موزه ایو سن لورن در ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو (5 Avenue Marceau)؛ جایی که نزدیک به سه دهه از تاریخ مد فرانسه در اتاقها، سالنها و آتلیههایش نوشته شد
در پاریس، آدرسهایی هستند که فقط یک آدرس نیستند. شماره ۵ خیابان مارسو، در منطقه شانزدهم شهر، یکی از همان مکانهاست؛ ساختمانی که اگر دیوارهایش میتوانستند حرف بزنند، احتمالاً میتوانستند بخش بزرگی از تاریخ مد قرن بیستم را روایت کنند. اینجا زمانی خانهی یکی از مهمترین مدمعاریهای تاریخ بود: ایو سنلورن.
از سال ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۲، این ساختمان محل کار، آتلیه، استودیو و قلب تپندهی خانهی اوتکوتور ایو سن لورن (ایو سنلورن) بود. نزدیک به ۲۰۰ خیاط زن و مرد در آتلیههای آن کار میکردند، سنلوران در استودیویش طراحی میکرد و مشتریان خصوصی در سالنهای مجلل طبقه همکف برای سفارش لباسهای او پذیرایی میشدند.
امروز اما همین ساختمان، موزه ایو سن لورن در پاریس است؛ موزهای که بهجای ساختن یک فضای تازه برای نمایش لباسها، تصمیم گرفته بخشی از خودِ محل تولد آن لباسها را حفظ کند و همین نکته، آن را از بسیاری از موزههای مد جهان متمایز میکند.
قبل از سنلوران؛ یک عمارت اعیانی شهری در قلب پاریس
ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو در اصل یک عمارت اعیانی شهری متعلق به دورهی ناپلئون سوم بود؛ نوعی خانهی شهری مجلل که در قرن نوزدهم محل زندگی خانوادههای ثروتمند و اشرافی پاریس بود. وقتی ایو سنلورن و شریک تجاری و زندگیاش، پیر برژه، در سال ۱۹۷۴ خانهی اوتکوتور را به این ساختمان منتقل کردند، در واقع یک خانهی تاریخی را به یکی از مهمترین آزمایشگاههای خلاقیت مد قرن بیستم تبدیل کردند.

البته خانهی ایو سن لورن، از ابتدا در این آدرس نبود. سنلوران و برژه خانهی خود را در سال ۱۹۶۱ در فرعی 30ام خیابان Spontini تأسیس کرده بودند و نخستین مجموعهی رسمی ایو سنلورن در سال ۱۹۶۲ ارائه شد. اما در سال ۱۹۷۴، خانه به ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو منتقل شد؛ آدرسی که قرار بود برای نزدیک به ۳۰ سال مرکز فعالیت سنلوران باقی بماند.
موزه ایو سن لورنیک خانه نبود؛ یک ماشین عظیم تولید رؤیا بود
تصویر رایج ما از یک طراح مد معمولاً، شخصی را نشان میدهد که پشت میز نشسته و روی کاغذ طرح میکشد. اما واقعیت این خانهی اوتکوتور بسیار پیچیدهتر بود.
در ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو، استودیوی ایو سنلورن با تنها شش یا هفت همکار نزدیک کار میکرد؛ اما پشت این گروه کوچک، آتلیههای اوتکوتور قرار داشتند که نزدیک به ۲۰۰ خیاط در آنها مشغول اجرای طرحها بودند. یعنی فاصلهی میان یک خط روی کاغذ سنلوران تا لباسی که در نهایت روی بدن یک مشتری قرار میگرفت، مسیری طولانی از پرو، اصلاح الگو، انتخاب پارچه، دوخت، گلدوزی و کنترل نهایی بود.
در طبقهی همکف نیز سالنهایی وجود داشت که مشتریان پس از ارائهی مجموعه در آنها به شکل خصوصی پذیرایی میشدند. هر مشتری فروشندهی شخصی خود را داشت و لباسهای موردنظرش را سفارش میداد. به عبارت دیگر، ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو همزمان استودیو، کارخانهی ظریف اوتکوتور، سالن فروش، دفتر تجاری و صحنهی اجتماعی خانهی ایو سنلورن بود.
استودیویی که بعضی از مشهورترین لباسهای قرن بیستم از آن بیرون آمدند
سنلوران در این ساختمان فقط لباس طراحی نمیکرد؛ او بخش بزرگی از واژگان بصری مد مدرن را توسعه داد. تاکسیدو زنانه، کت سافاری، ترنچکت، جامپسوت و بسیاری از لباسهایی که امروز تقریباً بدیهی به نظر میرسند، بخشی از میراثی هستند که موزه نیز در معرفی خود بر آنها تأکید میکند. نکتهی جذاب این است که بسیاری از این لباسها را نمیتوان بدون شناخت رابطهی سنلوران با هنر فهمید.
او از موندریان (Mondrian)، متیس (Matisse)، پیکاسو (Picasso)، هنر آفریقا، روسیه، مراکش، چین و فرهنگهای مختلف الهام میگرفت و این منابع را به لباس تبدیل میکرد. به همین دلیل، موزهی پاریس فقط دربارهی «لباسهای معروف» نیست؛ دربارهی فرآیند تبدیل یک تصویر، نقاشی، خاطره یا فرهنگ به یک فرم پوشیدنی نیز هست.
زنانی که به این خانه آمدند
اگرچه ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو، اما در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بخشی از جهان اجتماعی پاریس نیز محسوب میشد. سنلوران در اطراف خود شبکهای از زنان، مدلها، هنرمندان و دوستانی داشت که بعضی از آنها به چهرههای اسطورهای خانه تبدیل شدند. یکی از مهمترین آنها لولو دو لا فَلِز (Loulou de La Falaise) بود. او در سال ۱۹۷۲ به استودیوی سنلوران پیوست و نزدیک به ۳۰ سال در کنار او باقی ماند. مسئولیت اکسسوریها را بر عهده گرفت و در طراحی مجموعهی بافتنی نیز نقش داشت. سبک شخصی او ــ استفاده از اکسسوریهای بزرگ، رنگارنگ و غیرمتعارف ــ خودش بخشی از زیباییشناسی جهان YSL شد.

کاترین دنوو؛ یکی از وفادارترین زنان خانه
نام کاترین دونو (Catherine Deneuve) نیز با تاریخ خانهی سنلوران گره خورده است. همکاری آنها از سینما آغاز شد و لباسهایی که سنلوران برای فیلم زیبای روز (Belle de Jour) طراحی کرد، یکی از مشهورترین نمونههای پیوند سینما و مد در کار او شد. دنوو بعدها به یکی از مهمترین مشتریان و دوستان سنلوران تبدیل شد و در مناسبتهای مهم خانه حضور داشت؛ حتی در آخرین نمایش اوتکوتور سنلوران در سال ۲۰۰۲ نیز حضور داشت. اما داستان زنان این خانه به دنوو و لولو محدود نمیشود.
بتی کَترو (Betty Catroux)، پائولوما پیکاسو (Paloma Picasso)، ماریسا برنسون (Marisa Berenson)، تالیثا گتی (Talitha Getty)، ویکتوار دوترولو (Victoire Doutreleau) و بعدها مدلهایی مانند کاتوشا (Katoucha) و مونیا (Mounia) در جهان اجتماعی و بصری سنلوران نقش داشتند. این زنان صرفاً «مشتری» طراحیهای سن لورن نبودند؛ بسیاری از آنها بخشی از زبان بصری خانه بودند.
پیر برژه؛ مردی که پشت صحنه را اداره میکرد
اگر سنلوران چهرهی شاعرانه و خلاق این خانه بود، پیر برژه (Pierre Bergé)، تا حد زیادی مدیر، استراتژیست و نیروی سازماندهندهی آن محسوب میشد. رابطهی آنها یکی از مشهورترین شراکتهای تاریخ فشن است: یک طراح و یک مدیر که با هم خانهای ساختند که از مرزهای یک برند لباس فراتر رفت. در ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو، این تقسیم نقش کاملاً قابل مشاهده بود. سنلوران در استودیو و میان طرحها و پارچهها کار میکرد؛ برژه در سوی دیگر، شبکهی تجاری، مشتریان، رسانه و ساختار سازمانی خانه را مدیریت میکرد. عکسی از سال ۱۹۷۴ حتی جلسهی برژه را در دفترش در همین ساختمان ثبت کرده است.

این ساختمان شاهد یکی از بزرگترین تغییرات تاریخ مد بود
وقتی خانه در سال ۱۹۷۴ به ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو آمد، اوت کوترو دیگر همان جایگاه مسلط دهههای پیشین را نداشت. لباسهای حاضری (Ready-to-wear) در حال تبدیل شدن به نیروی اصلی صنعت مد بود. سنلوران خودش از پیش در این تغییر نقش داشت. در سال ۱۹۶۶، با راهاندازی برند Saint Laurent Rive Gauche، لباسهای آماده را با جدیتی وارد صحنه فشن کرد که پیشتر بیشتر متعلق به اوتکوتور بود. این اتفاق عملاً به تثبیت مفهوم کلکسیونهای آمادهی طراحان مد (designer ready-to-wear) کمک کرد. اما اوتکوتور را هم رها نکرد. برعکس، سنلوران در دههی ۱۹۷۰ تلاش کرد آن را دوباره به یک تجربهی نمایشی و فرهنگی تبدیل کند.
نمایش مدی که موسیقی را وارد صحنه کرد
یکی از نقاط عطف این دوران، نمایش پاییز/زمستان ۱۹۷۶ با عنوان اپرای باله روس (Opéras – Ballets Russes) بود. خانهی مد سنلوران که در خیابان مارسو مستقر شده بود، مجموعه را در سالن امپریال هتل اینترکنتیننتال به نمایش گذاشت. این نمایش با شکوهی که داشت و تئاتریبودنش توجه زیادی جلب کرد و یکی از نکات مهم آن استفاده از موسیقی در نمایش مد بود؛ چیزی که در آن زمان برای نمایشهای اوتکوتور امری تازه محسوب میشد. این اتفاق را میتوان بخشی از فرآیندی دانست که فشنشو را از یک ارائهی نسبتاً رسمی لباس به یک تجربهی نمایشی و فرهنگی نزدیک کرد.
حتی یک کلاب شبانه هم به داستان این خانه وصل است
برای فهم جهان سنلوران باید کمی از خیابان مارسو فاصله بگیریم و به یکی دیگر از مکانهای افسانهای پاریس دههی ۱۹۷۰ برویم: باشگاه شبانه افسانهای La Palace. خیابان مارسو سنلوران و حلقهی دوستانش بخشی از فرهنگ شبانهی پاریس بودند و Le Palace به یکی از مکانهای مهم این جهان تبدیل شده بود. در افتتاحیهی معروف Le Palace در سال ۱۹۷۸، سنلوران همراه لولو دو لا فَلِز حضور داشت. هنرمندان، طراحان، بازیگران و چهرههای فرهنگی بسیاری از جمله اندی وارهول (Andy Warhol)، پائولوما پیکاسو (Paloma Picasso)، کنرو تاکادا (Kenzo Takada) و سونیا رایکیل ()Sonia Rykiel نیز از چهرههای حاضر در این فضای شبانه بودند. این نکته مهم است، چون بخشی از استایل YSL را نمیتوان صرفاً در آتلیه جستوجو کرد. خیابان، کلاب شبانه، سینما، هنر و زندگی شبانهی پاریس همگی وارد دنیای او شدند.
وقتی خانه تبدیل به حافظه شد
در ۷ ژانویه ۲۰۰۲، ایو سنلورن در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که قصد دارد از فعالیت خود بهعنوان طراح کوتور کنارهگیری کند و خانهی اوتکوتور را ببندد. چند هفته بعد، در ۲۲ ژانویه، آخرین نمایش بزرگ او در مرکز فرهنگی هنری ژورژ پومپیدو (Centre Pompidou) برگزار شد. آن نمایش بیشتر شبیه بدرقه بود تا یک فشنشو معمولی. حدود ۲،۰۰۰ مهمان در آن حضور داشتند و چهرههایی مانند کاترین دونو، لتیسیا کاستا (Laetitia Casta)، پائولوما پیکاسو (Paloma Picasso)، لورن باکال (Laurent Bacall) و بسیاری از شخصیتهای سیاسی، هنری و اجتماعی در میان مهمانان بودند. اما پایان کار سنلوران به معنای پایان زندگی ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو نبود؛ در حقیقت، داستان تازهای در حال شروع بود.
از خانهی مد به بنیاد
پس از تعطیلی خانه، قرار نبود این ساختمان صرفاً تبدیل به یک دفتر یا ملک تاریخی شود. دو سال بعد، پس از بازسازی بنیاد پیر برژه-ایو سن لورن (Fondation Pierre Bergé-Yves Saint Laurent)، در همان ساختمان افتتاح شد. هدف بنیاد، حفظ و معرفی میراث سنلوران بود: لباسها و اکسسوریها، طرحها و اسکیسها، اسناد و اشیای مرتبط با فعالیت او و همچنین برگزاری نمایشگاههایی در زمینهی مد، هنر، عکاسی و فرهنگ بصری. در فاصلهی ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۶ نیز این بنیاد در همین مکان نمایشگاههای متعددی برگزار کرد. در واقع، ساختمان برای مدتی تبدیل شد به پلی میان خانهی فعال یک زراح کوتور و مؤسسهای که قرار بود حافظ میراث او باشد.
و بعد، موزه متولد شد
در ۳ اکتبر ۲۰۱۷، موزه ایو سن اورن پاریس (Muse Yves saint Laurent Paris) درهای خود را باز کرد؛ بیش از ۱۵ سال پس از تعطیلی خانهی اوتکوتور. این موزه اکنون در همان ساختمان تاریخی قرار دارد؛ همان جایی که بین سالهای ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۲ بسیاری از طرحهای سنلوران در آن متولد شدند. موزه حدود ۴۵۰ مترمربع فضای نمایشگاهی دارد و بهجای اینکه فقط یک نمایش دائمی از لباسهای مشهور سنلوران ارائه کند، روی نمایشگاههای موضوعی و موقت تمرکز دارد. به همین دلیل، بازدید از آن لزوماً تجربهای شبیه دیدن یک گنجینهی ثابت لباسهای YSL نیست. موزه میخواهد چیزی فراتر را نشان دهد: چطور یک مجموعه ساخته میشد.
مهمترین اتاق موزه شاید اتاق لباسها نباشد
یکی از جذابترین بخشهای این مکان، استودیوی سنلورن است. اینجا همان جایی است که طراح با همکاران نزدیکش کار میکرد؛ جایی که طرحها، پارچهها، نمونههای اولیه و تصمیمهای خلاقانه در آن شکل میگرفتند. موزه در نمایشگاههای مختلف، از جمله نمایشگاههای مربوط به فرآیند خلق لباس، از همین فضا بهعنوان نقطهی اتصال میان ایده و محصول نهایی استفاده کرده است. در بعضی نمایشگاهها بازدیدکنندگان میتوانند اسکیسها، الگوها و نمونههای اولیه را ببینند؛ یعنی مرحلهای که هنوز لباس به محصول نهایی تبدیل نشده است. این نگاه برای فهم اوتکوتور بسیار مهم است. لباس نهایی تنها نوک کوه یخ است. پشت آن، دهها تصمیم و صدها ساعت کار وجود دارد.

سالنهایی که عمداً تغییر نکردند
یکی از تصمیمهای مهم در تبدیل ساختمان به بنیاد و سپس موزه، حفظ حالوهوای تاریخی سالنهای اصلی بود. دکوراتور ژاک گرانژ (Jacques Grange) مأمور شد فضای خانه را به شکلی بازسازی کند که حس یک مزون کوتور تاریخی از بین نرود. سالنهای اصلی، که زمانی مشتریان در آنها پذیرایی میشدند، با آینههای بزرگ، مجسمههای طلایی، لوسترها و پردههای ابریشمی، تا حد زیادی حالوهوای قبلی خود را حفظ کردند. این تصمیم از نظر موزهشناسی بسیار مهم است. چون در بسیاری از موزهها، آثار از محیط اصلیشان جدا میشوند. اما اینجا، خود محیط بخشی از اثر است.
چرا موزه ایو سن لورن از یک موزهی معمولی مهمتر است؟
چون در ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو فقط لباس نگهداری نمیشود. یک سیستم فرهنگی نگهداری میشود. اینجا میتوان همزمان دربارهی تاریخ اوتکوتور، رابطهی فشن و هنر، فرهنگ مشتریان ثروتمند پاریس، نقش زنان در صنعت مد، تحول فشنشو، ظهور لباس حاضری و حتی تغییر سبک زندگی طبقهی مرفه قرن بیستم صحبت کرد. خود موزه نیز تأکید میکند که این مکان فقط یک موزهی تکموضوعی دربارهی یک طراح نیست؛ بلکه شاهدی بر تاریخ قرن بیستم و شیوهی زندگی مرتبط با اوت کوتور است که امروز تا حد زیادی از میان رفته است.
یک نکتهی جذاب: سنلوران واقعاً «در موزه» کار نکرده بود؛ موزه در خانهی کار او ساخته شده است
این تفاوت کوچک، در واقع تفاوت بزرگی است. وقتی به موزههای مد فکر میکنیم، معمولاً تصور میکنیم لباسهای یک طراح از نقاط مختلف جمع شده و در یک ساختمان نمایش داده شدهاند. اما در اینجا، ساختمان خودش محل واقعی تولید آثار بوده است. سنلوران تقریباً سه دهه در همین مکان کار کرده است. همکارانش همینجا بودهاند. خیاطان همینجا لباسها را ساختهاند. مشتریان همینجا لباس سفارش دادهاند. طرحها و نمونههای اولیه همینجا شکل گرفتهاند و در نهایت، بعد از پایان فعالیت خانه، همان مکان تبدیل به حافظهی آن شده است. این همان چیزی است که ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو را به یک خانهموزهی واقعی نزدیک میکند.
موزهای که لباس را از روی تن به پشت صحنه برمیگرداند
شاید بهترین راه برای فهم این موزه این باشد که آن را نه موزهی «لباسهای ایو سنلورن» بلکه موزهی فرآیند ایو سنلورن شدن یک لباس بدانیم. یک طرح، یک تکه پارچه، یک نمونه اولیه، یک الگو، یک پرو، دست یک خیاط، اصلاحات سنلوران و بعد، لباس نهایی. برای نمونه، در نمایشگاه ۲۰۲۲ که به شصتمین سال نخستین نمایش YSL اختصاص داشت، موزه دهها نمونه اولیه و پاترون و بیش از ۳۰۰ طراحی را به نمایش گذاشت تا تأثیر هنرهای تجسمی بر روند خلاقیت سنلوران را نشان دهد. این دقیقاً همان چیزی است که معمولاً در عکسهای نهایی یک لباس دیده نمیشود.
یک خانه، دو موزه
یک نکتهی جالب دیگر این است که میراث پیر برژه و ایو سنلورن فقط در پاریس خلاصه نمیشود. در سال ۲۰۱۷، همزمان با افتتاح موزهی پاریس، موزه ایو سنلورن مراکش نیز افتتاح شد. این دو موزه دو وجه متفاوت از جهان سنلوران را روایت میکنند: پاریس، محل خانهی اوتکوتور، استودیو و کار روزمرهی او بود؛ و مراکش، یکی از مهمترین منابع الهام شخصی و هنری او. خود بنیاد نیز این دو موزه را دو فصل از یک پروژهی مشترک برای حفظ میراث سنلوران میداند.

چرا هنوز باید به ساختمان شماره ۵ رفت؟
اگر فقط به دنبال دیدن چند لباس مشهور YSL باشید، موزههای دیگری هم در جهان وجود دارند که میتوانند این کار را انجام دهند. اما اگر بخواهید بفهمید یک خانهی اوتکوتور چگونه کار میکرد، اینجا تجربهی متفاوتی است. ساختمان شماره ۵، به شما اجازه میدهد میان گذشته و حال حرکت کنید: در یک اتاق، لباس نهایی را میبینید، در اتاق دیگر، اسکیس آن را، کمی آنطرفتر، فضای استودیویی را که ایده در آن شکل گرفته و پایینتر، سالنهایی را که مشتریان زمانی در آنها مینشستند و برای لباسهایشان سفارش میدادند. این موزه در حقیقت یک زمان منجمدشده است؛ نه کاملاً خانه است، نه کاملاً موزه، چیزی میان این دو و شاید همین، جذابترین ویژگی آن باشد.
آدرس مهمی برای تاریخ فشن
امروز روی پلاک این ساختمان دیگر نام یک خانهی اوتکوتور فعال دیده نمیشود. اما اگر بدانیم در فاصلهی ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۲ چه اتفاقاتی درون آن رخ داده، ساختمان شماره ۵ خیابان مارسو معنای دیگری پیدا میکند. اینجا جایی است که ایو سنلورن بخش بزرگی از میراث خود را ساخت؛ جایی که لولو دو لا فَلِز و آن-ماری مونیوز (Anne-Marie Muñoz) در استودیو کنار او کار کردند؛ جایی که خیاطان خانه لباسهای او را به واقعیت تبدیل کردند؛ جایی که مشتریان خصوصی برای سفارش اوتکوتور میآمدند و جایی که پیر برژه در کنار او امپراتوری تجاری خانه را اداره میکرد و بعد، درست در زمانی که عصر آن خانه به پایان رسید، خود ساختمان به حافظ آن عصر تبدیل شد. شاید به همین دلیل است که در پاریس، بعضی موزهها را نمیتوان فقط با مجموعهی داخلشان تعریف کرد.
خود ساختمان، بخشی از مجموعه است و دربارهی موزه ایو سنلورن پاریس، حتی میتوان یک قدم جلوتر رفت: این موزه جایی است که تاریخ فشن نه فقط در ویترینها، بلکه در دیوارهایش باقی مانده است.



