طرح پلنگی

کتاب Fierce؛ تاریخ پلنگی که هیچ‌وقت رام نشد!

معرفی کتاب Fierce: The History of Leopard Print نوشته جو ولدون

طرح پلنگی از آن چیزهایی است که در مد، هیچ‌وقت فقط یک «طرح» نبوده است. گاهی نشانه‌ی تجمل بوده، گاهی نماد زنانگی و اغواگری، گاهی نشانه‌ی سرکشی و طبقه‌ی اجتماعی، و گاهی آن‌قدر با مفهوم «بدسلیقگی» گره خورده که پوشیدن آن خود نوعی بیانیه محسوب شده است.

حالا تصور کنید بخواهیم تاریخ مدرن را فقط از مسیر یک طرح پارچه روایت کنیم؛ نه از طریق طراحان، خانه‌های مد یا لباس‌های مشهور، بلکه از طریق لکه‌های نامنظم قهوه‌ای و مشکی که دهه‌هاست روی لباس، کفش، کیف، مبلمان و حتی هویت شخصیت‌های سینمایی و موسیقیایی دیده می‌شوند.

این دقیقاً کاری است که جو ولدون (Jo Weldon) در کتاب «رام نشدنی؛ تاریخچه طرح پلنگی (Fierce: The History of Leopard Print)» انجام می‌دهد؛ کتابی که در سال ۲۰۱۸ توسط Harper Design منتشر شد و در ۲۲۴ صفحه، تاریخ، فرهنگ، جنسیت، طبقه، سکشوالیته، تکنولوژی نساجی و مد را از زاویه‌ی طرح پلنگی بررسی می‌کند. اما Fierce صرفاً کتابی درباره‌ی یک ترند نیست؛ درباره‌ی این است که چطور یک تصویر می‌تواند در طول زمان بارها معنای خودش را تغییر دهد.

 جو ولدون؛ نویسنده‌ای از دنیای مد، بدن و اجرا

جو ولدون نویسنده، مدرس، اجراگر و پژوهشگر فرهنگ بورلسک است. او سال‌ها به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده در دنیای بورلسک جدید فعالیت کرده و بنیان‌گذار و مدیر مدرسه‌ی New York School of Burlesque است.

نخستین کتابش، «مرجع بورلسک (The Burlesque Handbook)»، در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. ارتباط ولدون با بورلسک اهمیت زیادی دارد؛ چون نگاه او به لباس، صرفاً نگاه یک تاریخ‌نگار کلاسیک مد نیست. او به این توجه دارد که لباس چگونه روی بدن معنا پیدا می‌کند و چگونه می‌تواند به ابزار نمایش، اغواگری، قدرت یا مقاومت تبدیل شود. موضوع طرح پلنگی نیز دقیقاً در همین نقطه برای او جذاب می‌شود.

ولدون در مصاحبه‌ای گفته است که یکی از نخستین مواجهه‌های تعیین‌کننده‌اش با این زیبایی‌شناسی، به ارتا کیت (Eartha Kitt) مربوط می‌شد؛ زنی که برای او تصویری از قدرت، اغواگری و چیزی «رام‌نشدنی» بود. همین تجربه بعدها به یکی از مسیرهای اصلی تحقیقات او درباره‌ی طرح پلنگی تبدیل شد.

در واقع، Fierce نتیجه‌ی علاقه‌ای ناگهانی نیست؛ این کتاب ادامه‌ی سال‌ها تحقیق، سخنرانی و مطالعه‌ی ولدون درباره‌ی تاریخ طرح پلنگی است. تحقیقات و سخنرانی‌های او پیش از انتشار کتاب در رسانه‌هایی مانند نیویورک تایمز، Mental Floss و Time Out New York نیز بازتاب پیدا کرده بود.

چرا پلنگی؟

شاید جذاب‌ترین ایده‌ی کتاب همین تضاد ساده باشد: پلنگ از طرح بدنش برای دیده‌نشدن استفاده می‌کند؛ انسان از همان طرح برای دیده‌شدن. نقش‌های روی بدن پلنگ نوعی استتار طبیعی هستند و به حیوان کمک می‌کنند در محیط اطرافش پنهان بماند. اما وقتی همین الگو وارد لباس می‌شود، دقیقاً کارکردی معکوس پیدا می‌کند: پوشنده را به چشم می‌آورد.

این تضاد، ستون فکری Fierce است. از نگاه ولدون، کسی که پلنگ می‌پوشد الزاماً نمی‌گوید «من یک شکارچی‌ام». پیام می‌تواند چیز دیگری باشد: من قرار نیست شکار باشم. به همین دلیل است که طرح پلنگی می‌تواند هم‌زمان اغواگر، قدرتمند، بازیگوش، خطرناک، زنانه، لوکس، شورشی یا حتی عامه‌پسند باشد و شاید راز ماندگاری آن نیز همین چندمعنایی‌بودن باشد.

 از پوست حیوان تا یک نماد قدرت

داستان پلنگ در فرهنگ انسانی بسیار قدیمی‌تر از صنعت مد مدرن است. پوست حیوانات بزرگ در فرهنگ‌های مختلف با قدرت، ثروت، جنگاوری، الوهیت و جایگاه اجتماعی پیوند داشته است.

در روایت ولدون، این پیشینه اهمیت دارد، چون نشان می‌دهد جذابیت پلنگ از ابتدا فقط به زیبایی بصری آن مربوط نبوده؛ انسان‌ها برای قرن‌ها ویژگی‌هایی مانند قدرت، استقلال و سرسختی را به این حیوان نسبت داده‌اند. به همین دلیل، پوشیدن پوست یک حیوان قدرتمند می‌توانست نوعی انتقال نمادین قدرت باشد. اما مسئله‌ی مهم اینجاست که طرح پلنگی پارچه‌ای با پوست واقعی پلنگ یکی نیست.

این تمایز در تاریخ مد اهمیت زیادی دارد. برای قرن‌ها، داشتن پوست واقعی حیوان نشانه‌ی دسترسی به منابع و قدرت بود. اما با توسعه‌ی فناوری نساجی و تولید انبوه در قرن بیستم، امکان تولید پارچه‌هایی با ظاهر حیوانی فراهم شد؛ و درست همین اتفاق بود که پلنگ را از کالایی نادر و لوکس به چیزی تبدیل کرد که می‌توانست وارد کمد طیف بسیار وسیع‌تری از مردم شود.

می‌توانید نسخه پی دی اف کتاب را از اینجا دانلود کنید

 انقلاب صنعتی؛ وقتی پلنگ وارد کمد مردم شد

یکی از فصل‌های مهم کتاب، «ماشین آلات و زن مدرن (Machinery & Modern Women)»، به رابطه‌ی فناوری، تولید انبوه و ظهور زن مدرن می‌پردازد.

فهرست فصل‌های کتاب نشان می‌دهد که ولدون عمداً تاریخ طرح پلنگی را از تاریخ تکنولوژی و تغییرات اجتماعی جدا نمی‌کند.

در اوایل قرن بیستم، تولید پارچه سریع‌تر و ارزان‌تر شد و لباس‌های حاضری (ready-to-wear) امکان انتخاب‌های بیشتری را برای زنان فراهم کرد. در چنین شرایطی، طرحی که زمانی باید از پوست حیوان واقعی ساخته می‌شد، می‌توانست روی پارچه بازتولید شود و این لحظه برای تاریخ مد بسیار مهم بود: طرح پلنگی از انحصار خارج شد. دیگر لازم نبود یک زن واقعاً صاحب پوست پلنگ باشد تا ظاهر آن را داشته باشد.

دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰؛ طرح پلنگی و ستاره‌های سینما

یکی از نقاط شروع محبوبیت مدرن طرح پلنگی، دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بود؛ دوره‌ای که سینما و ستاره‌های هالیوود بیش از گذشته در شکل‌دادن به سلیقه‌ی عمومی نقش داشتند. ستاره‌های سینما و زنان مشهور، پوست حیوانات را با نوعی از زرق‌وبرق، ثروت و زندگی پرزرق‌وبرق پیوند زدند. از اینجا بود که پلنگ آرام‌آرام وارد دنیای تصویری مدرن شد. اما در دهه‌های بعد، اتفاق مهم‌تری رخ داد: پلنگ از خز به چاپ تبدیل شد.

کریستین دیور و تولد پلنگ به‌عنوان یک «طرح مد»

اگر بخواهیم از یک نقطه‌ی عطف در تاریخ طرح پلنگی نام ببریم، نام کریستین دیور تقریباً اجتناب‌ناپذیر است. در دهه‌ی ۱۹۴۰، دیور از نقش پلنگ روی پارچه استفاده کرد و کمک کرد این تصویر از قلمرو پوست حیوان به قلمرو طراحی پارچه و مد منتقل شود. در اینجا یک تغییر معنایی بزرگ رخ داد: طرح پلنگی دیگر فقط چیزی برای پوشیدن نبود؛ تبدیل به زبان طراحی شد.

دیور حتی در کتاب «فرهنگ لغت جمع و جورِ فشن (The Little Dictionary of Fashion)» که به‌عنوان راهنمای استایل برای زنان نوشته است، جمله‌ای مشهور درباره‌ی آن داشت: اگر زنی «ظریف و شیرین (fair and sweet) » باشد، نباید طرح پلنگی بپوشد. همین جمله نشان می‌دهد که حتی در نگاه کلاسیک مد نیز، طرح پلنگی به شخصیتی خاص، جسور و تا حدی خطرناک نسبت داده می‌شد.

در روایت ولدون، میتزا بریکارد (Mitzah Bricard)، از چهره‌های نزدیک به دیور، نیز در محبوبیت این زیبایی‌شناسی نقش مهمی داشت. او مرتب از طرح پلنگی استفاده می‌کرد و سلیقه‌اش بر نگاه دیور به این موتیف تأثیر گذاشت.

از ژوزفین بیکر (Josephine Baker) تا مریلین مِنرو (Marilyn Monroe)؛ طرح پلنگی و ستاره‌بودن

طرح پلنگی، خیلی زود با فرهنگ ستاره‌ها پیوند خورد. کتاب از چهره‌هایی مانند کارول لومبارد (Carole Lombard) و ژوزفین بیکر (Josephine Baker) به‌عنوان بخشی از تاریخ محبوب‌شدن این تصویر یاد می‌کند. درباره‌ی ژوزفین بیکر حتی تصویری نمادین از او وجود دارد که حیوانی از خانواده‌ی گربه‌سانان را با خود حمل می‌کند؛ ترکیبی که به‌خوبی نشان می‌دهد چگونه تصویر زن، حیوان، تجمل و نمایش در فرهنگ عامه به هم گره خوردند.

در دهه‌های بعد نیز چهره‌هایی مانند مریلین منرو (Marilyn Monroe) و ارتا کیت (Eartha Kitt) به بخشی از حافظه‌ی تصویری طرح پلنگی تبدیل شدند. اینجاست که پلنگی دیگر فقط «پارچه» نیست؛ بخشی از زبان تصویری زن مشهور می‌شود.

دهه‌ی ۱۹۵۰؛ از زنان اغواگر تا «Trophy Wife»

یکی از جذاب‌ترین ایده‌های Fierce بررسی تغییر معنای پلنگ در رابطه با زنان است. در دهه‌ی ۱۹۵۰، پوست پلنگ و لباس‌های پلنگی به‌شدت با جنسیت، تجمل و جذابیت جنسی پیوند خوردند. پلنگ وارد لباس زیر، بیکینی و لباس‌های بدن‌نما شد و معنای اغواگری آن پررنگ‌تر شد.

اما هم‌زمان، پوست پلنگ به دلیل قیمت بالا با ثروت و موقعیت اجتماعی نیز ارتباط داشت. در نتیجه، تصویر همسر کامل (Trophy Wife) شکل گرفت: زنی زیبا، بسیار آراسته و برخوردار از امکانات مالی که بخشی از جایگاه اجتماعی‌اش از طریق ظاهرش نمایش داده می‌شود.

ولدون این موضوع را صرفاً به‌عنوان یک کلیشه‌ی مد بررسی نمی‌کند؛ بلکه می‌پرسد چرا لباس زنان در فرهنگ عمومی می‌تواند به نشانه‌ای برای قضاوت درباره‌ی شخصیت، طبقه و اخلاق آن‌ها تبدیل شود.

دهه‌ی ۱۹۶۰؛ لحظه‌ای که پلنگی بیش از حد محبوب شد

یکی از تاریک‌ترین فصل‌های این تاریخ به دهه‌ی ۱۹۶۰ مربوط است. محبوبیت پوست پلنگ به نقطه‌ای رسید که تقاضای شدید برای آن پیامدهای جدی زیست‌محیطی داشت. کت مشهور جکی کندی (Jackie Kennedy) که توسط اولگ کاسینی (Oleg Cassini) طراحی شده بود و او در سال ۱۹۶۲ پوشید، به افزایش تقاضا برای کت‌های پلنگی منجر شد.

منابع تاریخی از کشتار گسترده‌ی پلنگ‌ها در این دوره و قرارگرفتن این گونه در فهرست گونه‌های در معرض خطر در اوایل دهه‌ی ۱۹۷۰ خبر می‌دهند. این نقطه برای کتاب بسیار مهم است، چون Fierce در نهایت قرار نیست صرفاً جشن‌نامه‌ی طرح پلنگی باشد.

ولدون میان عشق به تصویر پلنگ و حفاظت از خود حیوان تمایز می‌گذارد. او از خواننده می‌خواهد طرح پلنگی را دوست داشته باشد، اما پوست واقعی حیوان را نه؛ و در پایان کتاب، مسئله‌ی حفاظت از زیستگاه گربه‌سانان بزرگ و مسئولیت صنعت مد را مطرح می‌کند.

«مادرِ بد (The Bad Mother)»؛ وقتی پلنگ از نماد تجمل به نماد سرکشی تبدیل شد

یکی از بخش‌های جذاب کتاب، فصل مادرِ بد (The Bad Mother) است. پلنگی حالا دیگر فقط لباس زن ثروتمند و مطیع نیست. می‌تواند نشانه‌ی زنی باشد که از انتظارات اجتماعی سرپیچی می‌کند؛ زنی که بیش از حد پررنگ است، بیش از حد سکسی است، بیش از حد بلند حرف می‌زند و حاضر نیست در قالب «زن خوب» قرار بگیرد.

همین است که پلنگ می‌تواند هم‌زمان به همسر کامل و مادر بد تبدیل شود؛ دو تصویر کاملاً متفاوت از زنانگی. منتقدان کتاب نیز به همین تضاد به‌عنوان یکی از نقاط جذاب روایت ولدون اشاره کرده‌اند. در اینجا مد به آینه‌ای برای جامعه تبدیل می‌شود. یک لباس ثابت می‌ماند، اما نگاه جامعه به زنی که آن را پوشیده تغییر می‌کند.

دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰؛ پلنگی، راک، پانک و زن سرکش

در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، پلنگی دوباره هویت تازه‌ای پیدا کرد. از گلم راک (glam rock) تا پانگ (punk)، از دیوید بوئی (David Bowie) و مارک بولان (Marc Bolan) تا دبی هری (Debbie Harry) و گریس جونز (Grace Jones)، این طرح دیگر فقط نشانه‌ی ثروت نبود؛ تبدیل به ابزار بازی با جنسیت، هویت و سرکشی شد. پلنگ حالا می‌توانست: سکسی باشد، اما لزوماً اشرافی نباشد، لوکس باشد، اما هم‌زمان خشن و خیابانی به نظر برسد، زنانه باشد، اما توسط مردان نیز پوشیده شود و این انعطاف، یکی از دلایل اصلی ماندگاری آن است.

از عزالدین علیه (Alaïa) تا سوپرمدل‌ها

در دهه‌ی ۱۹۹۰، طرح پلنگی دوباره به دنیای لوکس بازگشت. یکی از نمونه‌های مهم، استفاده‌ی عزالدین علیه (Azzedine Alaïa) از این زیبایی‌شناسی در مجموعه‌ی پاییز/زمستان ۱۹۹۱ بود. هم‌زمان، پلنگی در فرهنگ موسیقی و پاپ نیز حضور داشت؛ از استایل شرلی منسون (Shirley Manson) از گروه گاربِیج (Garbage) تا لباس‌های مشهور اسکیری اسپایس (Scary Spice).

این دوره نشان می‌دهد که پلنگی دیگر متعلق به یک طبقه یا یک سبک مشخص نیست. می‌تواند در یک بوتیک لوکس باشد؛ روی لباس یک سوپرمدل دیده شود؛ روی صحنه‌ی موسیقی ظاهر شود یا در یک فروشگاه ارزان‌قیمت پیدا شود. پلنگی، از مرز طبقه‌ی اجتماعی عبور کرده بود.

چرا طرح پلنگی هیچ‌وقت واقعاً از مد نمی‌افتد؟

شاید مهم‌ترین پاسخ کتاب همین باشد. طرح پلنگی برخلاف بسیاری از ترندها، معنای ثابتی ندارد. می‌تواند لوکس باشد یا ارزان‌قیمت، کلاسیک باشد یا امروزی، زنانه باشد یا فاقد جنسیت، اغواگر باشد یا قدرتمند، نوستالژیک باشد یا کاملاً معاصر.

به همین دلیل، هر نسل می‌تواند معنای تازه‌ای به آن بدهد. حتی در سال‌های اخیر، با بازگشت پلنگی به کت‌واک‌ها و افزایش دوباره‌ی محبوبیت آن، این انعطاف‌پذیری بار دیگر ثابت شده است. در موج بازگشت پلنگی در پاییز ۲۰۲۴، این طرح در مجموعه‌های طراحانی مانند علیه، الکساندر مک کویین (Alexander McQueen)، کریستین دیور، ورساچه (Versace) و دیگر برندها دیده شد.

ساختار کتاب؛ از «پلنگی چیست؟» تا «دنیا را بی‌باک نگه دار»

ساختار کتاب Fierce نیز نشان می‌دهد که ولدون قصد نداشته صرفاً یک گاه‌شمار ساده ارائه کند. کتاب با پرسش‌هایی بنیادی آغاز می‌شود: طرح پلنگی چیست؟ چه کسی نخستین‌بار آن را پوشید؟ چرا با الهه‌ها و قدرت ارتباط پیدا کرد؟ بعد وارد رابطه‌ی آن با ماشین‌آلات، زنان مدرن، فشن‌شوها و اوت کوتور می‌شود و سپس سراغ موضوعاتی مانند زنان اغواگر، لباس‌های زیر، بیکینی، زن کامل، مادر بد، خز مصنوعی، سوپرمدل‌ها و استریپرها می‌رود.

در فصل‌های پایانی نیز به حضور پلنگی در فرهنگ عمومی و هشتگ #leopardprint می‌رسد. این ساختار یک نکته‌ی مهم را روشن می‌کند: ولدون تاریخ پلنگ را تاریخ لباس نمی‌بیند؛ تاریخِ نگاه انسان به بدن، قدرت و زنانگی می‌بیند.

کتابی برای دیدن دوباره‌ی لباس‌های داخل کمد

یکی از نقاط قوت کتاب Fierce تصاویر آن است. کتاب بیش از ۱۵۰ تصویر رنگی و سیاه‌وسفید دارد و تصاویر صرفاً نقش تزئینی ندارند؛ بخش مهمی از استدلال کتاب از طریق آن‌ها منتقل می‌شود. به همین دلیل Fierce در مرز میان تاریخ فشن، کتاب نقیس و تاریخ فرهنگی قرار می‌گیرد.

این کتاب احتمالاً قرار نیست جای یک پژوهش دانشگاهی جامع درباره‌ی تاریخ چاپ‌های حیوانی را بگیرد. حتی برخی خوانندگان نیز اشاره کرده‌اند که تمرکز اصلی آن بر قرن بیستم و تاریخ غرب است و بخش‌های مربوط به دوره‌های پیشامدرن و فرهنگ‌های خارج از اروپا و آمریکا نسبتاً کوتاه‌تر هستند. اما همین موضوع الزاماً نقطه‌ضعف کتاب نیست؛ چون هدف اصلی ولدون چیز دیگری است: نشان‌دادن اینکه یک تصویر آشنا چگونه در فرهنگ مدرن غربی بارها شخصیت عوض کرده است.

و شاید مهم‌ترین درس کتاب برای فشن

کتاب Fierce در ظاهر درباره‌ی طرح پلنگی است؛ اما در عمق، درباره‌ی چیزی بسیار بزرگ‌تر است: هیچ لباس یا طرحی ذاتاً یک معنا ندارد. معنای آن از ترکیب لباس، بدن، زمان، طبقه، رسانه، جنسیت، سیاست و نگاه مخاطب ساخته می‌شود. طرح پلنگی در یک دهه می‌تواند نشانه‌ی ثروت باشد و چند سال بعد نشانه‌ی ابتذال. می‌تواند روی بدن یک ستاره‌ی سینما «لوکس» به نظر برسد و روی بدن یک شخصیت تلویزیونی «تند و زننده».

می‌تواند در یک مجموعه‌ی کوتور نشانه‌ی ظرافت باشد و در فرهنگ پانک نشانه‌ی شورش. خود طرح تقریباً همان است؛ این جامعه است که معنای آن را عوض می‌کند و شاید به همین دلیل است که طرح پلنگی برخلاف بسیاری از ترندهای تاریخ مد، هر بار که تصور می‌کنیم دیگر تمام شده، دوباره برمی‌گردد. نه به این دلیل که همیشه مد است؛ بلکه چون هر نسلی هنوز چیزی برای گفتن با آن دارد.

کتاب Fierce برای چه کسی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به تاریخ فشن، استایل، فرهنگ عامه، تاریخ زنان، بورلسک، سینما، موسیقی، طراحی پارچه و رابطه‌ی لباس با هویت علاقه دارید، Fierce کتابی بسیار جذاب است. برای طراحان و استایلیست‌ها نیز ارزش آن فقط در تصاویر زیبا نیست.

این کتاب تمرین خوبی برای یادگرفتن یک روش مهم در تحلیل فشن است: به‌جای اینکه بپرسیم «این لباس زیباست یا زشت؟»، بپرسیم: این لباس در این دوره چه معنایی داشته؟ چه کسی آن را می‌پوشیده؟ چه کسی حق پوشیدنش را داشته؟ چه کسی آن را قضاوت می‌کرده؟ و چرا معنایش بعدها تغییر کرده است؟ اگر با چنین نگاهی به کمد لباس نگاه کنیم، طرح پلنگی دیگر یک طرح شلوغ و تکراری نیست؛ تبدیل می‌شود به یک سند تاریخی پوشیدنی.

و این شاید بهترین دلیل برای خواندن Fierce باشد: کتاب به ما یادآوری می‌کند که تاریخ فشن همیشه در لباس‌های عجیب و مجموعه‌های مشهور پنهان نشده است.

گاهی تاریخ، درست در چیزی قرار دارد که هر روز از کنارش رد می‌شویم؛ در چند لکه‌ی سیاه روی زمینه‌ای طلایی.

می‌توانید نسخه پی دی اف کتاب را از اینجا دانلود کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *