نگاهی به کتاب «Supreme Models: Iconic Black Women Who Revolutionized Fashion» نوشته مارسلوس رینولدز (Marcellas Reynolds)
اگر تاریخ فشن را از روی جلدهای مجلات ووگ و هارپرز بازار، تبلیغات برندهای بزرگ و عکسهای مشهورترین عکاسان مد دنبال کنیم، ممکن است تصور کنیم داستان مدلینگ همیشه همان چیزی بوده که امروز در قابهای مجلات میبینیم: چهرههای زیبا، لباسهای خیرهکننده، طراحان مشهور و سوپرمدلهایی که نامشان به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است.
اما پشت این تصویر براق، تاریخ دیگری هم وجود دارد؛ تاریخی درباره زنانی که برای حضور در همان قابها مجبور بودند با تبعیض، کلیشههای نژادی، استانداردهای محدود زیبایی و ساختارهای بسته صنعت مد مبارزه کنند.
«Supreme Models: Iconic Black Women Who Revolutionized Fashion» نوشته Marcellas Reynolds دقیقاً به سراغ همین تاریخ میرود.
این کتاب که در سال ۲۰۱۹ توسط Abrams منتشر شد، نخستین کتاب هنری جامع اختصاصیافته به مدلهای سیاهپوست معرفی شده و بیش از ۷۰ زن را از نسلهای مختلف مدلینگ، از پیشگامان دهههای میانی قرن بیستم تا چهرههای معاصر، کنار هم قرار میدهد.
اما اهمیت Supreme Models فقط در تعداد مدلهایی که در صفحاتش حضور دارند نیست.
اهمیت واقعی کتاب در این است که میپرسد: چه کسانی در تاریخ فشن دیده شدهاند و چه کسانی از این تاریخ حذف شدهاند؟
کتابی که جای خالی یک کتاب را پر کرد
مارسلوس رینولدز، نویسنده کتاب، خودش با دنیای مد غریبه نیست. او کارش را بهعنوان مدل آغاز کرد و بعدها به استایلینگ، روزنامهنگاری و فعالیت رسانهای روی آورد. تجربه مستقیم او از صنعت مد، همراه با علاقهاش به کتابهای عکاسی و آرشیوهای فشن، در نهایت به شکلگیری Supreme Models منجر شد.
ایده کتاب از یک خلأ بسیار مشخص شکل گرفت. رینولدز در مصاحبهای که با پادکست Dressed: The History of Fashion داشت، توضیح میدهد که پس از مطالعه کتابی درباره مدلهای Vogue متوجه شد از میان تعداد بسیار زیادی مدل، تنها دو مدل سیاهپوست در آن حضور دارند: نایومی کمپبل (Naomi Campbell) وایمان (Iman).
مسئله فقط تعداد نبود. مدلهایی در تاریخ فشن وجود داشتند که دستاوردهایشان بهاندازه هر سوپرمدل دیگری تاریخی بود، اما در چنین روایتهایی جایی نداشتند. رینولدز همانجا شروع کرد به نوشتن فهرستی از مدلهایی که به نظرش باید در چنین کتابی حضور میداشتند.
نتیجه، کتابSupreme Models شد. او میخواست کتابی داشته باشد که بتواند کنار کتابهای بزرگ تاریخ مدلینگ و جلدهای ووگ قرار بگیرد؛ کتابی که نه صرفاً چند مدل سیاهپوست را به یک روایت موجود اضافه کند، بلکه خودِ مدل سیاهپوست را موضوع اصلی روایت قرار دهد.
این فقط یک کتاب عکس نیست
در نگاه اول، Supreme Models یک کتاب عکس نفیس است؛ کتابی بزرگ و تصویری با عکسهای مد، جلد مجلات، کمپینهای تبلیغاتی، تصاویر رانوی و پرترههایی از مدلهایی که در چند دهه گذشته تاریخ فشن را ساختهاند.
اما رینولدز در همان مصاحبه تأکید میکند که کتاب قرار نیست فقط مجموعهای از «عکسهای زیبای زنان زیبا» باشد. پشت هر عکس، یک تاریخ وجود دارد؛ تاریخ یک جلد مجله، یک کمپین، یک قرارداد، یک اولینبار، یک شکستن سد یا گاهی حتی یک «نه» که سالها پیش به یک مدل گفته شده است.
ناشر کتاب نیز آن را مجموعهای از عکسها، مصاحبهها و نوشتههایی معرفی میکند که مسیر مدلهای سیاهپوست را از نخستین حضورهای تاریخیشان در کاتالوگها و جلد مجلات تا نسل سوپرمدلهای دهه ۱۹۹۰ و مدلهای معاصر دنبال میکند.
به همین دلیل، Supreme Models همزمان کتاب عکاسی، کتاب تاریخ فشن و کتابی درباره فرهنگ و بازنمایی است.
داستانی که از دهه ۱۹۴۰ آغاز میشود
یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب این است که روایتش را از جایی بسیار دورتر از عصر نایومی و تایرا(Tyra) آغاز میکند. رینولدز در مصاحبه خود به زنانی اشاره میکند که در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ راه را برای نسلهای بعدی باز کردند؛ از جمله، افلیا دیوور (Ophelia DeVore)، دورتیتاولز چرچ (Dorothea Towles Church) ، و هلن ویلیامز (Helen Williams).
داستان این زنان نشان میدهد که ورود مدلهای سیاهپوست به صنعت مد نه یک اتفاق ناگهانی در عصر سوپرمدلها، بلکه حاصل دههها تلاش بود.
افلیا دیوور؛ زنی که به جای منتظر ماندن، آژانس ساخت
افلیا دیوور در دورهای میخواست مدل شود که حتی آموزش رسمی مدلینگ نیز برای زنان سیاهپوست بهراحتی در دسترس نبود. طبق روایت رینولدز، او برای ورود به مدرسه مدلینگ ووگ مجبور شد خود را سفیدپوست جا بزند. اما ماجرا به همینجا ختم نشد.

وقتی فهمید صنعت اصلی مد همچنان برای مدلهای سیاهپوست درهای محدودی دارد، به جای اینکه از حرفه کنار بکشد، آژانس خودش را تأسیس کرد. این نقطه مهمی در تاریخ مدلینگ است: زنی که متوجه شد سیستم برای او ساخته نشده، تصمیم گرفت بخشی از سیستم را خودش بسازد.
دورتی تاولز چرچ؛ از پاریس تا شکستن دیوارهای رانوی
بعد از او، نام دورتی تاولز چرچ اهمیت ویژهای پیدا میکند. او به پاریس رفت و در آنجا برای خانههای بزرگ مد کار کرد؛ از جمله کریستین دیور. حضور او در رانویهای سطح بالای پاریس فقط یک موفقیت شخصی نبود. او نشان داد که یک مدل سیاهپوست میتواند در همان فضایی که تا آن زمان تقریباً بهطور کامل سفید بود، در مرکز توجه قرار بگیرد.

اما تناقض تلخ این بود که موفقیت در اروپا الزاماً به معنای پذیرش در آمریکا نبود. او در پاریس کار میکرد، اما هنگام بازگشت به آمریکا همچنان با محدودیتهای نژادی روبهرو میشد.
این الگو بارها در تاریخ مدلهای سیاهپوست تکرار شد: جهان آماده دیدن آنها بود، اما صنعت مد همیشه آماده استخدام آنها نبود.
هلن ویلیامز؛ وقتی رنگ پوست نباید مانع دیدهشدن شود
هلن ویلیامز، مسیر دیگری را باز کرد. او ابتدا در فشن فعالیت میکرد و بهعنوان استایلیست کار میکرد، اما به دلیل زیبایی، قد و ویژگیهای ظاهریاش تشویق شد که مدل شود.
مشکل این بود که آژانسهای بزرگ حاضر نبودند او را بپذیرند. ویلیامز بعداً به اروپا رفت و در پاریس به یکی از مدلهای موفق تبدیل شد؛ و سپس توانست در آمریکا نیز در تبلیغات و نشریات جریان اصلی حضور پیدا کند.

اهمیت او تنها در این نبود که «یک مدل سیاهپوست موفق» بود. او بهخصوص برای مدلهایی که پوست تیرهتری داشتند، یک در را باز کرد.
و این نکته یکی از مهمترین لایههای Supreme Models است: کتاب فقط درباره حضور سیاهپوستان در فشن نیست؛ درباره تنوع درون جامعه سیاهپوست و استانداردهای زیبایی نیز هست.
از سارا لو هریس (Sara Lou Harris) تا یک تغییر مهم در تبلیغات
رینولدز در مصاحبه خود از سارا لو هریس نیز بهعنوان یکی از چهرههای مهم نسل اولیه یاد میکند. او به یک کمپین Lucky Strike در دهه ۱۹۴۰ اشاره میکند که در آن، تصویر تبلیغاتی مشابهی برای مخاطبان سیاهپوست ساخته شد.
اهمیت چنین تصویری شاید امروز ساده به نظر برسد، اما در آن دوره نمایش یک زن سیاهپوست با همان زبان تصویریِ لوکس و پر زرق و برق که برای مخاطب سفیدپوست استفاده میشد، اتفاق مهمی بود.

این همان جایی است که فشن از «تصویر» به «اقتصاد» میرسد. وقتی یک گروه اجتماعی در تبلیغات دیده میشود، فقط مسئله زیبایی نیست.
پیام این است: این مخاطب وجود دارد. این مخاطب مصرفکننده است. و این مخاطب باید دیده شود.
بتان هاردیسون (Bethann Hardison)؛ مادرخوانده مدلهای سیاهپوست
یکی از شخصیتهای مهم کتاب بتان هاردیسون است؛ زنی که رینولدز او را مادرخوانده مینامد. هاردیسون، ابتدا مدل بود، اما تأثیرش بر صنعت مد بسیار فراتر از حرفه مدلینگ رفت. او در آژانسهای مدلینگ فعالیت کرد، آژانس خودش را راهاندازی کرد و در شکلگیری مسیر حرفهای مدلهای بسیاری نقش داشت. از جمله، نام او با آغاز مسیر حرفهای نایومی کمپبل و مدلهای دیگری مانند ورونیکا وب (Veronica Webb) و تایسون بکفورد (Tyson Beckford) گره خورده است.

اما شاید مهمتر از همه، مبارزه او برای تنوع و برابری در صنعت مد باشد. هاردیسون فقط نمیگفت مدلهای سیاهپوست را استخدام کنید. او میپرسید: چرا این مدل دستمزد متفاوتی میگیرد؟ چرا این مدل را به عکاس معرفی نمیکنید؟ چرا برای مدل سیاهپوست در پشت صحنه میکاپ مناسب وجود ندارد؟ چرا یک برند فقط یک مدل سیاهپوست را انتخاب میکند و بعد تصور میکند مسئله تنوع را حل کرده است؟
و اینجاست که مفهوم مهمی مطرح میشود که در مصاحبه نیز به آن اشاره میشود: ادغام، نه فقط تنوع نژادی.
مشکل فقط این نیست که چه کسی جلوی دوربین است
شاید مهمترین درس Supreme Models همین باشد. تنوع در فشن فقط به این معنا نیست که یک مدل سیاهپوست را در یک کمپین قرار دهیم. اگر تمام تصمیمگیرندگان پشت صحنه سفید باشند، تغییر ممکن است همچنان سطحی باقی بماند. رینولدز در گفتوگوی خود با Dressed به مسئله عکاسان، استایلیستها، ادیتورها، میکاپآرتیستها و مدیران خلاق اشاره میکند.
زیرا گاهی مشکل این نیست که برند نمیخواهد مدل سیاهپوست استخدام کند؛ مشکل این است که افراد کافی در اتاق تصمیمگیری حضور ندارند که تجربه و حساسیت لازم را وارد فرآیند کنند. به همین دلیل، ماجرا از روی رانوی شروع نمیشود و روی رانوی هم تمام نمیشود.
تغییر واقعی باید در تمام زنجیره اتفاق بیفتد: مدل، عکاس، استایلیست، میکاپآرتیست، آرایشگر مو، ادیتور، کارگردان هنری، طراح، مدیر برند و البته، کسی که تصمیم نهایی را میگیرد.
بورلی جانسون (Beverly Johnson)؛ وقتی یک «اولین» هنوز کافی نیست
یکی از مهمترین چهرههای کتاب بورلی جانسون است؛ نخستین زن سیاهپوستی که روی جلد ووگ آمریکا (American Vogue) قرار گرفت. اما داستان او حتی از این «اولینبودن» پیچیدهتر است. رینولدز در مصاحبهاش داستانی را تعریف میکند که جانسون درباره برخوردش با اِیلین فورد (Eileen Ford) روایت کرده است.
در یک مکالمه تلفنی که روی اسپیکر بود، فورد او را رد کرد و گفت بیش از حد چاق است. مدتی بعد، زمانی که جانسون برای ملاقات دوباره برگشت، همان فرد به او گفت که ظاهراً وزن کم کرده است؛ در حالی که جانسون میگفت اساساً وزن کم نکرده بود.
چنین داستانی بهخوبی نشان میدهد استانداردهای صنعت مدلینگ چگونه میتوانند حتی موفقترین زنان را نیز تحت فشار قرار دهند. اما مسئله مهمتر، نحوه روایت تاریخ است. بورلی جانسون روی جلد ووگ رفت؛ موفق شد و تاریخساز شد.

اما آیا این اتفاق به معنای حلشدن مسئله بود؟ خیر.
و همین تفاوت میان یک اتفاق تاریخی و یک تغییر ساختاری، یکی از مضامین اصلی Supreme Models است.
چرا فقط یک «سوپرمدل سیاهپوست»؟
رینولدز در مصاحبه خود به یکی از عجیبترین الگوهای تاریخ فشن اشاره میکند. در دورههای مختلف، صنعت مد معمولاً تعداد زیادی مدل سفیدپوست را همزمان بهعنوان ستاره میپذیرفت. اما وقتی صحبت از مدلهای سیاهپوست بود، گویی تنها یک جایگاه وجود داشت: یک سوپر مدل سیاه پوست (The Black Supermodel)؛ بورلی جانسون در مقابل ایمان، نایومی کمپبل در مقابل تایرا بنکس.
در حالی که در مورد مدلهای سفیدپوست چنین محدودیتی وجود نداشت. سیندی کرافورد (Cindy Crawford) مجبور نبود تنها «یک مدل سفیدپوست» باشد. کریستی ترلینگتون (Christy Turlington) مجبور نبود جای کلودیا شیفر (Claudia Schiffer ب) را از اوگیرد. لیندا اوانجلیستا (Linda Evangelista) مجبور نبود ثابت کند که از همه مدلهای سفیدپوست بهتر است تا بتواند حضور داشته باشد.
این مسئله، به گفته رینولدز، نشاندهنده ساختاری عمیقتر از تبعیض و رقابت مصنوعی است. کتاب در واقع به ما یادآوری میکند که نمایندگی فقط حضور داشتن نیست؛ حق داشتنِ فضاست.
کتابی درباره نایومی، تایرا و ایمان؛ اما نه فقط آنها
طبیعی است که در معرفی چنین کتابی نامهایی مثل نایومی کمپبل، تایرا بنکس و ایمان به ذهن برسند. آنها بخش مهمی از داستاناند. اما یکی از ارزشمندترین کارهای رینولدز این است که روایت را به چند سوپرمدل مشهور محدود نمیکند.
در Supreme Models چهرههایی چون Donyale Luna، Pat Cleveland، Beverly Johnson، Veronica Webb، Peggy Dillard، Daphne Maxwell Reid، Joan Smalls Jourdan Dunn، Adwoa Aboah و Adut Akech نیز در کنار نسلهای دیگر قرار میگیرند.
این انتخاب باعث میشود کتاب شبیه یک خط زمانی ساده نباشد. مدلها به ترتیب شهرت یا حتی الزاماً به ترتیب تاریخی روایت نمیشوند؛ آنها در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ارتباط میان نسلها آشکار میشود. یک مدل دهه ۱۹۶۰ کنار مدلی از دهه ۲۰۱۰ قرار میگیرد و ناگهان متوجه میشویم که تاریخ فشن مجموعهای از اتفاقات جدا از هم نیست.
هر نسل، در را برای نسل بعدی کمی بیشتر باز کرده است.
میتوانید فایل پی دی اف کتاب را از اینجا دانلود کنید.
پگی دیلارد (Peggy Dillard)؛ چرا حافظه تاریخی مهم است؟
یکی از داستانهای جالب پشت شکلگیری کتاب مربوط به پگی دیلارد است. رینولدز در ابتدا قصد نداشت او را در کتاب قرار دهد. اما مدل کارن الکساندر (Karen Alexander) هنگام گفتوگو با رینولدز از او خواست که پگی دیلارد را فراموش نکند. رینولدز به سراغ او رفت و در نهایت دیلارد وارد کتاب شد.

این اتفاق کوچک، یک نکته بزرگ درباره تاریخ فشن را نشان میدهد: تاریخ همیشه توسط کسانی که در مرکز آن بودهاند ثبت نمیشود؛ گاهی نسل بعد باید برگردد و کسانی را که فراموش شدهاند دوباره پیدا کند.
و شاید یکی از مهمترین کارهای Supreme Models همین باشد.
یک کتاب درباره «زیبایی»؛ اما زیبایی از نگاه چه کسی؟
عنوان کتاب از واژه Supreme استفاده میکند؛ اما کتاب در نهایت درباره یک تعریف واحد از زیبایی نیست. برعکس.
یکی از نقاط قوت آن نمایش طیف وسیعی از چهرهها، رنگ پوستها، بافتهای مو و هویتهای بصری زنان سیاهپوست است؛ از پوستهای بسیار روشن تا بسیار تیره، از موهای صاف تا بافتهای طبیعی و آفرو، از چهرههایی که استانداردهای سنتی فشن را تداعی میکنند تا چهرههایی که همان استانداردها را به چالش میکشند.
این تنوع اهمیت زیادی دارد. چون حتی وقتی صنعت مد شروع به پذیرش مدلهای سیاهپوست کرد، الزاماً همه انواع زیبایی سیاهپوستان را نپذیرفت.
در نتیجه، مسئله فقط این نبود که: آیا مدل سیاهپوست را میپذیریم؟
بلکه سؤال عمیقتر این بود: کدام نوع از زیبایی سیاهپوستان را میپذیریم؟
فشن آینه جامعه است
یکی از جذابترین ایدههای رینولدز این است که فشن را نمیتوان از جامعه جدا کرد. به تعبیر او، مسیر مدل سیاهپوست تا حد زیادی بازتابی از جایگاه سیاهپوستان در جامعه است. وقتی دونیل لونا (Donyale Luna) روی جلد ووگ بریتانیا قرار میگیرد، فقط یک مدل روی جلد یک مجله نیست.
وقتی نایومی سیمز (Naomi Sims) روی جلد یک مجله با تیراژ میلیونی قرار میگیرد، فقط یک تصویر زیبا نیست. وقتی بورلی جانسون روی جلد ووگ آمریکا میرود، فقط یک «اولین» در دنیای فشن اتفاق نیفتاده است.
هرکدام از این تصاویر، تعریف مخاطب از اینکه چه کسی میتواند زیبا، موفق، لوکس و متعلق به مرکز فرهنگ باشد را تغییر میدهند.
به همین دلیل است که تاریخ مدلینگ، در Supreme Models، تبدیل به تاریخ اجتماعی میشود.
از جلد مجله تا Black Lives Matter
کتاب در سال ۲۰۱۹ منتشر شد؛ اما موضوعات آن امروز نیز کاملاً زندهاند. رینولدز در گفتوگوی Dressed درباره موج Black Lives Matter و تأثیر آن بر صنعت مد صحبت میکند. از کمپینها و تبلیغات بحثبرانگیز برندها گرفته تا مسئله حضور افراد سیاهپوست در موقعیتهای تصمیمگیری، این پرسش همچنان باقی است:
آیا صنعت مد واقعاً تغییر کرده یا فقط تصویر خود را تغییر داده است؟
نمونههایی از اشتباهات برندها و رسانهها، از محصولات و تبلیغات جنجالی گرفته تا اشتباه گرفتن هویت مدلها، نشان دادهاند که مسئله بازنمایی هنوز تمام نشده است. در عین حال، حضور چهرههایی مانند ادوارد انینفول (Edward Enninful) در رأس یکی از مهمترین مجلات مد جهان، و ظهور نسل جدیدی از مدلها، طراحان، استایلیستها و فعالان صنعت، نشان میدهد که ساختار نیز در حال تغییر است.
این تغییر زمانی عمیقتر میشود که افراد متنوع فقط جلوی دوربین نباشند؛ بلکه پشت میز تصمیمگیری نیز حضور داشته باشند.
کتابی که از یک خاطره کودکی شروع شد
شاید احساسیترین بخش داستان Supreme Models، خود زندگی مارسلوس رینولدز باشد. او در جنوب شیکاگو بزرگ شد؛ کودکی سیاهپوست و همجنسگرا که در محیط اطرافش به دلیل تفاوتهایش مورد آزار و خشونت قرار میگرفت. اما در خانه، مادربزرگش برای او فضای دیگری ساخت.
او کتاب، مجله و دایرةالمعارف در اختیارش میگذاشت و به او یاد میداد اگر چیزی را نمیداند، دربارهاش جستوجو کند. رینولدز در مصاحبه خود از مجلاتی مانند Ebony و Jet یاد میکند؛ مجلاتی که به او اجازه میدادند آدمهایی شبیه خودش را ببیند.
بعد فیلم مهاگونی (Mahogany) با بازی دایانا راس (Diana Ross) را دید؛ فیلمی که بخشی از آن در شیکاگو میگذشت و دختری را روایت میکرد که وارد دنیای فشن میشود. برای یک کودک، این فقط یک فیلم نبود. این امکانِ یک زندگی دیگر بود.
و شاید همین توضیح میدهد چرا Supreme Models برای رینولدز صرفاً یک پروژه انتشاراتی نیست.
او در واقع کتابی را ساخته که خودِ کودکیاش آرزو داشت در کتابخانه مادربزرگش وجود داشته باشد.
چرا دیدهشدن مهم است؟
یکی از قدرتمندترین ایدههای کتاب همین است: دیده شدن مهم است. کودکی که یک مدل را میبیند، ممکن است فقط یک چهره زیبا نبیند. ممکن است یک آینده احتمالی ببیند.
رینولدز میگوید اگر کودکی آتشنشان ببیند، ممکن است تصمیم بگیرد آتشنشان شود؛ اگر فضانورد ببیند، شاید رؤیای فضانورد شدن در ذهنش شکل بگیرد. اما اگر کودکی هیچوقت فردی شبیه خودش را در یک حرفه نبیند، چطور باید تصور کند که آن حرفه میتواند برای او هم ممکن باشد؟
از این منظر، Supreme Models فقط درباره گذشته نیست. این کتاب برای آینده هم نوشته شده است.
برای کودکی که ممکن است اولین بار با ورقزدن صفحات آن فکر کند: «شاید من هم بتوانم.»
چرا Supreme Models هنوز ارزش خواندن دارد؟
چند سال از انتشار کتاب گذشته، اما Supreme Models همچنان یکی از کتابهای قابلتوجه برای هر کسی است که به تاریخ فشن، مدلینگ، عکاسی مد و مسئله بازنمایی علاقه دارد. حتی ووگ این کتاب را در فهرست مطالعه مرتبط با نمایشگاه Superfine: Tailoring Black Style در سال ۲۰۲۵ قرار داده است.
دلیلش روشن است؛ این کتاب به ما اجازه میدهد تاریخ مدلینگ را نه فقط از زاویه نامهای مشهور، بلکه از زاویه موانعی که این زنان پشت سر گذاشتند و درهایی که برای دیگران باز کردند ببینیم.
از افلیا دیوور تا ادالت اکش، از دونیل لونا تا نایومی کمپبل، از بورلی جانسون تا تایرا بنکس، از ایمان تا جوآن اسمالز، بخشی از یک زنجیره شکل میگیرد.
یک کتاب هنری که در واقع کتاب تاریخ است
Supreme Models ، در ظاهر یک کتاب لوکس برای میز قهوه است؛ همان کتابهایی که قرار است روی میز بمانند، ورق بخورند و بهخاطر تصاویرشان بارها به سراغشان برویم. اما ارزش واقعی آن در چیزی فراتر از زیبایی تصاویر است. این کتاب یک آرشیو است. آرشیوی از جلدها، کمپینها، رانویها و پرترههایی که بخشی از تاریخ تصویری فشن را ساختهاند.
ناشر کتاب آن را در قطع بزرگ ۹ در ۱۲ اینچ و با مجموعهای گسترده از تصاویر رنگی منتشر کرده است؛ چیزی که جایگاه آن را در سنت کتابهای تصویری و نفیس فشن تثبیت میکند. اما در نهایت، مهمترین تصویر کتاب شاید حتی یکی از عکسهای آن نباشد.
بلکه تصویری است که کتاب در ذهن ما میسازد: تصویر تاریخی از زنانی که فقط لباسها را نپوشیدند؛ بلکه تعریفِ اینکه چه کسی حق دارد لباس را بپوشد و دیده شود، تغییر دادند.
و شاید مهمترین جمله درباره این کتاب…
Supreme Models قرار نیست به ما بگوید که فشن ناگهان عادلانه شده است. قرار نیست بگوید همه موانع از بین رفتهاند. اتفاقاً ارزش کتاب در این است که نشان میدهد چقدر راه طی شده و چقدر راه هنوز باقی مانده است. مدلهای این کتاب فقط بهخاطر زیباییشان «Supreme» نیستند.
آنها به این دلیل در اینجا قرار گرفتهاند که هرکدام چیزی را تغییر دادهاند؛ یک در را باز کردهاند، یک استاندارد را جابهجا کردهاند، یک تصویر تازه ساختهاند، یک برند را مجبور کردهاند مخاطبش را دوباره ببیند، یک مجله را مجبور کردهاند جلدش را تغییر دهد یا فقط، در سادهترین و مهمترین شکل ممکن، در جایی ظاهر شدهاند که پیش از آنها کسی شبیهشان حضور نداشت.
و شاید این همان چیزی است که یک کتاب تاریخ فشن باید انجام دهد: نه فقط به ما نشان دهد چه کسی مشهور بود،
بلکه یادمان بیندازد چه کسی برای ممکنشدن آن شهرت جنگید.
Supreme Models: Iconic Black Women Who Revolutionized Fashion نوشته مارسلوس رینولدز، از همین زاویه کتابی درباره مدلها نیست؛ کتابی درباره قدرت تصویر، حافظه فشن و زنانی است که تعریف زیبایی را برای نسلهای بعدی بزرگتر کردند.
میتوانید فایل پی دی اف کتاب را از اینجا دانلود کنید.



