند دارد برمی‌گردد، این کیف ارزش سرمایه‌گذاری دارد، این ریخت‌شناسی  دوباره محبوب شده و این دقیقاً همان کاری است که رسانه فشن انجام می‌دهد.

پذیره نویسی و فراز بزرگ

در سال ۲۰۱۹، The RealReal وارد بورس نیویورک شد. این شرکت در عرضه اولیه سهام به بازار بورس، حدود ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرد و شرکت را به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های تبدیل  فروش مجدد به یک کسب‌وکار  جریان اصلی تبدیل کرد.

این اتفاق فقط موفقیت مالی نبود.از نظر فرهنگی هم پیام مهمی داشت: فروش مجدد دیگر گوشه‌ای از بازار تریفت (thrift) نبود؛ می‌توانست یک شرکت تکنولوژیِ میلیارددلاری باشد.

و بعد، بخش سخت داستان شروع شد

رشد سریع هزینه دارد؛ احراز اصالت نیروی انسانی می‌خواهد، انبارداری پیچیده است، عکاسی هر کالا زمان می‌برد، هر محصول یک SKU جداگانه است. کالاها یکی نیستند که بتوانی مانند  زارا یا نایکی آن‌ها را در حجم بالا مدیریت کنی. بازگشت کالا هزینه دارد و و فروشگاه فیزیکی هم ارزان نیست.

به همین دلایل،  The RealReal برای سال‌ها با مسئله سودآوری دست‌وپنجه نرم کرد. گزارش‌هایی درباره فشار هزینه، فرآیندهای  فشرده‌ی نیروی کار و دشواری رسیدن به سوددهی منتشر شد.

در سال ۲۰۲۲ نیز جولی وین‌رایت (Julie Wainwright)از سمت  مدیرعامل کناره‌گیری کرد و پس از دوره‌ای گذار، جان کوری‌یِل (John Koryl) در ۲۰۲۳ به عنوان  مدیرعامل منصوب شد؛ سپس در ۲۰۲۴ رَتی ساهی لِوِسک (Rati Sahi Levesque)، از مدیران قدیمی و دومین کارمند شرکت، به این صندلی. این تغییر رهبری، بخشی از گذار شرکت از رشد به‌هر قیمتی به سمت رشد سودآور بود.

و حالا؛ The RealReal در سال ۲۰۲۶ کجاست؟

اینجاست که داستان دوباره جذاب می‌شود. ارزش حجم ناخالص کالا در The RealReal در سال ۲۰۲۵ به ۲.۱۳ میلیارد دلار رسید؛ در حالی که این رقم در ۲۰۲۴ حدود ۱.۸۳ میلیارد دلار بود.  میانگین ارزش هر سفارش نیز از ۵۴۵ دلار به ۵۹۴ دلار رسید.

در سه‌ماهه اول ۲۰۲۶، ارزش حجم ناخالص کالا به ۶۰۶ میلیون دلار رسید و در سه‌ماهه دوم رکورد جدید ۶۱۷ میلیون دلار ثبت شد.  ارزش حجم ناخالص کالا در  فصل مالی دوم نسبت به سال قبل ۲۲ درصد رشد کرد و حاشیه سود تعدیل شده  از ۴.۱ درصد به ۷ درصد رسید.

شرکت برای کل سال ۲۰۲۶ نیز در حال حاضر ارزش حجم ناخالص کالا حدود ۲.۵۳۵ تا ۲.۵۶۵ میلیارد دلار و درآمد ۷۸۸ تا ۷۹۷ میلیون دلار را برآورد کرده است. یعنی داستان The RealReal دیگر داستان یک  استارتاپ است که فقط می‌خواهد بزرگ شود، نیست، داستان امروز، داستان شرکتی است که می‌خواهد نشان دهد می‌توان هم در فروش مجدد هم  مقیاس ساخت، هم  حاشیه سود گرفت.

و مهم‌تر از آن: خریدار جوان‌تر شده است

در فصل اول 2026، شرکت اعلام کرد رشد خریداران به‌خصوص از یوی نسل زد (Gen Z) و هزاره (Millennials) و تقویت شده است. این اتفاق برای آینده The RealReal  بسیار مهم است. چون اگر نسل جدید  کالای لوکس را از همان ابتدا در کنار resale تعریف کند، The RealReal  دیگر فقط یک  جایگزین به خرده فروشی لوکس نیست و می‌تواند بخشی از سفر خرید محصولات لوکس باشد.

The RealReal در حقیقت چه چیزی را تغییر داده است؟

قبل از ظهور پلتفرم‌هایی مانندThe RealReal، مسیر ذهنی بسیاری از مصرف‌کنندگان چیزی شبیه این بود: محصول لوکس را بخریدو نگه دارید. اما مدل جدید می‌تواند این باشد: کشف کنید، بخرید، بپوشید، بفروشید و محصول دیگری بخرید و این تغییر بسیار بزرگ است؛ در این مدل، خرید پایان رابطه نیست، شروع یک چرخه است. یک کیف می‌تواند امروز محصول باشد، فردا دارایی و ماه بعد محصولی برای فروش!

درس بزرگ مارکتینگ The RealReal

اگر بخواهیم تمام استراتژی این برند را در یک جمله خلاصه کنیم: The RealReal دست‌دوم‌بودن را نفروخت؛ ارزش باقی‌مانده را فروخت.

این تفاوت بسیار مهم است. اگر برند می‌گفت: « لباس ارزان‌تر بخرید»، درگیر جنگ قیمت می‌شد.

اما گفت: کالای لوکس را با قیمت جذاب‌تر، با اعتماد بیشتر و با امکان خروج دوباره از سرمایه‌گذاری‌تان بخرید.

در نتیجه، مشتری دیگر فقط خریدار دست دوم نیست؛ او می‌تواند: کلکسیونر، سرمایه‌گذار، شکارچی فشن، مصرف کننده‌ی آگاه و فروشنده باشد.

The RealReal چه چیزی را بهتر از بسیاری از ایکامرس‌ها فهمید؟

۱. اعتماد خودش محصول است

احراز اصالت فقط هزینه عملیاتی نیست؛ دارای مارکتینگ است.

۲. عرضه هم باید مارکت شود

جذب فروشنده به اندازه‌ی جذب خریدار، مهم است.

۳. کمیابی می‌تواند ، نرخ تبدیل را بالا ببرد

وقتی  کالا تکرارنشدنی است، اهمیت به شکل طبیعی ایجاد می‌شود.

۴. داده می‌تواند تبدیل به رسانه شود

گزارش فروج مجدد نمونه‌ای از تبدیل دیتای دست اول به تفکر مدیریتی است.

۵. فروشگاه فیزیکی می‌تواند موتور دیجیتال باشد

فروشگاه فیزیکی اگر درست طراحی شود، می‌توانددر روند تامین، جذب مشتری و ایجاد اعتماد تاثیر معناداری داشته باشد.

۶.  پایداری وقتی جذاب است که با ارزش افزوده ترکیب شود

شعار «سبزتر خرید کن»  به تنهایی کافی نیست.

اما ترکیب کالای لوکس + ارزش + کمیابی + پایداری، برنده است.

۷.  مارکت پلیس‌هلای موفق باید هر دو طرف بازار را رشد دهند

خریدار بدون تامین کننده و تامین کننده بدون خریدار، هردو فاقد ارزشتند. قدرت واقعی در ایجاد چرخه است.

و شاید بزرگ‌ترین درس The RealReal این باشد که فشن همیشه درباره «نو بودن» نیست، گاهی درباره ارزش ماندگار است.

یک لباس ممکن است از رانوی خارج شود، چند سال در کمد بماند و دوباره به ترند تبدیل شود. یک کیف ممکن است صاحبش را عوض کند، اما ارزشش را حفظ کند. یک ساعت ممکن است چند دهه عمر داشته باشد و همچنان خواستنی باشد و یک  مارکت پلیس هوشمند می‌تواند تمام این چرخه را به یک مدل کسب‌وکار تبدیل کند.

The RealReal از یک سؤال ساده شروع کرد: «با کالاهای لوکسی که دیگر استفاده نمی‌شوند چه کنیم؟»

اما امروز پاسخ آن دیگر فقط «بفروشیمشان» نیست.

پاسخ بزرگ‌تر این است: بیایید برای  کالای لوکس یک اقتصاد ثانویه بسازیم.

اقتصادی که در آن کمد لباس فقط محل نگهداری لباس نیست؛ یک  موجودی کالا است.

خرید فقط مصرف نیست؛ می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد.

و فروش دوباره دیگر نسخه ارزان‌تر کالای لوکس نیست؛ یکی از مسیرهای اصلی آینده  اقتصاد لوکس است.

و شاید همین مهم‌ترین دستاورد The RealReal باشد: اینکه توانست مفهوم «دست‌دوم» را از چیزی که باید پنهانش کرد، به چیزی تبدیل کند که می‌توان درباره‌اش هیجان‌زده، کنجکاو و حتی مغرور بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *