یزدباف

یزدباف؛ روایت پارچه‌ای که از دل کویر به اروپا رسید

اگر بخواهیم تاریخ صنعت نساجی ایران را بنویسیم، نمی‌توانیم از یزد عبور کنیم.

شهری که قرن‌ها پیش از ورود کارخانه‌های صنعتی، بافندگی و پارچه‌بافی بخشی از اقتصاد و فرهنگ آن بود، در قرن بیستم به یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی نساجی ایران تبدیل شد. در دهه‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰، یزد به یکی از مراکز اصلی توسعه کارخانه‌های نساجی کشور تبدیل شد و این صنعت به‌تدریج نه‌فقط اقتصاد شهر، بلکه هویت اجتماعی آن را نیز تحت تأثیر قرار داد.

در میان نام‌های این تاریخ، یزدباف جایگاه ویژه‌ای دارد؛ کارخانه‌ای که در میانه دهه ۱۳۳۰ شکل گرفت، زنجیره‌ای از ریسندگی و بافندگی تا رنگرزی، چاپ و تکمیل را در خود جمع کرد، در دهه‌های بعد توسعه یافت و در دوره‌ای محصولاتش را به بازارهای اروپایی فرستاد.

یزدباف، در واقع، فقط یک کارخانه پارچه نیست.

داستان آن، روایت تبدیل سنت نساجی یزد به صنعت مدرن، رشد یک شرکت بزرگ، ورود به بازار صادرات و تلاش برای باقی‌ماندن در صنعت نساجی ایران است.

یزد؛ شهری که پیش از کارخانه‌ها هم با پارچه زندگی می‌کرد

برای فهمیدن یزدباف، باید ابتدا یزد را شناخت.

نساجی در یزد پدیده‌ای متعلق به قرن بیستم نیست. شهر از قرن‌ها قبل یکی از مراکز مهم تولید منسوجات ایران بوده است و سنت بافندگی در آن سابقه‌ای طولانی دارد. پژوهش‌های تاریخی نیز نقش یزد را در تحول صنعت نساجی ایران، حتی پیش از صنعتی‌شدن، برجسته می‌کنند.

اما در آغاز قرن بیستم اتفاق مهمی رخ داد: بافندگی سنتی شروع به تبدیل‌شدن به صنعت کرد.

ورود ماشین‌آلات اروپایی و آمریکایی و ایجاد کارخانه‌های بزرگ باعث شد یزد از یک مرکز سنتی نساجی به یکی از قطب‌های صنعتی کشور تبدیل شود. پژوهش‌های معماری و تاریخی درباره کارخانه‌های نساجی یزد نشان می‌دهند که از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۶۰، مجموعه‌ای از کارخانه‌ها در شهر شکل گرفتند و نساجی برای بیش از نیم قرن یکی از پایه‌های اقتصاد یزد بود.

یزدباف در همین بستر متولد شد.

تولد یزدباف

شرکت یزدباف در میانه دهه ۱۳۳۰ در یزد تأسیس شد.

در پروفایل شرکتی یزدباف، سال تأسیس ۱۹۵۶ ذکر شده است؛ منابع مرتبط با تاریخچه شرکت نیز از تأسیس آن در سال ۱۳۳۵ برای ایجاد مجموعه‌ای شامل ریسندگی، بافندگی و چاپ و تکمیل پارچه‌های نخی یاد می‌کنند.

در آن زمان، یزد به سرعت در حال تبدیل‌شدن به شهری صنعتی بود. کارخانه‌های نساجی یکی پس از دیگری شکل گرفته بودند و سرمایه‌گذاران و خانواده‌های بازرگان یزدی وارد مرحله تازه‌ای از فعالیت اقتصادی شده بودند.

در شکل‌گیری یزدباف نیز نام‌هایی از خانواده‌های صنعتی و تجاری یزد، از جمله تقی رسولیان، مطرح است. یک روایت تاریخی از فعالیت‌های صنعتی او، رسولیان را از بنیان‌گذاران یزدباف معرفی می‌کند.

بنابراین یزدباف از ابتدا فقط یک پروژه صنعتی نبود؛ محصول پیوند سرمایه تجاری یزد با صنعت مدرن نساجی بود.

کارخانه‌ای که قرار بود همه‌چیز را خودش انجام دهد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یزدباف از همان ابتدا، یکپارچگی تولید بود.

هدف، فقط خرید نخ و بافتن پارچه نبود.

ساختار کارخانه به‌تدریج بخش‌هایی مانند ریسندگی، بافندگی، رنگرزی، چاپ، تکمیل پارچه را در خود جای داد.

بر اساس اطلاعات تاریخی منتشرشده درباره شرکت، نخستین مرحله بهره‌برداری با ۴۰۰ دستگاه بافندگی آغاز شد و سپس واحدهای رنگرزی، چاپ و تکمیل و ریسندگی به مجموعه اضافه شدند.

این همان چیزی بود که یزدباف را از یک بافندگی ساده جدا می‌کرد.

یزدباف می‌خواست پارچه را از نخ تا محصول نهایی خودش بسازد.

ریسندگی؛ جایی که داستان پارچه شروع می‌شود

اگرچه مصرف‌کننده نهایی معمولاً پارچه را می‌بیند، اما برای کارخانه‌ای مانند یزدباف، نقطه آغاز داستان بسیار زودتر اتفاق می‌افتد.

در ریسندگی، الیاف به نخ تبدیل می‌شوند و کیفیت نخ روی همه مراحل بعدی تأثیر می‌گذارد.

یزدباف با ایجاد واحد ریسندگی، تلاش کرد وابستگی خود به تأمین‌کنندگان بیرونی را کاهش دهد و بخشی از زنجیره تولید را در داخل مجموعه کنترل کند.

این ساختار بعدها با توسعه کارخانه گسترده‌تر شد و ظرفیت ریسندگی مجموعه به یکی از بخش‌های مهم تولید تبدیل شد. پروفایل شرکت، ظرفیت ریسندگی را در دوره توسعه‌یافته حدود ۱۷ هزار کیلوگرم نخ در روز اعلام کرده است.

از نخ تا پارچه

مرحله بعد، بافندگی بود.

در اینجا نخ‌ها به ساختار پارچه تبدیل می‌شوند. اما یزدباف قرار نبود فقط یک نوع پارچه تولید کند.

با توسعه مجموعه، سبد تولید آن به طیف گسترده‌ای از منسوجات رسید؛ از پارچه‌های مورد استفاده در لباس و پیراهن تا منسوجات خانگی.

در معرفی‌های صنعتی یزدباف، محصولاتی مانند پارچه شلواری، جین، کتان، پارچه پیراهنی، ملحفه‌ای، پرده‌ای، مانتویی، چادر مشکی، شال و روسری، رومبلی، پتوهای سبک در میان محصولات شرکت آمده‌اند.

این تنوع یک پیام مهم داشت: یزدباف فقط یک تولیدکننده پارچه نبود؛ یک تولیدکننده برای چندین بازار مختلف بود.

چاپ و رنگ؛ جایی که پارچه شخصیت پیدا می‌کند

پارچه خام هنوز محصول نهایی نیست.

برای تبدیل‌شدن به پارچه‌ای که بتوان آن را در بازار عرضه کرد، باید فرآیندهای رنگرزی، چاپ و تکمیل روی آن انجام شود. وجود این واحدها در ساختار یزدباف اهمیت زیادی داشت چون کارخانه می‌توانست بخش بزرگی از مسیر تولید را در داخل خود کنترل کند.

در صنعت فشن، این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چرا که کیفیت نهایی فقط به الیاف وابسته نیست. رنگ، ثبات رنگ، بافت، پرداخت سطح، چاپ و تکمیل همگی بر ظاهر و عملکرد پارچه اثر می‌گذارند.

به همین دلیل، یکپارچگی تولید می‌توانست به یزدباف امکان دهد محصولات متنوع‌تری برای بازارهای مختلف تولید کند.

کارخانه‌ای در مقیاس یک شهر صنعتی

در معرفی‌های شرکتی، مجموعه یزدباف در ابتدا در زمینی حدود ۱۲۰ هزار مترمربع شکل گرفته و در مراحل بعد توسعه آن به حدود ۲۷۰ هزار مترمربع زمین و حدود ۱۱۲ هزار مترمربع زیربنا رسیده است.

چنین ابعادی، یزدباف را از یک کارخانه معمولی فراتر می‌برد. این مجموعه تبدیل شده بود به یک محموعه صنعتی بزرگ.

محل‌هایی برای: ریسندگی، بافندگی، رنگرزی، چاپ، تکمیل و بخش‌های پشتیبان تولید.

در واقع، یزدباف یک کارخانه نیست؛ یک زنجیره صنعتی‌ست که در یک مجموعه متمرکز شده است.

ورود ماشین‌آلات اروپایی

یکی از نقاط قوتی که در معرفی یزدباف بارها به آن اشاره شده، استفاده از ماشین‌آلات اروپایی و دانش فنی مرتبط با آنهاست.

معرفی‌های صنعتی شرکت از استفاده از ماشین‌آلات مدرن تولیدکنندگان معتبر اروپایی سخن می‌گویند.

این موضوع برای صنعت نساجی ایران اهمیت داشت. زیرا رقابت در منسوجات فقط با داشتن نیروی کار ارزان امکان‌پذیر نیست.

کیفیت نخ، دقت بافت، سرعت تولید، ثبات رنگ و قابلیت تولید پارچه‌های مختلف، همه به فناوری وابسته‌اند.

یزدباف با سرمایه‌گذاری روی تجهیزات و توسعه خطوط تولید، تلاش کرد فاصله میان تولید سنتی پارچه در یزد و صنعت مدرن نساجی را پر کند.

وقتی یزدباف از بازار ایران عبور کرد

اما شاید مهم‌ترین بخش داستان یزدباف همین‌جا شروع شود, صادرات.

با افزایش ظرفیت تولید، شرکت به فکر بازارهای خارج از ایران افتاد و خیلی زود محصولات یزدباف به کشورهای اروپایی راه پیدا کردند.

در معرفی شرکت، کشورهایی مانند ایتالیا، آلمان، اسپانیا، انگلستان، یونان به عنوان بازارهای صادراتی محصولات یزدباف ذکر شده‌اند.

منابع صنعتی جدیدتر نیز از صادرات محصولات یزدباف به کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا، ترکیه، یونان و فرانسه یاد می‌کنند.

این بخش از تاریخ یزدباف از منظر Fashion Business بسیار مهم است.

چرا؟ چون یک کارخانه ایرانی صرفاً برای بازار داخلی تولید نمی‌کرد.

محصولی که در یزد ساخته می‌شد، وارد زنجیره تأمین بازارهای خارجی می‌شد.

یزدباف؛ صادرکننده نمونه

افزایش صادرات در دهه ۱۳۷۰ باعث شد نام یزدباف بیشتر در فضای صادرات صنعتی ایران دیده شود.

پروفایل شرکت می‌گوید افزایش صادرات از ۱۹۹۳ به بعد به شکل‌گیری اعتبار تازه‌ای برای یزدباف منجر شد و شرکت در چندین دوره به عنوان صادرکننده نمونه انتخاب شد.

وزارت تجارت ترکیه نیز یزدباف را در فهرست شرکت‌های نساجی ایران با عنوان قادرکننده‌های نمونه‌ی ایرانی معرفی کرده و فعالیت آن را شامل تولید و صادرات پارچه‌های پنبه‌ای، پلی‌استر و الیاف مصنوعی دانسته است.

این موضوع نشان می‌دهد صادرات برای یزدباف یک فعالیت جانبی نبود.

بخشی از استراتژی رشد شرکت بود.

از پنبه تا الیاف مصنوعی

یکی دیگر از نشانه‌های تغییر بازار، حرکت یزدباف از پارچه‌های صرفاً پنبه‌ای به سمت استفاده از ترکیب‌های مختلف الیاف بود.

در معرفی شرکت، محصولات شامل پنبه، الیاف مصنوعی و ترکیب پنبه و الیاف مصنوعی معرفی شده‌اند. این تغییر را باید در بستر تحول صنعت جهانی منسوجات دید.

پارچه‌های ترکیبی می‌توانند ویژگی‌هایی مانند دوام، قیمت، ثبات ابعادی، سهولت نگهداری یا عملکرد متفاوتی نسبت به پارچه‌های تمام‌پنبه داشته باشند.

برای کارخانه‌ای که می‌خواست بازارهای متنوعی را پوشش دهد، انعطاف در مواد اولیه یک مزیت مهم بود.

جین؛ یزدباف و یکی از مهم‌ترین پارچه‌های فشن

یکی از محصولات قابل توجه یزدباف، پارچه‌های مورد استفاده برای جین است. در معرفی‌های صنعتی، تولید پارچه‌های شلواری شامل دنم(Denim) در میان محصولات یزدباف قرار گرفته است.

این نکته از نظر تاریخ فشن ایران جذاب است.

جین دیگر فقط یک پارچه نیست. در قرن بیستم تبدیل شد به یکی از مهم‌ترین نمادهای فرهنگ جوانان، پوشش روزمره و لباس‌های حاضر و آماده.

ورود تولیدکنندگان ایرانی به تولید پارچه جین، بخشی از تلاش صنعت نساجی کشور برای پاسخ‌دادن به تغییر ذائقه مصرف‌کننده بود.

یزدباف نیز در این بازار حضور داشت.

پارچه برای لباس؛ نه لباس برای مصرف‌کننده

یک تفاوت مهم میان یزدباف و برندهایی مانند ناریان یا سارک وجود دارد.

یزدباف در اصل یک تولید کننده پارچه است، نه یک برند خرده فروشی به معنای متعارف.

یعنی نقطه تمرکز آن بیشتر پارچه و منسوجات است تا طراحی، دوخت و فروش مستقیم لباس به مصرف‌کننده.

در نتیجه، نقش یزدباف را باید بیشتر در لایه‌ای دید که پشت صحنه فشن قرار دارد. در فضای میان نخ و پارچه، تولید کننده لباس و برند فشن و مشتری، یزدباف در بخش‌های ابتدایی این زنجیره قرار می‌گیرد.

و همین موضوع باعث می‌شود اهمیت آن در تاریخ فشن ایران گاهی کمتر از چیزی که واقعاً هست دیده شود.

یزدباف و لباس ایرانی

با وجود ماهیت منسوجات محور شرکت، تنوع پارچه‌های تولیدی آن مستقیماً با صنعت پوشاک ایران ارتباط داشته است.

پارچه‌های پیراهنی، شلواری، جین، مانتویی، چادری، ملحفه‌ای، پرده‌ای برای بازارهای مختلف تولید شده‌اند.

یعنی بخشی از لباس‌هایی که در کارخانه‌های پوشاک ایرانی تولید می‌شوند، در نهایت به چنین زیرساختی وابسته‌اند.

به زبان ساده: اگر برند فشن ویترین باشد، یزدباف بخشی از کارخانه پشت ویترین است.

یزدباف و هویت صنعتی یزد

اهمیت یزدباف را نمی‌توان جدا از شهر یزد فهمید.

پژوهش‌های جدید درباره میراث صنعتی یزد نشان می‌دهند که صنعت نساجی طی بیش از پنج دهه نقش مهمی در اقتصاد و هویت اجتماعی شهر داشته و گذار از نساجی سنتی به صنعت مدرن، زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه‌های مختلف مردم یزد را تحت تأثیر قرار داده است.

 یزدباف یکی از کارخانه‌هایی است که در همین تاریخ قرار دارد.

در واقع، داستان آن بخشی از داستان بزرگ‌تر یزد است: شهری که با پارچه زندگی می‌کرد، پارچه را صنعتی کرد، کارخانه ساخت، کارگر تربیت کرد، به بازارهای خارجی راه پیدا کرد و تلاش کرد جایگاه خود را در صنعت مدرن نساجی حفظ کند.

یک کارخانه خانوادگی و سرمایه‌گذاری صنعتی

در روایت‌های مربوط به تاریخ یزدباف، نام خانواده‌های تجاری و صنعتی یزد به چشم می‌خورد.

این موضوع چندان عجیب نیست. صنعت نساجی یزد در دوره توسعه خود تا حد زیادی از سرمایه و تجربه بازرگانان محلی بهره گرفت. افرادی که پیش از کارخانه با تجارت پنبه، نخ، رنگ یا پارچه آشنا بودند، سرمایه و شبکه تجاری خود را به صنعت منتقل کردند.

یزدباف را نیز می‌توان بخشی از همین گذار دانست: از تاجر پارچه به صاحب کارخانه نساجی.

این گذار یکی از مهم‌ترین اتفاقات اقتصادی در ایران قرن بیستم بود.

تقی رسولیان؛ یکی از نام‌های مهم پشت یزدباف

در روایت‌های منتشرشده درباره تاریخ این شرکت، حاج میرزا تقی رسولیان یکی از بنیان‌گذاران یزدباف معرفی شده و از او به عنوان مدیرعامل اولیه نیز یاد شده است.

رسولیان از چهره‌های اقتصادی و صنعتی یزد بود و فعالیت‌هایش محدود به نساجی نمی‌شد. در همین روایت‌ها آمده است که او پیش‌تر در حوزه‌های تجاری و صنعتی دیگری نیز فعالیت داشته و بعدها پسرش، مهدی رسولیان، بخشی از فعالیت‌های اقتصادی او را ادامه داد.

البته درباره جزئیات مالکیت و نقش دقیق هر یک از بنیان‌گذاران، منابع عمومی انگلیسی اطلاعات محدودی ارائه می‌کنند؛ بنابراین بهتر است روایت‌های خانوادگی و محلی را از داده‌های رسمی شرکت جدا کرد.

یزدباف و جامعه کارگری

کارخانه‌های نساجی یزد فقط تولیدکننده نبودند.

آنها یکی از پایه‌های شکل‌گیری جامعه کارگری مدرن شهر نیز بودند. پژوهش‌های تاریخی درباره یزد نشان می‌دهند که در میانه قرن بیستم، تعداد قابل توجهی از کارخانه‌های نساجی در شهر فعال بودند و هزاران نفر در این صنعت مشغول به کار بودند.

در چنین فضایی، یزدباف نیز به یکی از مراکز بزرگ اشتغال صنعتی تبدیل شد. معرفی شرکت در دوره‌ای از فعالیت خود، تعداد کارکنان را حدود ۱۴۰۰ نفر اعلام کرده است؛ منابع جدیدتر نیز از بیش از ۱۰۰۰ نیروی انسانی سخن می‌گویند.

این اختلاف اعداد طبیعی است و به دوره زمانی و وضعیت عملیاتی کارخانه مربوط می‌شود.

اما یک چیز روشن است: یزدباف در دوره اوج خود یک کارفرمای بزرگ صنعتی بود.

یزدباف؛ یک شرکت سهامی عام

یکی از ویژگی‌های قابل توجه ساختار یزدباف، سهامی عام بودن آن است.

پروفایل شرکت آن را یک شرک سهامی عام معرفی می‌کند و در مقطعی تعداد سهامداران آن را بیش از ۷۵۰۰ نفر اعلام کرده است.  این ویژگی یزدباف را از بسیاری از کارگاه‌ها و کارخانه‌های خانوادگی کوچک صنعت نساجی جدا می‌کند.

شرکت به یک بنگاه صنعتی بزرگ با ساختار سرمایه‌ای گسترده‌تر تبدیل شده بود و همین موضوع، مقیاس تاریخی آن را نشان می‌دهد.

وقتی یک کارخانه، برند می‌شود

یزدباف در دوره اوج خود فقط یک نام فنی روی پارچه نبود.

در معرفی شرکت آمده است که یزدباف به‌سرعت به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در صنعت نساجی ایران تبدیل شد.  این همان نقطه‌ای است که باید میان تولید کننده و برند تفاوت قائل شد.

یک کارخانه می‌تواند محصول تولید کند.

اما وقتی نام کارخانه برای مشتری، تولیدکننده پوشاک یا خریدار خارجی معنای مشخصی پیدا می‌کند، دیگر فقط کارخانه نیست.

تبدیل به برند صنعتی شده است.

یزدباف چنین مسیری را تجربه کرد.

چرا یزدباف در فشن مهم است؟

چون فشن فقط چیزی نیست که روی بدن دیده می‌شود.

پشت هر کت، شلوار، پیراهن، مانتو یا شلوار جین، یک زنجیره صنعتی وجود دارد و یزدباف در بخش مهمی از این زنجیره قرار گرفته است.

اگر بخواهیم مسیر یک لباس را ساده کنیم به این توالی می‌رسیم: الیاف، ریسندگی، نخ، بافندگی، پارچه، رنگرزی / چاپ / تکمیل، طراحی لباس، الگوسازی، دوخت، برند، فروشگاه، مصرف‌کنندهیزدباف سال‌ها بخش بزرگی از این مسیر را در داخل مجموعه خودش پوشش داده است.

یزدباف در میان غول‌های نساجی ایران

یزدباف را باید در کنار نام‌هایی مانند نساجی مازندران، نساجی اقبال، افشار، درخشان، هراتی و دیگر کارخانه‌های تاریخی یزد و ایران مطالعه کرد.

اما تفاوت مهم یزدباف این بود که برخلاف بسیاری از کارخانه‌های قدیمی که امروز عمدتاً به میراث صنعتی تبدیل شده‌اند، نام یزدباف همچنان در منابع صنعتی معاصر به عنوان یک تولیدکننده منسوجات دیده می‌شود.

پژوهش سال ۲۰۲۲ درباره کارخانه‌های تاریخی یزد، یزدباف را در میان کارخانه‌هایی قرار می‌دهد که از سال ۱۹۵۶ فعال بوده‌اند و در جدول وضعیت کارخانه‌ها، آن را فعال ثبت می‌کند.

مطالعه‌ای جدیدتر درباره میراث صنعتی یزد نیز اشاره می‌کند که در میان هشت مجموعه بزرگ تاریخی نساجی بررسی‌شده، تنها یک کارخانه همچنان از سال ۱۹۵۶ به فعالیت نساجی ادامه داده است؛ این داده، اهمیت استمرار فعالیت یزدباف را برجسته می‌کند.

میراثی که هنوز تولید می‌کند

این ویژگی، یزدباف را از بسیاری از کارخانه‌های تاریخی ایران متمایز می‌کند.

بخشی از کارخانه‌های نساجی قدیمی یزد امروز متروکه‌اند، تخریب شده‌اند، مرمت و تغییرکاربری داده شده‌اند یا به بخشی از میراث معماری شهر تبدیل شده‌اند.

اما یزدباف در پژوهش‌های اخیر همچنان به عنوان یک واحد فعال در صنعت نساجی شناخته می‌شود.

این یعنی یک ساختمان صنعتی قدیمی توانسته، دست‌کم در روایت‌های صنعتی موجود، کارکرد تولیدی خود را حفظ کند.

از میراث یزد تا بازار جهانی

شاید جذاب‌ترین تضاد داستان یزدباف همین باشد:

  • یک شهر کویری در مرکز ایران،
  • با سنتی چندصدساله در بافندگی،
  • یک کارخانه صنعتی در دهه ۱۹۵۰ ایجاد می‌کند،
  • ماشین‌آلات مدرن وارد می‌کند،
  • زنجیره ریسندگی تا تکمیل را توسعه می‌دهد،
  • پارچه جین و پیراهنی و مانتویی تولید می‌کند و
  • و محصولش را به ایتالیا، آلمان، فرانسه، ترکیه و یونان می‌فرستد.

این مسیر، در واقع داستان جهانی‌سازی یک صنعت محلی است.

یزدباف؛ پارچه‌ای با هویت ایرانی، اما بازار جهانی

برندهای فشن معمولاً از طریق لباس، کمپین و تصویر با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند.

اما یزدباف از مسیر دیگری وارد جهان فشن شده است: پارچه.

پارچه‌ای که ممکن است مصرف‌کننده حتی نام تولیدکننده‌اش را نداند، اما کیفیت آن در محصول نهایی دیده و احساس می‌شود.

این نوع برندینگ را می‌توان B2B  نامید.

یعنی ارزش برند نه لزوماً در ذهن مصرف‌کننده نهایی، بلکه در ذهن تولیدکننده لباس، خریدار عمده، صادرکننده و فعال صنعت شکل می‌گیرد.

و یزدباف نمونه جالبی از چنین برندی در صنعت ایران است.

امروز یزدباف کجاست؟

اطلاعات عمومی درباره وضعیت دقیق مالی و ظرفیت عملیاتی فعلی یزدباف بسیار محدود است و نباید ارقام تاریخی ظرفیت یا تعداد کارکنان را به وضعیت امروز تعمیم داد.

اما منابع صنعتی و حرفه‌ای اخیر همچنان یزدباف را به عنوان یک شرکت تولیدکننده منسوجات معرفی می‌کنند و از فعالیت آن در حوزه پارچه‌های پنبه‌ای، الیاف مصنوعی و ترکیبات آنها سخن می‌گویند.

از سوی دیگر، یک شرکت بریتانیایی به نام Tanjameh نیز خود را نماینده یزدباف در بریتانیا معرفی کرده و خدماتی مانند توزیع عمده و تأمین مواد اولیه مرتبط با کسب‌وکارهای نساجی ارائه می‌کند.

بنابراین، برخلاف برخی کارخانه‌های تاریخی ایران که عملاً فقط در خاطرات باقی مانده‌اند، یزدباف هنوز در اکوسیستم صنعتی نساجی حضور دارد.

یزدباف؛ یکی از پشت‌صحنه‌های  فشن ایران

اگر برندهایی مانند ناریان، سارک یا سالیان را روی ویترین فروشگاه ببینیم، یزدباف در جایی بسیار عقب‌تر از ویترین قرار دارد.

جایی که مصرف‌کننده معمولاً آن را نمی‌بیند.

  • در سالن‌های ریسندگی،
  • پشت دستگاه‌های بافندگی،
  • در خطوط رنگرزی،
  • در بخش چاپ و تکمیل،
  • جایی که نخ، به پارچه تبدیل می‌شود و
  • پارچه بعداً به لباس تبدیل خواهد شد.

به همین دلیل، تاریخ فشن ایران فقط تاریخ طراحان و برندهای پوشاک نیست.

تاریخ فشن، تاریخ کارخانه‌های پارچه هم هست.

و یزدباف یکی از نام‌های مهم این بخش از تاریخ است.

یزدباف؛ از سنت به صنعت

شاید بهترین راه برای خلاصه‌کردن داستان یزدباف همین باشد: یزد، قرن‌ها پارچه می‌بافت.

یزدباف، این سنت را وارد کارخانه کرد؛ نخ را صنعتی کرد، بافت را توسعه داد، رنگ و چاپ را به مجموعه اضافه کرد، محصولات متنوع ساخت، ظرفیت تولید را افزایش داد، به بازارهای خارجی رفت و نام یک شهر ایرانی را در زنجیره بین‌المللی منسوجات قرار داد.

به همین دلیل، یزدباف را نباید صرفاً یک کارخانه قدیمی دانست.

یزدباف بخشی از تلاش ایران برای تبدیل «پارچه‌بافی» به «صنعت نساجی» است.

و شاید مهم‌تر از همه، نمونه‌ای است از اینکه چگونه یک سنت محلی می‌تواند، اگر با فناوری و سرمایه ترکیب شود، از مرزهای جغرافیایی خود عبور کند.

از کوچه‌های یزد، به سالن‌های کارخانه،

از کارخانه، به بازار ایران،

و از بازار ایران، به اروپا.

یزدباف؛ داستان پارچه‌ای که از دل کویر، راهی بازار جهان شد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *