کالکشن بهشت

کالکشن بهشت از دل سوگ بیرون می‌آید؛ داستان Behesht، بهشت ایرانیِ  کالت گایا (Cult Gaia)

گاهی یک کالکشن فشن از یک ترند شروع می‌شود؛ از یک رنگ، یک فرم، یک پارچه یا حتی یک سفر.

اما گاهی طراح چیزی شخصی‌تر را روی میز طراحی می‌گذارد: یک فقدان.

برای ژازمین لاریان حکمت (Jasmin Larian Hekmat)، بنیان‌گذار و طراح کالت گایا (Cult Gaia)، بهار/تابستان 2027 (Spring/Summer 2027) از چنین نقطه‌ای آغاز شد؛ از مرگ مادربزرگش، مامی اقدس (Mommy Aghdas)، در اوایل سال ۲۰۲۶.

و شاید به همین دلیل است که این بار، کالت گایا (Cult Gaia)  فقط لباس‌هایی برای تعطیلات، ساحل و مهمانی‌های تابستانی نساخت.

بهشت ساخت.

اما نه بهشتی که از ابتدا روشن و بی‌نقص باشد؛ بهشتی که باید از دل تاریکی بیرون بیاید.

نام کالکشن بهشت(بهشت) است؛ واژه‌ی فارسیِ «بهشت». خود Cult Gaia ریشه این ایده را به مفهوم ایرانی Pairidaeza، یعنی «باغ محصور»، پیوند می‌دهد؛ مفهومی که بعدها در زبان‌های دیگر به واژه‌هایی مرتبط با «paradise» تبدیل شد. در توضیح رسمی شو نیز همین تصویر محوری است: باغی که از دل بتن می‌روید.

و این دقیقاً همان چیزی است که روی ران‌وی اتفاق افتاد؛ بهشت، از دل بتن بیرون آمد.

کالت گایا (Cult Gaia) پیش از بهشت (Behesht) چه برندی بود؟

برای فهمیدن اهمیت Behesht باید کمی عقب برویم.

کالت گایا در سال ۲۰۱۲ توسط ژازمین لاریان آغاز شد؛ نه با یک مجموعه کامل لباس، بلکه با تاج‌های گل و اکسسوری‌های مو که از پارچه‌های ابریشمی و وینتیج ساخته می‌شدند.

لارین در انستیتوی تکنولوژی فشن (Fashion Institute of Technology) درس خوانده و پیش از راه‌اندازی برندش در کنار طراحانی مانند جیسون وو (Jason Wu) و نارسیکو رودریگز (Narciso Rodriguez) تجربه کسب کرده بود.

اما اتفاقی که مسیر زندگی حرفه‌ای او را تغییر داد، یک کیف بود: Ark.

کیف چوبی هلالی‌شکل کالت گایا که ابتدا در سال ۲۰۱۳ عرضه شد، به‌تدریج به یکی از نمادهای عصر اینستاگرام تبدیل شد؛ آن‌قدر که کالت گایا برای مدتی بیش از آنکه به‌عنوان یک برند لباس شناخته شود، با یک «It Bag» شناخته می‌شد.

اما اینجا یک نکته مهم درباره دی ان ای برند وجود دارد.

کالت گایا از ابتدا نمی‌خواست صرفاً چیزی بسازد که «قابل پوشیدن» باشد. ایده اصلی این بود که یک محصول ابتدا مانند یک اثر هنری دیده شود و بعد مشخص شود که می‌توان آن را پوشید.

خود برند نیز در مانیفستش می‌گوید محصولاتش ابتدا اشیاء هنری (Objets d’Art) هستند و بعد کاربرد پیدا می‌کنند.

این نگاه را اگر در تمام تاریخ کالت گایا دنبال کنیم، یک خط بسیار واضح می‌بینیم: کیف، اکسسوری، لباس، مجسمه متحرک.

و  بهشت (Behesht) یکی از کامل‌ترین نقاط این مسیر است.

وقتی ایران وارد دنیای کالت گایا (Cult Gaia) شد

ایرانی بودن ژازمین لاریان حکمت، چیزی نیست که تازه با بهشت (Behesht) کشف شده باشد. در حقیقت، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های استفاده مستقیم او از میراث ایرانی، مجموعه Pre-Fall 2022 بود.

نام آن مجموعه: پرسپولیس (Persepolis)

لارین در آن مجموعه به میراث فارسی خود و نسخه‌های قدیمی مجله ووگ که در کتابخانه عمومی نیویورک پیدا کرده بود و در آنها تصاویر ایران دهه ۱۹۶۰ دیده می‌شد، رجوع کرد. فضای مجموعه ترکیبی بود از ایران دهه ۱۹۶۰، رنگ‌های تند، چاپ‌ها، زیورآلات طلایی و سیلوئت‌هایی که همزمان حال‌وهوای دهه اول 2000 (Y2K) و تصاویر مد ایران پیش از انقلاب را تداعی می‌کردند.

حتی مایا قربانی (Mya Ghorbani)، نوه گوگوش (Googoosh)، نیز در آن مجموعه حضور داشت.

مایا قربانی در کاکشن پرسپولیس-Pre-Fall 2022 کالت گایا

هرچقدر پرسپولیس بیشتر شبیه بازگشت به یک آرشیو تصویری بود، Behesht شخصی‌تر است.

اینجا دیگر ایران فقط یک منبع زیبایی‌شناختی نیست؛ تبدیل شده به زبان سوگواری، خاطره و خانواده.

پیش‌درآمد بهشت، شیرزن (Shirzan) بود

این ارتباط در مجموعه قبلی کالت گایا حتی جدی‌تر شد. در پاییز 2026، ژازمین لاریان حکم،  نخستین نمایش رسمی کالت گایا در تقویم هفته مُد نیویورک را برگزار کرد.

نام مجموعه: Shirzan عبارت فارسی برای «شیرزن»

و این بار الهام مستقیم او از زنان قدرتمند جامعه ایرانی و زنانی بود که در خانواده و جامعه پیرامونش دیده بود. شو با صدای ضبط‌شده مادربزرگش آغاز شد؛ مامی اقدس که ترانه‌ای از خواننده ایرانی، مرضیه، می‌خواند.

لارین درباره آن مجموعه گفته بود که می‌خواهد میراثش و زنانی را که پیش از او آمده‌اند گرامی بدارد؛ زنانی که به او آموختند زیبایی می‌تواند شکل دیگری از قدرت باشد.

این نکته بسیار مهم است.

چون اگر شیرزن (Shirzan) درباره زنانی بود که از گذشته قدرت را به نسل بعد منتقل کرده‌اند، بهشت (Behesht) درباره همان زنجیره‌ای است که پس از فقدان یکی از آن زنان باقی می‌ماند.

به همین دلیل، این دو مجموعه را می‌توان تقریباً دو فصل از یک داستان دانست؛ شیرزن (Shirzan) زنانی که ما را ساختند و بهشت (Behesht)T چیزی که پس از رفتن آنها از آنها برای ما می‌ماند.

و حالا  بهشت (Behhest)

در ۹ سپتامبر ۲۰۲۶، کالت گایا برای دومین بار در هفته مُد نیویورک روی ران‌وی رفت. اما این بار فضای نمایش هم بخشی از داستان بود.

نمایش در مرکز ریچارد گیلدر (Richard Gilder Center) موزه تاریخ طبیعی آمریکا (American Museum of Natural History) برگزار شد؛ فضایی با معماری بتنی و ارگانیک که برای ایده اصلی مجموعه فوق‌العاده بود.

کالت گایا (Cult Gaia) در توضیح رسمی ران‌وی، آن را این‌طور تعریف کرد: باغی متولدشده از بتن؛ بتن نماد ساختار، سختی و سکون بود و گل‌ها نماد زندگی.

بهشت جایی نبود که از ابتدا وجود داشته باشد؛ قرار بود در دل چیزی سخت و بی‌روح دوباره رشد کند.

کالکشن بهشت
فضای داخلی Gilder Center در زمان شو

از تاریکی شروع می‌کنیم

اگر ترتیب لباس‌ها را دنبال کنیم، کالکشن مثل یک داستان سینمایی حرکت می‌کند.

ابتدا خبری از آن Cult Gaia همیشگیِ ساحلی، پرزرق‌وبرق و خوش‌گذران نیست.

اولین نگاه: زیتونی سیر (Deep Olive)

یک کت‌وشلوار سبز زیتونی تیره با شانه‌های اغراق‌شده و شلوار کاپری؛ فرم کاملاً ساختاریافته است.

رنگ هم آرام، سنگین و کمی سوگوارانه است.

این همان نقطه‌ای است که طراح عمداً مخاطب را از تصویر آشنای کالت گایا (Cult Gaia) دور می‌کند.

بعد، همان رنگ در یک لباس پلیسه ظاهر می‌شود؛ اما این بار لباس با حرکت و رقص پارچه زنده می‌شود.

یعنی حتی در همان ابتدای مجموعه، یک تغییر شروع شده است: سختی به حرکت.

کالکشن بهشت
لوک اول کالکشن بهشت کالت گایا

لباس‌هایی که با حرکت معنا پیدا می‌کنند

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های بهشت (Behesht) این است که بسیاری از لباس‌ها در عکس ثابت، تمام داستان خود را نشان نمی‌دهند.

آنها برای حرکت طراحی شده‌اند؛ پلیسه با راه رفتن باز و بسته می‌شود، ریش ریش می‌لرزد، شبکه توری ساخته شده از زنجیر صدا تولید می‌کند، شیفون در هوا حرکت میکند و سیلک مانند پر به‌نظر می‌رسد.

این مسئله کاملاً با فلسفه قدیمی کالت کایا (Cult Gaia) جور درمی‌آید؛ لارین همیشه لباس و اکسسوری را صرفاً سطحی ثابت نمی‌بیند؛ او به دنبال چیزی است که با نور، بدن و حرکت تغییر کند.

در بهشت (Behesht) این ایده از سطح اکسسوری به خود لباس منتقل شده است؛ لباس دیگر فقط چیزی نیست که بدن را بپوشاند، بدن، لباس و حرکت با هم یک مجسمه متحرک می‌سازند.

طلایی که شبیه جواهر راه می‌رود

یکی از چشمگیرترین عناصر مجموعه، قطعات طلایی شبکه‌های توری فلزی است. یک دامن طلایی از حلقه‌های فلزی ساخته شده که هنگام حرکت با یکدیگر برخورد می‌کنند و صدا می‌دهند.

این نکته ساده اما مهم است.

چون کالت گایا (Cult Gaia) از ابتدا با مرز میان جواهرات و فشن بازی کرده است. کیف آرک (Ark Bag) هم بیشتر شبیه یک شیء طراحی‌شده بود تا یک کیف معمولی.

در بهشت (Behesht)، این فلسفه به لباس منتقل می‌شود: اگر یک کیف می‌تواند مجسمه باشد، چرا یک دامن نتواند جواهر باشد؟

این قطعات طلایی هم لباس‌اند، هم زیور، هم شیء و وقتی مدل راه می‌رود، لباس فقط دیده نمی‌شود؛ شنیده می‌شود.

کالکشن بهشت
دامن توری با زنجیر طلایی از کالکشن بهشت کالت گایا

پارچه‌ای که وانمود می‌کند چیز دیگری است

اما شاید جذاب‌ترین بخش تکنیکی مجموعه در پایان اتفاق می‌افتد.

لاریان حکمت، برای تعدادی از لباس‌های پایانی از ابریشم نقاشی‌شده با دست استفاده کرد. پارچه به با تکنیک غوطه‌ور کردن  (Dip-Dye) رنگ شده تا از دور شبیه پر به نظر برسد.

یعنی طراح تلاش نمی‌کند واقعاً پر روی لباس قرار دهد، بلکه توهم پر ایجاد می‌کند.

این تفاوت مهم است.

در کالت گایا (Cult Gaia)، تزئینات همیشه بخشی از زبان طراحی بوده‌اند؛ اما در بهشت (Behesht)، تکنیک به بخشی از روایت تبدیل می‌شود.

پارچه سبک و نرم است؛ اما چشم، آن را به چیزی پرحجم، پرمانند و تقریباً ارگانیک تبدیل می‌کند.

درست مثل باغی که از بتن بیرون آمده است؛ چیزی ظریف از دل چیزی سخت.

کالکشن بهشت
حریر رنگش ده با دست به شکل حریر از کالکشن بهشت کالت گایا

و بعد، بهشت از سقف ریخت

اما طراح نمی‌خواست داستان فقط روی لباس‌ها تمام شود. در انتهای شو، گلبرگ‌های واقعی صورتی از سقف شروع به ریختن کردند.

همزمان مدل‌ها با همان لباس‌های ابریشمیِ شبیه پر وارد شدند.

ناگهان کل ران‌وی تغییر کرد؛ همان فضایی که در ابتدا با بتن و ساختار و رنگ‌های تیره شروع شده بود، حالا پر از گلبرگ بود.

و این دقیقاً همان چیزی است که بهشت (Behesht) می‌خواست بگوید: زندگی پس از فقدان به حالت قبلی برنمی‌گردد؛ شکل تازه‌ای پیدا می‌کند.

غم ناپدید نمی‌شود اما در کنار آن، زیبایی دوباره امکان‌پذیر می‌شود.

کالکشن بهشت
ژازمین لایران حکمت در انتهای رانوی کالکشن بهشت کالت گایا

از سوگ تا شادی؛ معماری احساسی کالکشن

اگر بخواهیم بهشت (Behesht) را نه بر اساس لباس‌ها، بلکه بر اساس احساسات بخوانیم، با یک مسیر مشخص روبه‌رو می‌شویم: تاریکی، سکون، ساختار، حرکت، رنگ، درخشش، گل، رهایی.

این دقیقاً همان چیزی است که حکمت درباره تجربه سوگش توضیح داده است.

او گفته بود عجیب است که سوگ می‌تواند همزمان با نوعی جشن همراه شود؛ اینکه می‌توان هم غمگین بود و هم چیزی را جشن گرفت.

پس بهشت (Behesht) نمی‌گوید: «غم تمام شد و حالا خوشحالیم.»

پیام پیچیده‌تر است: غم و شادی می‌توانند همزمان وجود داشته باشند و به نظرم همین موضوع، مجموعه را از یک کالکشن صرفاً زیبا جدا می‌کند.

اما کالت گایا (Cult Gaia) همچنان کالت گایا است

با تمام این تغییرات، حکمت یک اشتباه مهم را مرتکب نشده: او هویت برندش را قربانی داستان شخصی نکرده است.

هنوز لباس‌های شفاف داریم، هنوز گل داریم، هنوز بدن زنانه در مرکز توجه است، هنوز اکسسوری‌های بزرگ و مجسمه‌وار حضور دارند،

هنوز آن میل به تعطیلات، سفر، آفتاب و خیال‌پردازی وجود دارد.

فقط این بار لباس تعطیلات (Vacation Dressing) از یک فانتزی سطحی‌تر به چیزی عمیق‌تر تبدیل شده: فرار، به معنای فرار از زندگی نیست؛ گاهی یعنی دوباره توانایی زندگی کردن را پیدا کنی.

یک کالت گایا (Cult Gaia) جدی‌تر

یکی از مهم‌ترین اتفاقاتِ بهشت (Behesht) شاید اصلاً یک لباس خاص نباشد بلکه دوخت ساختارمند است.

در سال‌های گذشته، کالت گایا بیشتر با لباس‌های زنانه، لباس‌های مهمانی، لباس‌های تعطیلات و اکسسوری‌های بیانی شناخته می‌شد، اما حالا کت‌وشلوار، ساختار و حتی لباس مردانه با اعتمادبه‌نفس بیشتری وارد دنیای برند شده‌اند.

در بهشت (Behesht) یک کت‌وشلوار مشکی لینن با فرم  باکسی (مستطیلی) و افتاده (Slouchy) برای مردان دیده شد.

اما لباس مردانه لارین قرار نیست نسخه کوچک‌شده یا ساده‌شده لباس زنانه باشد.

او همان جهان کالت گایا (Cult Gaia) را به مردان می‌دهد: فرم آزاد، پارچه‌های خاص، بازی با تناسبات و کمی جسارت.

حتی شلوارک ساحلی تویید با ریش ریش و یک پیراهن پلیسه ارغوانی با کراوات داخلی، نشان می‌دهند که او علاقه‌ای به ساختن لباس مردانه محافظه‌کارانه ندارد.

ردپای مجموعه‌های قبلی در بهشت (Behesht)

اگر چند فصل اخیر کالت گایا (Cult Gaia) را کنار هم بگذاریم، یک مسیر جالب شکل می‌گیرد.

  • پرسپولیس (Persepolis) بازگشت به ریشه:

در Pre-Fall 2022، ایران و تصاویر ایران دهه ۱۹۶۰ مستقیماً وارد جهان کالت گایا شدند؛ رنگ، چاپ، فرهنگ تصویری و خاطره ایرانی و ایران به‌عنوان آرشیو.

  • مجموعه‌های براساس طبیعت:

در فصل‌های بعدی، طبیعت بارها به زبان کالت گایا برگشت. در Pre-Fall 2023، حکمت از «هماهنگی دریا و خشکی» گفت و عناصر طبیعی را با لباس‌های تعطیلات و فرم‌های زنانه ترکیب کرد.

در Pre-Fall 2026 نیز طبیعت دیگر صرفاً یک پس‌زمینه نبود؛ در قطرات باران، برگ‌ها، انجیر، گل و فرم‌های ارگانیک وارد خود محصول شده بود.

  • شیرزن (Shirzan) و میراث و زن

در Fall 2026، ایران دیگر فقط یک تصویر نبود؛ زن ایرانی و نسل‌های پیش از طراح به موضوع اصلی تبدیل شدند و صدای مادربزرگ در شو حضور پیدا کرد.

  • بهشت (Behesht )؛ خاطره و فقدان

حالا همان مادربزرگ دیگر در کنار او نیست و طراح به جای بازسازی گذشته، درباره چیزی حرف می‌زند که از گذشته باقی می‌ماند: حافظه.

این شاید شخصی‌ترین نقطه‌ای باشد که کالت گایا تاکنون به آن رسیده است.

بهشت (Behesht) و مسئله هویت ایرانی در فشن

یک نکته دیگر هم ارزش توجه دارد.

ژازمین لایران حکمت در آمریکا بزرگ شده و کالت گایا یک برند آمریکایی است؛ بنابراین استفاده او از واژگان و تصاویر ایرانی را نمی‌توان با مفهوم ساده «فشن ایرانی» یکی گرفت.

این یک نگاه دیاسپوریک است.

ایران در ذهن طراح از مسیر خانواده، مادربزرگ، آرشیو، خاطره، زبان و تصاویر فرهنگی بازسازی می‌شود.

به همین دلیل هم ممکن است یک بار ایران برای او شبیه ووگ دهه ۱۹۶۰ باشد؛ یک بار پرسپولیس؛ یک بار زن ایرانی؛ و حالا یک واژه ساده:

بهشت.

در اینجا ایران یک لوکیشن نیست؛ یک حافظه است.

چرا نام بهشت (Behesht) اهمیت دارد؟

این شاید مهم‌ترین تصمیم مجموعه باشد.

اگر  حکمت نامی مثل پارادایز (Paradise) را انتخاب می‌کرد، داستان به یک مفهوم جهانی و تقریباً خنثی تبدیل می‌شد.

اما انتخاب بهشت (Behesht) داستان را شخصی‌تر می‌کند؛ یک واژه فارسی روی یک ران‌وی نیویورکی.

یک کلمه که به خانواده، زبان و ریشه طراح وصل است.

و حتی جالب‌تر اینکه توضیح رسمی کالت گایا به Pairidaeza، مفهوم «باغ محصور»، اشاره می‌کند؛ یعنی همان تصویری که در شو به شکل باغی که از میان بتن رشد می‌کند، دوباره ساخته شده است.

پس «بهشت» در اینجا فقط یک مقصد نیست، یک فرایند است؛ باید ساخته شود، باید دوباره رشد کند.

زیبایی‌شناسی بهشت (Behesht)؛ خلاصه‌ای از زبان بصری مجموعه

اگر بخواهیم زبان بصری کالکشن را در چند کلمه خلاصه کنیم، با این عناصر روبه‌رو می‌شویم:

  • سبز زیتونی برای آغاز سنگین و درون‌گرای مجموعه،
  • سیاه برای ساختار و جدیت،
  • طلایی برای درخشش، جواهر و جشن،
  • صورتی برای گل و رهایی،
  • آبی آسمانی برای سبکی و باز شدن فضا،
  • پلیسه برای حرکت،
  • شبکه توری فلزی برای وزن و صدا،
  • شیفون برای هوا و لطافت،
  • حریر زنگ شده با دست برای خیال و توهم و
  • گل برای تولد دوباره.

اینها فقط انتخاب‌های زیبایی‌شناختی نیستند؛ هر کدام یک مرحله از روایت را نمایندگی می‌کنند.

آیا بهشت (Behest) بهترین مجموعه کالت گایا (Cult Gaia) است؟

اگر معیار را «زیباترین لباس‌ها» بدانیم، پاسخ کاملاً سلیقه‌ای است. کالت گایا پیش از این هم لباس‌هایی بسیار تماشایی داشته؛ از لباس‌های بافت کریستالی مجموعه Pre-Fall 2023 تا لباس‌های پرجزئیات و اکسسوری‌های مجسمه‌وارش.

اما اگر معیار را بلوغ برند بدانیم، بهشت (Behesht) اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چون کالت گایا اینجا چند جهان را به هم متصل کرده: اکسسوری، لباس حاضر و آماده، دوخت ساختارمند، لبااس مردانه، صنعتگری، میراث و داستانسرایی.

این دیگر صرفاً برندی نیست که یک کیف زیبا تولید می‌کند و بعد لباس‌هایی برای هماهنگ شدن با آن می‌سازد.

کالت گایا دارد تلاش می‌کند تبدیل شود به یک خانه‌ی مد با جهان روایی مستقل.

این تغییر از نظر تجاری هم اتفاق مهمی است؛ برند پس از رشد قابل‌توجه در سال‌های اخیر، در حال توسعه فروشگاه‌های فیزیکی، لباس مردانه و حضور بیشتر در فشن‌شوهاست.

و شاید مهم‌ترین چیزی که بهشت (Behesht) درباره Cult Gaia می‌گوید…

در ابتدای داستان Cult Gaia، Jasmin Larian چیزی می‌ساخت که مردم با دیدنش بپرسند: «این چیه؟»

یک کیف؟، یک مجسمه؟، یک اکسسوری؟، لباس؟

سال‌ها بعد، همان سؤال هنوز وجود دارد.

اما حالا پاسخ پیچیده‌تر شده.

بهشت (Behesht) نشان می‌دهد که کالت گایا دیگر فقط درباره ساختن چیزهای زیبا نیست. درباره این است که چگونه یک شیء زیبا می‌تواند احساس تولید کند.

یک کیف می‌تواند خاطره بسازد، یک لباس می‌تواند هویت را بازگو کند، یک واژه فارسی می‌تواند یک داستان خانوادگی را به قلب نیویورک بیاورد.

و یک مشت گلبرگ صورتی می‌تواند پایان یک شو را به استعاره‌ای برای زندگی تبدیل کند؛ ژازمین لاریان حکمت با بهشت (Behesht)، بهشت را به شکل یک مکان نشان نمی‌دهد.

بهشت در اینجا لحظه‌ای است که بعد از یک دوره تاریکی، چیزی دوباره شروع به رشد می‌کند و شاید به همین دلیل، تصویر پایانی شو این‌قدر دقیق عمل می‌کند: لباس‌هایی که شبیه پر شده‌اند، گلبرگ‌هایی که از آسمان می‌ریزند و زنی که بعد از از دست دادن یکی از مهم‌ترین زنان زندگی‌اش، تلاش کرده است چیزی بسازد که به جای فراموش کردن او، یاد او را به زیبایی تبدیل کند.

وقتی صدای هایده وارد بهشت شد

اما شاید هیچ چیز به اندازه موسیقی، ایرانی‌بودن بهشت (Behesht) را از سطح یک ارجاع بصری فراتر نبرد. در فشن‌شوی بهشت (Behesht)،  صدای هایده در فضای ران‌وی شنیده شد؛ انتخابی که با توجه به داستان شخصی مجموعه، اهمیت بسیار بیشتری از یک انتخاب موسیقایی ساده دارد.

کالت گایا اعلام کرده است که موسیقی شو شامل اقتباسی از ترانه «شنه حیات را برای» با صدای هایده بوده؛ ترانه‌ای با آهنگسازی فرید زولاند و ترانه‌سرایی اردلان سرفراز. در کنار آن، موسیقی شو از اقتباسی از قطعه مشهور هیپ‌هاپ Paid in Full اثر Eric B. & Rakim نیز استفاده می‌کرد.

این دو انتخاب موسیقایی در نگاه اول از دو جهان کاملاً متفاوت می‌آیند: یک ترانه ایرانی با صدای یکی از مهم‌ترین خوانندگان پاپ ایرانی و یک قطعه کلاسیک هیپ‌هاپ آمریکایی.

اما دقیقاً همین تضاد، زبان بهشت (Behesht) را کامل می‌کند. اگر لباس‌ها در ابتدای شو میان سوگ و ساختار حرکت می‌کنند و در پایان به گل، لطافت و رهایی می‌رسند، موسیقی هم میان دو میراث فرهنگی حرکت می‌کند: میراث ایرانیِ طراح و فرهنگ آمریکایی‌ای که کالت گایا در آن متولد شده و رشد کرده است.

و حضور هایده فقط یک ارجاع فرهنگی نیست. صدای او، برای بسیاری از ایرانیان، خود حامل نوعی خاطره است؛ صدایی که با عشق، فقدان، مهاجرت، نوستالژی و ایرانِ دور از دسترس گره خورده است.

به همین دلیل، وقتی صدای هایده در فضایی در نیویورک شنیده می‌شود و همزمان مدل‌ها در میان معماری بتنی مرکز گیلدر (Gilder Center) حرکت می‌کنند، بهشت (Behesht) ناگهان از یک استعاره شاعرانه به چیزی شخصی‌تر تبدیل می‌شود: بهشتِ یک دختر ایرانی‌تبار که بخشی از آن را در خاطره و موسیقی به همراه خود آورده است و شاید اینجا بتوانیم ارتباط میان شیرزن (Shirzan) و بهشت (Behesht) را بهتر ببینیم.

در  شیرزن (Shirzan)، صدای مادربزرگ ژازمین لاریان حکمت، بخشی از خود شو بود؛ صدای زنی که دیگر در میان آنها نیست. در بهشت (Behesht)، صدای یک خواننده ایرانیِ نسل دیگری وارد همان جهان می‌شود.

یعنی صدا، مثل لباس و خاطره، تبدیل به میراث می‌شود. چیزی که از گذشته باقی می‌ماند و می‌تواند در زمان و مکان دیگری دوباره زنده شود.

در بهشت (Behesht)، ایران فقط در نام مجموعه نیست؛ در صدایی است که روی ران‌وی شنیده می‌شود. شاید این همان معنای واقعی بهشت (Behesht) باشد: بهشت جایی نیست که بعد از غم به آن می‌رسیم؛ گاهی چیزی است که از دل غم می‌سازیم.

تمامی لوک‌های کالکشن بهشت را از این لینک ببینید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *