پیش از آنکه «برند» به معنای امروزیاش وارد ادبیات خردهفروشی مد ایران شود، صنعت پوشاک کشور تجربههایی داشت که بیشتر از آنکه داستان یک لوگو یا یک فروشگاه باشند، داستان تولید صنعتی، انتقال دانش و ساختن یک صنعت مدرن بودند.
جامکو (Jamco) یکی از مهمترین نمونههای این دوره است؛ نامی که امروز شاید برای نسل جدید چندان آشنا نباشد، اما در تاریخ صنعت پوشاک آماده ایران جایگاه مهمی دارد.
جامکو در دهه ۱۳۵۰ و در دورهای شکل گرفت که ایران در حال عبور از خیاطی سنتی و کارگاههای کوچک به سمت تولید انبوه پوشاک بود. گزارش صنعتی سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) نیز جامکو را در کنار ایرانبرک از نخستین شرکتهای مهم پوشاک آماده ایران در این دوره معرفی میکند.
جامکو از کجا آمد؟
داستان جامکو به یکی از خانوادههای مهم کارآفرین در اقتصاد صنعتی ایران، یعنی برادران خیامی، گره خورده است.
احمد و محمود خیامی بیش از همه با تأسیس ایرانناسیونال ــ که بعدها به ایرانخودرو تبدیل شد ــ شناخته میشوند؛ اما فعالیت آنها تنها به صنعت خودرو محدود نبود.
آنها در سالهای پیش از انقلاب، مجموعهای از کسبوکارهای صنعتی و تجاری را ایجاد کردند که فروشگاههای زنجیرهای کوروش، بانک صنعت و معدن و جامکو از جمله آنها بودند.
در روایت احمد خیامی از زندگی اقتصادیاش، که بعدها در کتاب پیکان سرنوشت ما منتشر شد، تأسیس کارخانه جامکو در ادامه توسعه فروشگاههای کوروش مطرح میشود.
ایده اصلی ساده اما مهم بود: اگر قرار است فروشگاه مدرن داشته باشیم، باید تولید مدرن هم داشته باشیم.
و این دقیقاً همان نقطهای است که جامکو را از یک تولیدی معمولی پوشاک جدا میکند.
جامکو؛ فرزند عصر صنعتیشدن ایران
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، صنعت ایران بهسرعت در حال صنعتیشدن بود.
خودروسازی، لوازم خانگی، نساجی، پوشاک و خردهفروشی، همگی از مدلهای سنتی فاصله میگرفتند.
در صنعت پوشاک نیز تا پیش از دهه ۱۳۴۰، بخش قابل توجهی از بازار در اختیار خیاطیها و کارگاههای کوچک بود. اما از دهه ۱۹۶۰، تولید انبوه پوشاک به تدریج شکل گرفت و تقاضای رو به رشد برای پوشاک آماده، زمینه را برای ایجاد کارخانههای بزرگتر فراهم کرد.
با این حال، بنا بر گزارش UNIDO، نقطه عطف مهم در توسعه پوشاک آماده ایران در سال ۱۹۷۵ اتفاق افتاد؛ زمانی که دو شرکت جامکو و ایران برک با مشارکت شرکتهای ایتالیایی برای تولید کتوشلوار تأسیس شدند.
این بخش از تاریخ جامکو بسیار مهم است.
چون نشان میدهد هدف فقط تولید بیشتر نبود.
مسئله، انتقال استاندارد و تکنولوژی تولید مدرن بود.
یک همکاری ایرانی ـ ایتالیایی
مشارکت با شرکتهای ایتالیایی اتفاق کوچکی نبود.
ایتالیا در آن زمان یکی از مهمترین مراکز تولید پوشاک، طراحی و دوخت ساختارمند در جهان بود.
بنابراین همکاری با شرکت ایتالیایی میتوانست به ایران کمک کند تا تجربه تولید صنعتی پوشاک را از یک صنعت مبتنی بر خیاطی فردی، به فرآیندی استانداردتر تبدیل کند.
جامکو در همین چارچوب وارد تولید کت و شلوار شد؛ یعنی محصولی که بیش از بسیاری از انواع لباس، به استانداردسازی الگو، برش، دوخت، اتوکاری و کنترل کیفیت وابسته است.
به بیان سادهتر:
جامکو قرار نبود فقط کتوشلوار بدوزد؛ قرار بود کتوشلوار را صنعتی تولید کند.
جامکو و فروشگاههای کوروش
یکی از نکات جذاب در داستان جامکو، ارتباط آن با فروشگاههای زنجیرهای کوروش است.
احمد خیامی در خاطراتش توضیح میدهد که پس از راهاندازی فروشگاههای کوروش، کارخانه جامکو را نیز راهاندازی کرد و تولید پوشاک آن را اقدامی در راستای تأمین نیاز بازار میدانست.
این ارتباط از منظر تاریخ خردهفروشی ایران اهمیت زیادی دارد.
زیرا امروز، اتصال میان: طراحی، تولید، هرده فروشی یکی از اصول بدیهی صنعت مد است.
اما در آن زمان، ایجاد چنین زنجیرهای در ایران اتفاقی نسبتاً پیشرو محسوب میشد.
وقتی مارکس اند اسپنسر وارد داستان شد
در خاطرات احمد خیامی، ماجرای دیگری نیز وجود دارد که برای فهم نگاه او به پوشاک بسیار جالب است.
برای فروشگاههای کوروش، مجوز واردات ۹ هزار قطعه لباس گرفته شد و بخشی از این محصولات از مارکس اند اسپنسر (Marks & Spencer) خریداری شد.
در ادامه نیز تلاش شد با این شرکت برای نمایندگی در ایران همکاری شود.
این اتفاق را میتوان از یک زاویه دیگر هم دید: خیامیها تنها به دنبال تولید لباس ایرانی نبودند؛ آنها به دنبال یادگیری از مدلهای موفق خردهفروشی و پوشاک بینالمللی نیز بودند.
و این دقیقاً همان ذهنیتی بود که در پروژههایی مانند جامکو دیده میشد: تولید داخلی، اما با نگاه به استاندارد جهانی.
جامکو چه چیزی تولید میکرد؟
مهمترین محصولی که منابع صنعتی درباره جامکو در دوره تأسیس به آن اشاره میکنند، کتوشلوار مردانه است.
گزارش UNIDO جامکو را در کنار ایرانبرک بهعنوان شرکتی معرفی میکند که در سال ۱۹۷۵ با مشارکت ایتالیاییها برای تولید کننده کت و شلوار شکل گرفت.
این انتخاب محصول نیز کاملاً منطقی بود.
کتوشلوار یکی از پیچیدهترین محصولات پوشاک برای تولید استاندارد در مقیاس صنعتی است و تولید آن نیازمند هماهنگی دقیق میان طراحی، الگوسازی، برش، دوخت، آسترکشی، اتوکاری، کنترل کیفیت و سایزبندی است.
بنابراین توسعه کارخانهای برای چنین محصولی میتوانست به ارتقای کل زنجیره پوشاک کمک کند.
جامکو در تاریخ پوشاک ایران چه جایگاهی داشت؟
اگر تاریخ صنعت پوشاک ایران را به چند مرحله تقسیم کنیم، جامکو در نقطهای بسیار مهم قرار میگیرد:
مرحله اول: خیاطی و تولید سفارشی
مرحله دوم: کارگاههای کوچک و تولید محدود
مرحله سوم: تولید صنعتی و پوشاک آماده
مرحله چهارم: برندهای خرده فروشی
جامکو متعلق به مرحله سوم است.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد جامکو را صرفاً با معیارهای امروزی مانند «برندینگ»، «کمپین تبلیغاتی» یا «استایل بصری» ارزیابی نکنیم.
جامکو پیش از هر چیز یک پروژه صنعتی در صنعت پوشاک بود.
اما انقلاب ۱۳۵۷ همهچیز را تغییر داد
جامکو، مانند بسیاری از کارخانههای بزرگ ایران، پس از انقلاب وارد دورهای کاملاً متفاوت شد.
گزارشهای تاریخی نشان میدهند که در سالهای پس از انقلاب، وضعیت مالکیت و مدیریت کارخانه تغییر کرد و جامکو وارد ساختار جدید اقتصاد دولتی ایران شد.
یک گزارش مربوط به سال ۱۹۸۲ نیز از فعالیت شورای کارگری در کارخانه جامکو و تلاش آن برای مشارکت در مدیریت کارخانه خبر میدهد.
این اتفاق نشان میدهد که جامکو در نخستین سالهای پس از انقلاب همچنان یک واحد صنعتی فعال و مهم بود، اما دیگر در همان چارچوب اقتصادی و مدیریتی پیش از انقلاب فعالیت نمیکرد.
سالهای دشوار جامکو
یکی از نقاط مهم و تلخ تاریخ جامکو به دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰ بازمیگردد.
در ژوئیه ۲۰۰۱، صدها کارگر کارخانه پوشاک مردانه جامکو در تهران در اعتراض به پرداختنشدن حقوق خود در برابر مجلس تجمع کردند.
گزارش AFP که آن زمان منتشر شد، میگوید برخی کارگران اعلام کرده بودند که حدود یک سال حقوق دریافت نکردهاند و در جریان برخورد پلیس با تجمع، هشت نفر زخمی شدند.
گزارشهای دیگری نیز در همان دوره از اعتراض حدود ۲۵۰ کارگر جامکو و کارخانه کفش شادنپور خبر دادهاند.
این بخش از تاریخ جامکو بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد فاصله میان یک کارخانه صنعتی قدرتمند و یک کارخانه گرفتار بحران مالی میتواند در چند دهه بسیار زیاد باشد.
از کارخانه مدرن تا بحران صنعتی
جامکو در دهه ۱۳۵۰ نماد یک ایده بود: ایران میتواند پوشاک را در مقیاس صنعتی و با استانداردهای بینالمللی تولید کند.
اما در پایان قرن بیستم، داستان به مسئله دیگری تبدیل شد: آیا این صنعت میتواند در برابر تغییرات اقتصادی و ساختاری دوام بیاورد؟
اعتراضهای کارگری سال ۲۰۰۱ نشان میدهد که پاسخ برای جامکو دستکم در آن مقطع آسان نبود. (
جامکو و یک نکته مهم درباره صنعت مد ایران
داستان جامکو چیزی بیشتر از تاریخ یک کارخانه است.
این داستان نشان میدهد که ایران پیش از انقلاب، در حال ساختن یک زنجیره نسبتاً مدرن در صنعت پوشاک بود: تولید صنعتی، سرمایهگذاری خصوصی، همکاری خارجی، خردهفروشی مدرن و تلاش برای استانداردسازی.
این مدل در بسیاری از کشورهای در حال توسعه آن دوره نیز یکی از مسیرهای اصلی صنعتیشدن صنعت پوشاک بود.
گزارشهای UNIDO نیز در بررسی صنعت پوشاک ایران، جامکو را در کنار نامهایی مانند ایران برک، ایران مرینوس، ایران جامگان و هاکوپیان در میان شرکتهای مهم پوشاک آماده کشور قرار داده و برای این صنعت ظرفیت صادراتی قابل توجهی قائل شده بود.
جامکو در کنار هاکوپیان و ایرانبرک
اگر بخواهیم نسل قدیمی صنعت پوشاک ایران را مقایسه کنیم، تصویر جالبی شکل میگیرد.
جامکو: بیشتر به تولید صنعتی کتوشلوار و پروژه صنعتیشدن پوشاک گره خورده است.
هاکوپیان: مسیر خود را بهعنوان یک برند تخصصیتر در پوشاک مردانه و بهویژه دوخت ساختارمند ادامه داد.
ایرانبرک: از دیگر شرکتهای مهم صنعت پوشاک ایران بود که در همان دوره توسعه پوشاک آماده حضور داشت.
UNIDO ، این سه نام را در میان بازیگران اصلی صنعت پوشاک آماده ایران قرار داده است.
تفاوت سرنوشت آنها، بخش مهمی از تاریخ کسب و کار فشن ایران است.
چرا نام جامکو امروز کمتر شنیده میشود؟
پاسخ را نباید صرفاً در «قدیمی شدن برند» جستوجو کرد.
جامکو با مشکلاتی مواجه شد که بسیاری از صنایع بزرگ ایران نیز با آنها روبهرو شدند:
- تغییرات مالکیتی پس از انقلاب
- تغییر ساختار اقتصادی
- مشکلات مدیریتی
- بحران پرداخت دستمزد
- تغییر الگوی مصرف
- ورود کالاهای وارداتی
- تغییر ساختار بازار پوشاک
- و دشواری رقابت با نسل جدید تولیدکنندگان
گزارشهای مربوط به اعتراض کارگران در سال ۲۰۰۱، یکی از نشانههای روشن بحران اقتصادی کارخانه در آن دوره است. (
بنابراین داستان جامکو را نمیتوان داستان ساده «یک برند قدیمی که از مد افتاد» دانست.
این، داستان تغییر ساختار یک صنعت است.
جامکو؛ برندی که پیش از عصر برندها آمد
شاید بهترین راه برای نگاه کردن به جامکو همین باشد.
امروز وقتی درباره برندهای ایرانی مثل ناریان، سالیان، بادیاسپینر، سارک یا لوسیفای صحبت میکنیم، درباره کسبوکارهایی حرف میزنیم که در عصر هویت برند، تجربه خرده فروشی، شبکههای اجتماعی، ایکامرس . اینفلوئنسر مارگتینگ فعالیت میکنند.
اما جامکو در دورهای متولد شد که مسئله اصلی صنعت پوشاک ایران چیز دیگری بود: «چطور لباس را از کارگاه به کارخانه ببریم؟»
و این تفاوت، جایگاه تاریخی آن را مشخص میکند.
جامکو و میراث خیامیها
جامکو را نمیتوان جدا از مدل فکری احمد و محمود خیامی دید.
آنها در پروژههای مختلف خود تلاش میکردند کسبوکارهای بههمپیوسته بسازند.
در صنعت خودرو: تولید، شبکه فروش، خدمات
و در حوزه پوشاک: تولید، فروشگاه، مصرف کننده
ارتباط جامکو با فروشگاههای کوروش دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا میکند. خاطرات احمد خیامی نیز این پیوند را بهروشنی روایت میکند.
از این منظر، جامکو بخشی از یک پروژه بزرگتر بود: ساختن اقتصاد مصرفی مدرن در ایران.
جامکو؛ قصهای که ناتمام ماند
اگر امروز به صنعت مد ایران نگاه کنیم، ممکن است تصور کنیم تاریخ کسب و کار فشن کشور از برندهای معاصر شروع شده است.
اما جامکو یادآوری میکند که داستان خیلی قدیمیتر است.
در دهه ۱۳۵۰، زمانی که بخش بزرگی از پوشاک ایران هنوز در کارگاههای کوچک و خیاطیها تولید میشد، پروژهای شکل گرفت که میخواست کتوشلوار ایرانی را صنعتی، استاندارد و قابل تولید در مقیاس بزرگ کند.
همکاری با ایتالیا، ارتباط با فروشگاههای کوروش و قرار گرفتن جامکو در کنار ایرانبرک بهعنوان یکی از پروژههای مهم پوشاک آماده، نشان میدهد که آن دوره ظرفیت شکلگیری یک صنعت پوشاک مدرن را داشت.
اما انقلاب، تغییر ساختار اقتصاد، بحرانهای مدیریتی و مشکلات مالی مسیر این کارخانه را تغییر دادند.
و شاید به همین دلیل است که جامکو را بهتر است نه فقط بهعنوان یک برند قدیمی لباس، بلکه بهعنوان یکی از فصلهای مهم تاریخ صنعتیشدن مد ایران به یاد بیاوریم.
جامکو داستان برندی نیست که صرفاً از بازار حذف شده باشد؛
داستان رؤیای صنعتیشدن پوشاک ایران است؛ رؤیایی که در دهه ۱۳۵۰ آغاز شد، اما فرصت پیدا نکرد به همان شکلی که آغاز شده بود، ادامه پیدا کند.



