در میان نامهایی که در صنعت نساجی سنتی ایران شکل گرفتهاند، خجسته داستان متفاوتی دارد. اینجا با یک برند پوشاک به معنای متعارف روبهرو نیستیم؛ خجسته بیشتر یک برند پارچه و منسوجات سنتی است که هویت خود را از دو هنر مهم یزد گرفته است: ترمهبافی و داراییبافی (ایکات).
داستان خجسته، در واقع داستان یک خانواده، یک کارگاه قدیمی و نسلی است که تلاش کرده میان میراث نساجی یزد و دانش مدرن طراحی پارچه پل بزند.
امروز نام این مجموعه با عنوان «ترمه و داراییبافی خجسته» شناخته میشود و مجموعهای با محوریت تولید و عرضه ترمه و پارچههای دارایی در یزد دارد. حساب رسمی مجموعه نیز محمدرضا خجسته را مؤسس و مالک مجموعه تولیدی معرفی میکند.
قصه خجسته از یک کارگاه قدیمی آغاز شد
برای فهم خجسته باید به عقبتر از شکلگیری برند برگردیم؛ به کارگاهی که بنا بر روایت محمدرضا خجسته، ریشه آن به حدود ۱۵۰ سال پیش و دوره قاجار میرسد.
این کارگاه متعلق به جد مادری او، حسین عباسی، بوده است؛ جایی که در آن ترمهدوزی و داراییبافی انجام میشده و پدر محمدرضا خجسته نیز در آن فعالیت داشته است.
بنابراین خجسته از ابتدا یک پروژه تجاریِ از پیش طراحیشده نبوده است.
ریشه آن در چیزی بسیار قدیمیتر قرار دارد: کار.
کارگاهی که نسل به نسل منتقل شده و دانش آن، بخشی از میراث خانوادگی شده است.
محمدرضا خجسته نیز از دوران کودکی با این محیط آشنا شد و به گفته خودش، مدتی در همان سالها وارد این حرفه شد.
محمدرضا خجسته؛ نساجی میان سنت و دانشگاه
یکی از جذابترین بخشهای داستان خجسته، مسیر حرفهای خود محمدرضا خجسته است.
او در سال ۱۳۲۹ در یزد متولد شد و در حوزه نساجی و بافت پارچه فعالیت کرد. اما مسیرش فقط به کارگاه خانوادگی محدود نماند.
پس از پایان دبیرستان، در سال ۱۳۶۳ برای ادامه تحصیل در رشته نساجی به آلمان رفت و به گفته خودش، ۲۷ سال در آلمان به تحصیل و کار مشغول بود. سپس با اصرار پدر به ایران بازگشت.
این بازگشت، نقطه مهمی در داستان او بود.
چون خجسته حالا دو جهان را با خود داشت: دانش مدرن نساجی اروپا و میراث پارچهبافی خانوادگی یزد.
و شاید مهمترین ویژگی کار او دقیقاً از همین برخورد دو جهان شکل گرفت.
از آلمان تا یزد
بعد از بازگشت به ایران، محمدرضا خجسته به فعالیت دانشگاهی نیز پرداخت و به عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد یزد درآمد.
او در زمینه طراحی پارچه فعالیت کرد و در ایجاد و توسعه آموزش طراحی پارچه در دانشگاه یزد نیز نقش داشت.
به این ترتیب، کارگاه خانوادگی برای او تنها یک محل تولید نبود.
دانشگاه، طراحی پارچه، پژوهش و آموزش نیز به بخشی از زندگی حرفهای او تبدیل شد.
این ترکیب بسیار مهم است: کارگاه + دانشگاه + طراحی
ترکیبی که در صنعت صنایعدستی ایران چندان رایج نیست.
داراییبافی؛ پارچهای که پیش از بافت، طراحی میشود
اگر قرار باشد فقط یک ویژگی را برای داراییبافی یا Ikat توضیح دهیم، آن ویژگی این است:
نقش، پیش از بافت روی نخ ایجاد میشود.
در ایکات، نخها پیش از بافت بر اساس طرح موردنظر رنگرزی میشوند و سپس با قرار گرفتن تار و پود در جای مناسب، نقش هنگام بافت روی پارچه شکل میگیرد.
به همین دلیل، برخلاف چاپ پارچه که طرح پس از تولید پارچه روی سطح آن ایجاد میشود، در ایکات:
نقش در خود ساختار پارچه متولد میشود.
این تکنیک در یزد با نام داراییبافی شناخته میشود و امروزه تولید آن در ایران بهطور عمده به یزد محدود شده است.
چرا هر پارچه دارایی متفاوت است؟
یکی از جذابترین ویژگیهای دارایی همین است.
در چاپ صنعتی، میتوان یک طرح را بارها و بارها با تقریباً همان کیفیت و نظم تکرار کرد.
اما در ایکات، رابطه میان رنگرزی نخ، چیدمان نخها، بافت و دست بافنده باعث میشود هر پارچه شخصیت خودش را داشته باشد.
محمدرضا خجسته نیز درباره پارچههای دارایی تأکید کرده که نمونهها دقیقاً شبیه یکدیگر نیستند و هرکدام ویژگیهای بصری و بافتی خاص خود را دارند.
این ویژگی برای دنیای امروز فشن اتفاقاً یک مزیت مهم است: بینقص نبودن تبدیل به هویت میشود.
یعنی تفاوتهای کوچک دیگر نقص نیستند؛ بخشی از اصالت محصولاند.
قدمت دارایی؛ یک میراث چندصدساله
بر اساس روایت محمدرضا خجسته، ایکات یا دارایی در جهان سابقهای بسیار طولانی دارد و در یزد نیز دستکم چند قرن پیشینه داشته است. او قدمت این هنر را در یزد حدود هفت قرن عنوان کرده است.
در منابع مربوط به این هنر نیز داراییبافی بهعنوان یکی از هنرهای سنتی نساجی ایران معرفی شده که امروزه تولید آن بهطور عمده در یزد باقی مانده است.
بنابراین وقتی از «دارایی خجسته» صحبت میکنیم، در واقع درباره محصولی حرف میزنیم که پشت آن یک زبان بصری تاریخی قرار دارد.
از ابریشم طبیعی تا الیاف امروزی
داراییهای قدیمی یزد عمدتاً با ابریشم طبیعی و رنگهای سنتی و گیاهی تولید میشدند.
اما با تغییر شرایط تولید، مواد اولیه نیز تغییر کردهاند.
در توضیحات محمدرضا خجسته آمده است که در تولید معاصر، برای تار از ویسکوز و برای پود از ابریشم مصنوعی یا ویسکوز استفاده میشود.
این تغییر را نباید صرفاً به معنای افت کیفیت دانست.
این بخشی از همان مسئلهای است که تقریباً همه صنایع نساجی سنتی با آن روبهرو هستند:
چگونه یک تکنیک قدیمی را با اقتصاد و بازار امروز سازگار کنیم؟
اگر همه چیز با مواد اولیه سنتی و گران تولید شود، قیمت نهایی میتواند بسیار بالا برود.
اگر تولید کاملاً صنعتی شود، ممکن است بخشی از شخصیت سنتی پارچه از بین برود.
خجسته در این میان تلاش کرده است تعادل خود را پیدا کند.
خجسته فقط ترمه نیست
وقتی نام «خجسته» شنیده میشود، بسیاری آن را با ترمه میشناسند.
اما هویت مجموعه گستردهتر از آن است.
عنوان رسمی مجموعه نیز «ترمه و داراییبافی خجسته» است.
یعنی دو میراث مهم نساجی یزد در یک مجموعه کنار هم قرار گرفتهاند: ترمه
پارچهای نفیس با نقشهای پیچیده و سنتی.
دارایی
پارچهای که نقش آن از فرآیند رنگرزی نخ پیش از بافت شکل میگیرد.
این ترکیب، هویت خجسته را از بسیاری از فروشگاههای صرفاً ترمهفروشی متمایز میکند.
ترمه؛ بخش دیگر هویت خجسته
در کنار داراییبافی، ترمه بخش مهمی از فعالیت خجسته است.
محصولات برند در بازار شامل انواع رومیزی و منسوجات ترمه است و نمونههایی از محصولات ترمه خجسته با پارچه ابریشمی نیز عرضه شدهاند.
از میان محصولات ثبتشده میتوان به رومیزی، ستهای رومیزی، محصولات تزئینی، پارچه ترمه، منسوجات حاصل از ترمه
اشاره کرد.
اما نکته مهمتر این است که خجسته تلاش کرده ترمه را از حالت صرفاً پارچه خارج کند و به محصول تبدیل کند.
«منسوجات حاصل از ترمه»؛ یک نگاه محصولمحور
در معرفی رسمی حساب ترمه خجسته، این مجموعه خود را اولین تولیدکننده منسوجات حاصل از ترمه معرفی کرده است.
این عبارت اگرچه ادعای خود برند است و برای اثبات تاریخی «اولین» بودن به منبع مستقل نیاز دارد، از نظر مدل کسبوکار نکته جالبی دارد.
یعنی برند فقط نمیخواهد پارچه بفروشد.
بلکه میخواهد از پارچه، محصول بسازد.
این همان مسیری است که در کسب و کار فشن به آن گسترش محصول میگوییم.
منسوجات میتواند تبدیل شود به منسوجات خانگی، اکسسوری، هدیه و در صورت توسعه بیشتر محصول فشن.
رومیزی؛ یکی از مهمترین محصولات خجسته
رومیزیهای ترمه یکی از محصولات قابل مشاهده این برند در بازار هستند.
برای نمونه، یکی از محصولات ثبتشده با نام رومیزی ترمه خجسته مدل 036 دارای جنس ابریشم و محل تولید یزد معرفی شده است.
همچنین ستهای چندتکه رومیزی خجسته با رنگهایی مانند سبز، فیروزهای، مسی و کرم عرضه شدهاند.
این محصولات نشان میدهند که خجسته، ترمه را در قالب خانه و سبک زندگی نیز تعریف کرده است.
در نتیجه مشتری لزوماً برای خرید پارچه به برند مراجعه نمیکند.
ممکن است برای زیبایی خانه، هدیه، دکوراسیون یا یک محصول ایرانی نفیس به سراغ آن برود.
کارگاه؛ جایی که گذشته هنوز زنده است
شاید یکی از جذابترین بخشهای برند خجسته، خود کارگاه باشد.
در روایت محمدرضا خجسته، کارگاه خانوادگی همچنان حامل نشانههایی از گذشته است.
حتی از وجود یک دستگاه قدیمی ترمهبافی که دههها در کارگاه باقی مانده، صحبت شده است.
این نوع فضاها برای برندهای امروز ارزش زیادی دارند.
چون یک برند مدرن میتواند با میلیونها تومان هزینه، دکوراسیونی شبیه یک کارگاه تاریخی بسازد.
اما خجسته چیزی دارد که قابل ساختن نیست: تاریخ واقعی.
یک دستگاه قدیمی، یک کارگاه قدیمی، یک خانواده و دانشی که از نسلهای قبل منتقل شده است.
اینها میراث برند واقعیاند.
سنت در کنار ماشین
خجسته در عین حال در گذشته متوقف نمانده است.
گزارشهای مربوط به کارگاه نشان میدهند که در کنار تجهیزات سنتی، تولید ماشینی نیز در مجموعه وجود دارد.
این ترکیب شاید بهترین توصیف برای مدل کسبوکار خجسته باشد: تولید + صنعتگری سنتی
نه کاملاً سنتی، نه کاملاً صنعتی، بلکه ترکیبی از هر دو.
چرا این مدل برای آینده نساجی ایران مهم است؟
یکی از مشکلات صنایعدستی ایران این است که اگر یک هنر کاملاً وابسته به تولید دستی باقی بماند، ممکن است:
- ظرفیت تولید پایین بماند،
- قیمت افزایش پیدا کند،
- نیروی متخصص کم شود،
- نسل جوان علاقه کمتری نشان دهد،
- و در نهایت هنر به سمت فراموشی برود.
محمدرضا خجسته سالها درباره همین مسئله هشدار داده است.
او داراییبافی، احرامبافی و دیگر بافتههای سنتی را هنرهایی در معرض فراموشی دانسته و بر ضرورت حفظ و احیای آنها تأکید کرده است.
بنابراین فعالیت خجسته فقط یک فعالیت تجاری نیست.
بخشی از آن را میتوان حفاظت ار طریق تولید دانست: حفظ یک هنر از طریق ادامه دادن تولید آن.
دانشگاه؛ جایی برای آینده پارچه
یکی از تفاوتهای مهم خجسته با بسیاری از تولیدکنندگان صنایعدستی این است که فعالیت محمدرضا خجسته به کارگاه محدود نشده است.
او در دانشگاه نیز در حوزه طراحی پارچه فعالیت کرده و در شکلگیری آموزش طراحی پارچه در یزد نقش داشته است.
این بخش اهمیت زیادی دارد.
چون اگر یک هنر فقط در دست چند استاد باقی بماند، با بازنشستگی یا درگذشت آنها ممکن است دانش آن نیز از بین برود.
اما آموزش دانشگاهی میتواند این دانش را به نسل جدید طراحان منتقل کند.
طراحی پارچه؛ نقطه اتصال سنت و فشن
شاید مهمترین میراث حرفهای خجسته همین باشد.
در نگاه سنتی، پارچه چیزی است که بافنده تولید میکند.
اما در طراحی مدرن پارچه خودش یک زبان طراحی است.
طراح لباس قبل از اینکه فرم لباس را طراحی کند، باید به بافت، رنگ، طرح، مقیاس، دراپه و بافت فکر کند.
به همین دلیل، طراحی پارچه یکی از پایههای اصلی طراحی فشن است.
محمدرضا خجسته نیز در کنار فعالیت در بافت سنتی، بهعنوان طراح پارچه فعالیت داشته و در آموزش این رشته نیز نقش داشته است.
خجسته و تلاش برای بازگشت پارچه ایرانی
یکی از نکات جالب در گفتههای محمدرضا خجسته، مقایسه بازار پارچه ایران با محصولات وارداتی است.
او در گفتوگویی توضیح داده که در گذشته بخش بزرگی از پارچههای رومبلی مورد استفاده در ایران از ترکیه میآمد، اما بعدها نمونههای داخلی بیشتری تولید شدند.
این مسئله، خجسته را از یک تولیدکننده صنایعدستی به یک فعال صنعت نساجی نزدیک میکند.
چون دغدغه او فقط حفظ یک محصول سنتی نیست.
بلکه توسعه دانش و ظرفیت طراحی و تولید پارچه در داخل کشور نیز هست.
یک برند؛ دو جهان
اگر بخواهیم دی ان ای خجسته را در یک تصویر خلاصه کنیم، با دو جهان روبهرو هستیم:
جهان اول: یزد، کارگاه، ترمه، دارایی، چوب، دست، نقش و میراث
جهان دوم: دانش نساجی، دانشگاه، طراحی پارچه، فناوری و تولید مدرن
و جذابیت خجسته دقیقاً در نقطه برخورد این دو جهان است.
آیا خجسته یک برند فشن است؟
اگر بخواهیم دقیق باشیم: نه، به معنای کلاسیک.
خجسته بیشتر یک برند میراثدار نساجی است.
اما برای صنعت فشن اهمیت زیادی دارد.
چرا؟
چون فشن بدون پارچه وجود ندارد و برندی که در زمینه پارچههای ایرانی فعالیت میکند، در واقع در یکی از بنیادیترین لایههای زنجیره مد قرار گرفته است.
اگر برندهایی مثل ناریان و لوسیفای در انتهای زنجیره قرار دارند: نساجی، طراحی، لباس، خرده فروشی و مشتری.
خجسته بیشتر در بخش منسوجات و طراحی فعال است.
دارایی خجسته؛ فرصتی برای فشن
اینجا شاید جذابترین فرصت آینده برند قرار داشته باشد.
داراییبافی یک زبان بصری بسیار معاصر نیز میتواند داشته باشد.
نقشهای هندسی، تغییرات طبیعی رنگ، خطوط نامنظم و تفاوت هر قطعه، میتوانند در لباسهای امروزی بسیار جذاب باشند.
یک طراح مد میتواند از دارایی برای کت، مانتو، دامن، شال، کیف، اکسسوری یا حتی پارچههای دکوراتیو استفاده کند.
و این دقیقاً همان نقطهای است که منسوجات میراث فرهنگی میتواند تبدیل شود به فشن معاصر.
از «صنایعدستی» به میراثِ فشن
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد.
اگر دارایی را فقط یک سوغات سنتی یزد ببینیم، بازار آن محدود میشود.
اما اگر آن را یک میراثِ نساجی بدانیم، داستان کاملاً تغییر میکند.
در این حالت، دارایی میتواند وارد گفتوگو با فشن، دکوراسیون داخلی، طراحی گرافیک، معماری، هنر و صنعتگری معاصر شود.
و برند خجسته، با توجه به سابقهاش در طراحی پارچه، ظرفیت قرار گرفتن در این نقطه را دارد.
خجسته؛ قصه پارچهای که هنوز تمام نشده است
شاید اگر بخواهیم داستان خجسته را در یک جمله تعریف کنیم، این جمله مناسبتر باشد:
خجسته داستان تلاش یک خانواده برای زنده نگه داشتن چیزی است که اگر تولید نشود، بهتدریج از حافظه فرهنگی ایران حذف خواهد شد.
از یک کارگاه که ریشههایش به دوره قاجار میرسد، تا محمدرضا خجسته که کودکیاش را در همان محیط گذراند؛ از رفتن به آلمان برای تحصیل نساجی تا بازگشت به یزد؛ از دانشگاه و آموزش طراحی پارچه تا ادامه کارگاه خانوادگی؛ و از ترمه تا داراییبافی، همهچیز در این داستان به یک مسئله بازمیگردد:
پارچه فقط یک سطح برای پوشاندن بدن نیست.
پارچه میتواند حافظه، تکنیک، جغرافیا و هویت را در خود نگه دارد.
و شاید مهمترین میراث خجسته همین باشد؛ اینکه یک هنر سنتی را صرفاً بهعنوان چیزی متعلق به گذشته نگاه نکرده، بلکه تلاش کرده آن را در تولید، طراحی، آموزش و بازار امروز زنده نگه دارد.
در دورهای که صنعت مد جهانی دوباره به سمت صنعتگری، خاستگاه و میراث نساجی برگشته است، داراییبافی یزد دیگر الزاماً یک هنر قدیمی و دور از فشن نیست.
اگر درست معرفی و طراحی شود، میتواند دقیقاً همان چیزی باشد که فشن معاصر به آن علاقه دارد: پارچهای با داستان.
و خجسته، بیش از آنکه فقط فروشنده این پارچه باشد، بخشی از داستان زنده ماندن آن است.



