جان گالیانو

جان گالیانو؛ نابغه‌ای که مُد را به تئاتر تبدیل کرد و دوباره از دل سقوط متولد شد

از یک پسر مهاجر در جنوب لندن تا دیور، از اعتیاد و رسوایی تا مارتین مارژیلا؛ داستان جان گالیانو شاید یکی از پیچیده‌ترین روایت‌های تاریخ معاصر فشن باشد. در تاریخ مد، طراحانی هستند که لباس‌های خوبی طراحی کرده‌اند، طراحانی که یک خانه مد را تغییر داده‌اند و طراحانی که خودِ شیوه دیدن مد را عوض کرده‌اند.  جان گالیانو در دسته سوم قرار می‌گیرد. او از نخستین طراحانی بود که فهمید یک فشن‌شو می‌تواند فقط نمایش لباس نباشد؛ می‌تواند داستان، تئاتر، شخصیت، موسیقی، تاریخ، سینما و فانتزی باشد. او لباس را از بدن جدا نمی‌کرد؛ برایش لباس بخشی از یک شخصیت بود و هر کالکشن، صحنه‌ای از یک جهان خیالی.

اما داستان گالیانو فقط داستان نبوغ نیست. در زندگی او، استعداد و افراط، شهرت و فروپاشی، اعتیاد و بازسازی، بخشش و مسئولیت‌پذیری، همه در کنار هم قرار گرفته‌اند. به همین دلیل است که زندگی او امروز، بیش از هر زمان دیگری، موضوع بحث است. و حالا، در سال ۲۰۲۶، قرار است این داستان به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های جهان مد بازگردد: مت گالای 2027.

 کودکی در جبل‌الطارق؛ قبل از اینکه «جان گالیانو» متولد شود

جان گالیانو در ۲۸ نوامبر ۱۹۶۰ در جبل‌الطارق به دنیا آمد؛ منطقه‌ای کوچک در جنوب اسپانیا که در آن زمان تحت حاکمیت بریتانیا بود.

نامی که خودش در برخی مصاحبه‌ها برای نام کاملش به کار برده، Juan Carlos Antonio Galliano-Guillén است؛ اگرچه منابع مختلف درباره نام ثبت‌شده او اختلاف‌هایی دارند. پدرش، جان گالیانو، ریشه ایتالیایی داشت و لوله‌کش بود و مادرش، Anita Guillén، اسپانیایی و مدرس رقص فلامنکو بود. مادر نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت بصری او داشت. او برای ظاهر خانواده اهمیت زیادی قائل بود و حتی برای کارهای روزمره، فرزندانش را با دقت لباس می‌پوشاند. گالیانو بعدها درباره این فضای خانوادگی صحبت کرده بود؛ فضایی که در آن تمیزی، ظاهر، عطر، مو و لباس بخشی از یک مراسم روزانه بودند. شاید بتوان گفت اولین درس گالیانو درباره قدرت لباس در ساختن شخصیت نه در مدرسه طراحی، بلکه در خانه آغاز شد.

مهاجرت به لندن؛ شهری که گالیانو را ساخت

وقتی گالیانو شش ساله بود، خانواده به جنوب لندن مهاجرت کردند. برای کودکی که از جبل‌الطارق به لندن آمده بود، این فقط تغییر شهر نبود؛ ورود به یک جهان کاملاً متفاوت بود. لندن دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، با موسیقی، فرهنگ خیابانی، جنبش‌های جوانان و بعدها پانک و New Romanticism، محیطی فوق‌العاده برای شکل‌گیری تخیل گالیانو بود. او در ابتدا قرار نبود طراح لباس شود. حتی در مدرسه، به گفته خودش، به فکر مطالعه زبان‌ها بود. اما استعدادش در طراحی و تصویرسازی باعث شد مسیرش تغییر کند و به سمت مدرسه هنر برود و اینجا بود که زندگی او به مهم‌ترین نقطه عطف اولیه‌اش رسید: Central Saint Martins.

Central Saint Martins؛ جایی که طراح متولد شد

گالیانو در سال ۱۹۸۱ وارد سن مارتین شد و در سال ۱۹۸۴ با مدرک طراحی فشن فارغ‌التحصیل شد. اما تحصیل در سن مارتین تنها چیزی نبود که او را شکل داد. در همان دوران، او به‌عنوان جامه‌دار در تئاتر ملی لندن کار می‌کرد؛ کسی که پشت صحنه به بازیگران کمک می‌کرد تا لباس‌هایشان را برای ورود به صحنه آماده کنند. این تجربه برای گالیانو بسیار مهم بود. او در تئاتر یاد گرفت که لباس فقط یک شیء نیست. لباس باید روی بدن حرکت کند، شخصیت بسازد، با نور دیده شود و بخشی از روایت باشد.

جان گالیانو در جوانی
جان گالیانو در جوانی

خود گالیانو بعدها توضیح داد که کار در تئاتر نگاه او به لباس و درام را تغییر داده است. او باید لباس‌های دوره‌های تاریخی را آماده می‌کرد، آنها را تمیز و بی‌نقص نگه می‌داشت و حتی گاهی مدت‌ها پشت صحنه منتظر می‌ماند تا بازیگر برای ورود به صحنه آماده شود. این تجربه بعدها در یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های امضای او دیده شد: فشن‌شوهای گالیانو بیشتر شبیه نمایش بودند تا  نمایش لباس!

Les Incroyables؛ کالکشن فارغ‌التحصیلی که آینده را عوض کرد

سال ۱۹۸۴، گالیانو برای پروژه فارغ‌التحصیلی‌اش به فرانسه دوران پس از انقلاب رفت. عنوان  Les Incroyables به گروهی از جوانان افراطی و خوش‌پوش در فرانسه پس از انقلاب فرانسه اشاره داشت؛ مردان و زنانی که با لباس‌های اغراق‌شده، سیلوئت‌های عجیب و ظاهر نمایشی خود شناخته می‌شدند. گالیانو این تاریخ را مستقیماً بازسازی نکرد. او آن را با فرهنگ جوانان لندن دهه ۱۹۸۰ و New Romantics ترکیب کرد.

نتیجه، ترکیبی بود از:

  • رمانتیسیسم
  • اغراق
  • تاریخ
  • جنسیت سیال
  • دامن‌ها و حجم‌های نمایشی
  • پارچه‌های پرچین و لایه‌لایه
  • و نوعی زیبایی‌شناسی «بیش از حد»

امروز، موزه متروپلیتن، این مجموعه را یکی از نمونه‌های مهم آغاز زبان طراحی گالیانو می‌داند؛ مجموعه‌ای که هشت سیلوئت زنانه و مردانه داشت و گذشته تاریخی را با فرهنگ New Romantic لندن ترکیب می‌کرد. اتفاق مهم‌تر این بود که تمام مجموعه توسط فروشگاه مشهور لندن، Browns، خریداری شد. یک دانشجوی تازه‌فارغ‌التحصیل، ناگهان صاحب یک مجموعه کامل بود که یک فروشگاه معتبر می‌خواست آن را بفروشد. گالیانو دیگر فقط یک دانشجو نبود. او یک نام بود.

تولد برند جان گالیانو

بعد از موفقیت Les Incroyables، گالیانو برند شخصی خود را راه انداخت. اما نکته مهم درباره برند اولیه او این است که این پروژه یک فعالیت انفرادی نبود. در کنار او افرادی قرار گرفتند که بعدها تبدیل به بخشی از تاریخ فشن بریتانیا شدند؛ از جمله: آماندا هارلِش (Amanda Harlech) به‌عنوان استایلیست و همکار خلاق و کلاه‌ساز افسانه‌ای بریتانیایی استفان جونز (Stephen Jones). این همکاری‌ها فقط همکاری‌های اجرایی نبودند. گالیانو از همان ابتدا یک جهان خلاق می‌ساخت و اطراف خود تیمی از افراد با استعداد ایجاد می‌کرد که می‌توانستند آن جهان را کامل کنند. در سال‌های بعد نیز نام‌هایی مثل اولاندو پیتا (Orlando Pita)، پت مک‌گراث ( Pat McGrath)، بیل گیتن (Bill Gaytten)، استفان رابینسون (Stephen Robinson)  و دیگر همکاران خلاق به شکل‌گیری این جهان کمک کردند. گالیانو به‌تنهایی «گالیانو» نبود؛ گالیانو یک اکوسیستم خلاق بود.

مشکل بزرگ: گالیانو بلد نبود کسب‌وکار اداره کند

در دهه ۱۹۸۰، شهرت گالیانو به‌سرعت افزایش یافت، اما تجارت او به همان سرعت رشد نکرد. او بیش از آنکه به  تجارت فشن فکر کند، به ایده، ساخت، جزئیات و نمایش فکر می‌کرد. مشکل اینجا بود: مد فقط هنر نیست؛ صنعت هم هست. برند او در نهایت با مشکلات مالی روبه‌رو شد و در اواخر دهه ۱۹۸۰ ورشکست شد. در سال ۱۹۸۹ گالیانو لندن را ترک کرد و به پاریس رفت؛ شهری که قرار بود نه فقط محل کار، بلکه خانه حرفه‌ای آینده او شود. در آغاز، طراح مغربی‌تبار Faycal Amor از او حمایت کرد و به او اجازه داد در مقر برند Plein Sud فعالیت کند. گالیانو به پاریس آمده بود چون لندن دیگر برایش کافی نبود. اما پاریس هنوز او را نمی‌شناخت.

پاریس؛ شهرِ نجات

در سال‌های ابتدایی دهه ۱۹۹۰، وضعیت گالیانو بسیار دشوار بود. او پول کافی نداشت و حتی در مقطعی روی زمین خانه یکی از دوستانش می‌خوابید. اما همین دوره، شاید مهم‌ترین دوره شکل‌گیری گالیانوی بزرگ باشد. در سال ۱۹۹۴، با کمک دوستان و حامیانش، مجموعه‌ای را در خانه مجلل São Schlumberger در پاریس به نمایش گذاشت. آن نمایش یکی از نقاط عطف زندگی حرفه‌ای او شد. مجله ووگ، آن مجموعه را ترکیبی از کیمونوهای ژاپنی و خیاطی دهه ۱۹۴۰ توصیف کرده و آن را مجموعه‌ای می‌داند که گالیانو را به مرکز توجه دنیای کوتور پاریس رساند و در اینجا یک نام دیگر وارد داستان می‌شود: آنا وینتور.

آنا وینتور؛ زنی که اجازه نداد گالیانو از بین برود

گالیانو در آن زمان به حمایت افرادی مانند آندره لئون تالی (André Leon Talley) و آنا وینتور نیاز داشت. وینتور، که در آن زمان سردبیر ووگ آمریکا بود، از استعداد گالیانو حمایت کرد. کمک او فقط یک تعریف ساده از یک طراح جوان نبود. ارتباطات و نفوذ وینتور و تالِی به گالیانو کمک کرد تا مجموعه‌ای در پاریس برگزار کند که از نظر مالی برای او تقریباً غیرممکن بود. São Schlumberger  فضای خانه‌اش را در اختیار او گذاشت و بسیاری از مدل‌ها نیز برای حمایت از طراح در نمایش حاضر شدند. نتیجه، بازگشت گالیانو به مرکز توجه صنعت مد بود.

یک سال بعد، در 1995، برنارد آرنالت (Bernard Arnault) او را برای هدایت ژیوانشی (Givenchy) انتخاب کرد. گالیانو تبدیل شد به اولین طراح بریتانیایی که هدایت یک خانه بزرگ کوتور فرانسوی را برعهده گرفت.

ژیوانشی اولین برخورد گالیانو با یک میراث بزرگ

طراحی جان گالیانو برای دیور
طراحی جان گالیانو برای دیور

در سال ۱۹۹۵، گالیانو به عنوان مدیر هنری ژیوانشی منصوب شد. این اتفاق تاریخی بود. یک طراح بریتانیایی، که چند سال قبل در آستانه ورشکستگی بود، حالا در رأس یکی از مهم‌ترین خانه‌های مد فرانسوی قرار داشت. اما حضور او در ژیوانشی کوتاه بود. فقط یک سال. در سال ۱۹۹۶، LVMH ، او را به خانه‌ای منتقل کرد که قرار بود بیش از یک دهه نام گالیانو را با آن گره بزند: کریستین دیور (Christian دیور).

دیور؛ دوران امپراتوری

وقتی گالیانو در سال ۱۹۹۶ به دیور رفت، اتفاقی بسیار مهم در تاریخ فشن رخ داد. دیور  به یک طراح نمایشی نیاز داشت؛ کسی که بتواند میراث خانه را به نسل جدید معرفی کند و هم‌زمان آن را به صحنه جهانی بگرداند. گالیانو دقیقاً همان چیزی بود که دیور به آن نیاز داشت. او تاریخ دیور را پاک نکرد. برعکس، آن را بزرگ‌نمایی کرد. سیلوئت Bar، کمرهای باریک، دامن‌های حجیم، لباس‌های شب، برش اریب (bias cut)، کرست و عناصر کوتور را با جهان‌هایی از تاریخ و فرهنگ ترکیب کرد.

طراحی جان گالیانو برای دیور
طراحی جان گالیانو برای دیور

در آثار او می‌شد هم‌زمان نشانه‌هایی از: دوران زیبا (Belle Époque)، انقلاب فرانسه، ژاپن، مصر، اسپانیا، روسیه تزاری، هالیوود، لباس‌های نظامی، فرهنگ خیابانی و حتی زندگی افراد بی‌خانمان دید. موزه متروپلیتن، درباره طراحی‌های گالیانو تأکید می‌کند که او دائماً منابع تاریخی متفاوت را با یکدیگر ترکیب می‌کرد و از «بقایای گذشته» سیلوئت‌های جدید می‌ساخت.

گالیانو در دیور فقط لباس طراحی نمی‌کرد؛ جهان می‌ساخت. یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای گالیانو در دیور، تبدیل فشن‌شو به یک رسانه بود.   او نمایش‌هایی ساخت که قبل از عصر اینستاگرام و تیک تاک نیز قابلیت وایرال شدن داشتند. موسیقی، دکور، آرایش، مدل‌ها، راه رفتن، داستان، دعوت‌نامه و حتی ورود خود گالیانو به صحنه، همه بخشی از یک روایت بودند. این همان چیزی بود که او از تئاتر ملی با خودش آورده بود. در دنیای گالیانو، لباس بدون شخصیت ناقص بود. برای همین مدل‌های او صرفاً لباس نمی‌پوشیدند؛ نقش بازی می‌کردند.

Hobo؛ وقتی جنجال هم بخشی از طراحی شد

در سال ۲۰۰۰، یکی از بحث‌برانگیزترین مجموعه‌های دیور گالیانو با عنوان Hobo ارائه شد. او از تصویر افراد بی‌خانمان و لباس‌های کهنه و لایه‌لایه آنها الهام گرفت. واکنش‌ها دوگانه بود. برخی آن را توهین‌آمیز می‌دانستند و برخی آن را نقدی شاعرانه به زیبایی‌شناسی لوکس و رابطه میان فقر و مد می‌دیدند. موزه متروپلیتن نیز این مجموعه را یکی از نمونه‌های مهم روش گالیانو برای ترکیب منابع کاملاً متفاوت می‌داند؛ در اینجا تصویر فرد بی‌خانمان با تکنیک کوتور و فرم‌های لوکس دیور ترکیب شد. این دقیقاً همان چیزی بود که گالیانو انجام می‌داد: زیبایی را از جایی می‌گرفت که دیگران لزوماً زیبایی نمی‌دیدند؛  پشت صحنه اما داستان دیگری در جریان بود. در کنار موفقیت‌های حرفه‌ای، زندگی شخصی گالیانو به‌تدریج وارد دوره‌ای بسیار دشوار شد. او حجم عظیمی از کار را بر عهده داشت و در سال‌های دیور عملاً با تعداد بسیار زیادی از پروژه‌ها، مجموعه‌ها و خطوط مختلف درگیر بود.

Hoboی جان گالیانو
Hoboی جان گالیانو

در سال ۲۰۰۷، یکی از مهم‌ترین افراد زندگی حرفه‌ای او از دنیا رفت: استیون رابینسون. رابینسون،  مدیر استودیوهای گالیانو و دیور و یکی از نزدیک‌ترین افراد به گالیانو بود. او سال‌ها در کنار گالیانو کار کرده و از مهم‌ترین همکاران و محرم اسرار او محسوب می‌شد. او فقط ۳۸ سال داشت. در ابتدا علت مرگ، ایست قلبی اعلام شد؛ اما بعداً گزارش شد که مواد مخدر، از جمله کوکائین، در مرگ او نقش داشته است. مرگ ضربه سنگینی به گالیانو وارد کرد.

زندگی گالیانو؛ وقتی شخصیت تبدیل به ماسک شد

گالیانو در دوران اوجش فقط طراح نبود. او خودش هم یک شخصیت فشن بود. گاهی با لباس‌های تاریخی، گاهی با لباس ملوان، گاهی به شکل شخصیت‌های اشرافی و گاهی با ظاهرهایی کاملاً نمایشی روی صحنه ظاهر می‌شد. اما بعدها خودش این مسئله را به شکل بسیار متفاوتی توصیف کرد. آن چیزی که ابتدا «خودبیانگری» بود، به تدریج تبدیل به ماسک شد. فشار کار، شهرت، انتظارات صنعت، اعتیاد به الکل و داروهای تجویزی و سوگ ناشی از مرگ  رابینسون، به تدریج شرایطی ساخت که زندگی حرفه‌ای و شخصی او را به نقطه خطرناکی رساند و در نهایت، سقوط اتفاق افتاد.

۲۰۱۱؛ یک شب در پاریس که همه‌چیز را تغییر داد

در فوریه ۲۰۱۱، گالیانو در یک کافه در پاریس درگیر مشاجره شد. ویدئویی از او منتشر شد که در آن اظهارات نژادپرستانه و یهودستیزانه‌ای بیان می‌کرد. موضوع فقط یک «رسوایی فشن» نبود. دیور در ابتدا او را تعلیق کرد و سپس در مارس ۲۰۱۱ از سمتش برکنار شد. دادگاه فرانسه نیز او را در سال ۲۰۱۱ به دلیل توهین‌های نژادپرستانه و یهودستیزانه مجرم شناخت و جریمه کرد. گالیانو بعدها توضیح داد که در آن دوره به الکل و داروهای مختلف وابسته بوده و درگیر یک فروپاشی شدید شده بود. اما یک نکته باید کاملاً روشن ماند: اعتیاد می‌تواند رفتار را توضیح دهد، اما آن را توجیه نمی‌کند. افرادی که هدف آن توهین‌ها قرار گرفتند، آسیب واقعی دیدند و خود گالیانو نیز بعدها بارها از رفتار خود ابراز پشیمانی کرد. این بخش از داستان او نباید با روایت «نابغه‌ای که صرفاً قربانی اعتیاد شد» ساده‌سازی شود.

اخراج از دیور؛ سقوط یک امپراتوری

گالیانو در چند روز، چیزی را از دست داد که سه دهه برای ساختنش تلاش کرده بود: جایگاهش در مرکز صنعت مد. او از دیور اخراج شد. کمی بعد از برند شخصی خودش نیز کنار گذاشته شد و بیل گایتون (Bill Gaytten)، طراح و همکار قدیمی او که بیش از دو دهه با او کار کرده بود، مسئولیت طراحی برند را برعهده گرفت. گالیانو وارد دوره‌ای از درمان و بازپرورری شد. اما صنعت مد ــ صنعتی که تا چند ماه قبل او را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نابغه‌های نسل خود می‌ستود ــ تقریباً یک‌باره از او فاصله گرفت.

بازگشت با اسکار دلا رنتا (Oscar de la Renta)؛ یک فرصت دوباره

در سال ۲۰۱۳، اتفاقی رخ داد که می‌توان آن را اولین قدم واقعی گالیانو برای بازگشت دانست. اسکار دلا رنتا، او را به استودیوی خود در نیویورک دعوت کرد. این دعوت یک استخدام دائمی نبود؛ گالیانو برای چند هفته به عنوان طراح مقیم، در استودیو حضور داشت. اما همین حضور اهمیت نمادین بسیار زیادی داشت. گالیانو بعد از دو سال، دوباره در یک محیط حرفه‌ای مد قرار گرفته بود. ووگ (Vogue)، گزارش کرد که او در آماده‌سازی مجموعه اسکار دلا رنتا حضور داشت و برخی از لباس‌های مجموعه پاییز 2013نشانه‌هایی از دست گالیانو داشتند. دولا رنتا بعدها گفت که از استعداد گالیانو بسیار تحت تأثیر بوده و خوشحال است که فرصت بازگشت به دنیای مد را برای او فراهم کرده است. این همکاری به یک موقعیت دائمی تبدیل نشد. اما برای گالیانو مهم‌تر از قرارداد، فرصت بازگشت بود و در این مسیر، آنا وینتور نیز نقش مهمی داشت؛ از جمله در فراهم شدن برخی فرصت‌های حرفه‌ای و رسانه‌ای برای بازگشت او.

مارتین مارجلا (Martin Margiela)؛ انتخابی که تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسید

در سال ۲۰۱۴، خبر دیگری دنیای مد را شوکه کرد: جان گالیانو مدیر خلاق مزون مارتین مارجلا شد. انتخابی عجیب. مارجلا، نماد ضدمد بود؛ خانه‌ای که بنیان‌گذار آن، مارتین مارجلا، عمداً از شهرت شخصی فاصله گرفته بود. در طرف دیگر، گالیانو قرار داشت: یکی از مشهورترین، نمایشی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخ فشن. اما شاید دقیقاً همین تضاد، دلیل جذابیت این انتخاب بود. گالیانو باید یاد می‌گرفت چگونه زبان خودش را با دی ان اِی مارتین مارژیلا ترکیب کند و نکته مهم این بود که او این کار را با کپی کردن مارجلا انجام نداد. بلکه شروع کرد به ساختن یک زبان جدید.

گالیانو و مارجلا؛ از «کپی کردن» تا «ادامه دادن»

یکی از مهم‌ترین اتفاقات دوران  مزون مارجلا، رابطه گالیانو با خود مارتین مارجلا بود. گالیانو بعدها گفت که با مارتین دیدار کرده و این ملاقات تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر شروع کارش در خانه داشته است. مارتین به او اجازه داده بود از روح مزون استفاده کند، آن را بررسی کند و از آن برای ساختن زبان خودش استفاده کند. گالیانو در مارجلا به سمت تکنیک‌هایی رفت که در آنها لباس از درون آشکار می‌شد یعنی کنار زدن لایه‌های بیرونی و نشان دادن ساختار درونی لباس و همچنین استفاده از قطعات و لباس‌های وینتیج و بازاستفاده‌شده، مفهوم دیگری از بازسازی را وارد زبان مزون مارجلا کرد. اینجا یک نکته مهم وجود دارد: گالیانو برای اولین بار مجبور شد بخشی از «خودش» را کنترل کند تا بتواند یک خانه دیگر را توسعه دهد. او هنوز گالیانو بود، اما دیگر فقط برای گالیانو طراحی نمی‌کرد.

۲۰۲۴؛ بازگشت دوباره نابغه

طراحی جان گالیانو برای مزون مارجلا
طراحی جان گالیانو برای مزون مارجلا

اگر کسی می‌خواست بداند آیا گالیانو واقعاً توانسته دوباره به اوج خلاقیت خود برسد یا نه، پاسخ را می‌توان در ژانویه ۲۰۲۴ پیدا کرد. Maison Margiela Artisanal: نمایش در زیر پل الکساندر سوم پاریس؛ نور شب و مدل‌هایی با پوست شبیه عروسک‌های چینی. لباس‌هایی که انگار از دل تاریخ بیرون آمده بودند. بدن‌هایی که با کرست و ساختارهای اغراق‌شده تغییر شکل داده بودند و در نهایت، یکی از عجیب‌ترین جزئیات نمایش: موی مصنوعی ناحیه تناسلی. نمایش آن‌قدر تأثیرگذار بود که بسیاری از تماشاگران گریه کردند و تصاویر آن تقریباً بلافاصله در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. حتی رسانه‌های فرانسوی از آن به‌عنوان یکی از نمایش‌های تکان‌دهنده و به‌یادماندنی  کوتور سال یاد کردند. اما اهمیت این نمایش فقط در وایرال شدن نبود. گالیانو نشان داده بود که هنوز می‌تواند همان کاری را انجام دهد که همیشه بهترین انجام می‌داد: لباس را به فانتزی تبدیل کند.

پایان همکاری با Margiela؛ اما نه پایان گالیانو

در دسامبر ۲۰۲۴، گالیانو اعلام کرد که بعد از حدود ده سال ، مزون مارجلا را ترک می‌کند. آخرین نمایش او در خانه همان نمایش   Artisanal  سال ۲۰۲۴ بود. او در پیام خداحافظی خود نوشت که همچنان در حال «تاوان دادن» است و از آینده‌اش چیزی اعلام نکرد. به این ترتیب گالیانو، مزون مارجلا را در نقطه‌ای ترک کرد که بسیاری آن را یکی از قله‌های خلاقیت حرفه‌ای او می‌دانستند و هنوز مشخص نیست مرحله بعدی زندگی حرفه‌ای او دقیقاً چه خواهد بود.

گالیانو امروز کجای تاریخ فشن ایستاده است؟

پاسخ ساده نیست. اگر فقط لباس‌ها را ببینیم، گالیانو یکی از تأثیرگذارترین طراحان چهار دهه اخیر است. او در جان گالیانو، ژیوانشی، کریستین دیور و مزون مارجلا، زبان‌هایی متفاوت ایجاد یا بازتعریف کرده است. او همچنین یکی از طراحانی است که بیش از هر چیز دیگری مفهوم فشن شو به مثابه، هنر نمایشی (fashion show as spectacle) را توسعه داد. امروز بسیاری از نمایش‌هایی که در آنها موسیقی، دکور، داستان، نمایش، آرایش و استایل با یکدیگر ترکیب می‌شوند، به‌نوعی وارث روشی هستند که گالیانو دهه‌ها قبل در لندن و پاریس توسعه داد. ک.زه متروپلیتن نیز در بررسی آثار او بارها به توانایی‌اش در ترکیب تاریخ‌های مختلف، تکنیک‌های کوتور و ساختن سیلوئت‌های تازه اشاره کرده است. اما این تمام داستان نیست.

گالیانو و مسئله بخشش

شاید دشوارترین بخش میراث گالیانو همین باشد. آیا می‌توان یک هنرمند را از آثارش جدا کرد؟ آیا نبوغ هنری می‌تواند خطاهای اخلاقی را پاک کند؟ آیا کسی که رفتار بسیار آسیب‌زننده‌ای داشته، می‌تواند تغییر کند؟ و اگر تغییر کرده، جامعه چه زمانی باید آن تغییر را بپذیرد؟ گالیانو بعد از سقوطش وارد درمان شد، درباره اعتیادش صحبت کرد و برای شناخت تاریخ یهود و مسئله یهودستیزی نیز تلاش‌هایی انجام داد.

مستند اوج و حضیض: جان (High & Low: John)، گالیانو به کارگردانی کوین مک دونالد، دقیقاً به همین تضاد می‌پردازد: نابغه‌ای که سقوط کرد و بعد تلاش کرد دوباره خودش را بسازد. این فیلم فقط یک پرتره فشن نیست؛ درباره اعتیاد، فشار صنعت، سوگ، مسئولیت، بخشش و امکان بازسازی یک انسان است. اما بازسازی با پاک شدن گذشته فرق دارد. گالیانو می‌تواند تغییر کرده باشد، اما اتفاقات ۲۰۱۱ همچنان بخشی از تاریخ او هستند.

و حالا مت گالا 2027

شاید عجیب‌ترین فصل این داستان هنوز نوشته نشده باشد. در سال ۲۰۲۶ اعلام شد که نمایشگاه موسسه لباس در سال ۲۰۲۷ به جان گالیانو اختصاص خواهد داشت. عنوان نمایشگاه: افق‌های جان گالیانو. این رویداد قرار است از سال‌های دانشجویی و مجموعه ۱۹۸۴ Les Incroyables تا دوره‌های ژیوانشی، دیور و مزون مارجلا را بررسی کند. این اتفاق از نظر تاریخ  موزه متروپلیتن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا گالیانو تنها سومین طراح زنده‌ای است که موسسه لباس، یک نمایش انفرادی در این ابعاد را پس از ایو سن لورن (Yves Saint Laurent) و ری کاواکابو (Rei Kawakubo) به او اختصاص می‌دهد. این رویداد قرار است نه فقط نبوغ طراحی گالیانو، بلکه بخش تاریک زندگی و حرفه او، از جمله رسوایی سال ۲۰۱۱، را نیز مورد بررسی قرار دهد. همین موضوع باعث شده انتخاب گالیانو برای مت گالای 2027، بحث‌برانگیز شود. برای بخشی از صنعت مد، این نمایشگاه فرصتی است برای بررسی دوباره میراث یکی از مهم‌ترین طراحان معاصر. برای گروهی دیگر، پرسش این است که آیا تجلیل از آثار یک هنرمند، بدون عادی‌سازی رفتارهای آسیب‌زننده گذشته او ممکن است؟

و شاید مهم‌ترین نکته این باشد که موزه متروپلیتن ظاهراً تصمیم گرفته این تناقض را پنهان نکند. عنوان نمایشگاه، افق‌ها، در این زمینه معنای جالبی پیدا می‌کند: نگاه کردن به افق یعنی هم‌زمان دیدن گذشته و آینده و شاید داستان گالیانو دقیقاً درباره همین باشد.

جان گالیانو؛ نابغه یا قربانی؟

هیچ‌کدام از این دو کلمه به‌تنهایی برای توصیف او کافی نیستند. گالیانو نه فقط یک «نابغه فشن» است و نه صرفاً یک «طراح رسواشده». او محصول چند جهان است: پسر یک خانواده مهاجر در لندن؛ شاگرد سنت مارتین؛ تجربه‌ی تئاتر ملی، عضو نسل New Romantic، طراح مستقل، ورشکسته، مهاجر تازه‌وارد پاریس، ستاره  ژیوانشی، پادشاه دیور، معتاد، کجرم، طراحی که از صنعت کنار گذاشته شد، همکار اسکار دلارنتا و در نهایت، مردی که دوباره در مزون مارجلا به یکی از مهم‌ترین صداهای خلاق فشن تبدیل شد.

مسیر او خط مستقیم نیست. بیشتر شبیه یک لباس گالیانو است: لایه‌لایه، پیچیده، پر از ارجاع به گذشته، گاهی زیبا، گاهی ناراحت‌کننده و همیشه غیرقابل پیش‌بینی. شاید بزرگ‌ترین میراث گالیانو همین باشد: او به فشن یاد داد که لباس می‌تواند داستان بگوید. اما زندگی خودش نشان داد که داستان‌گویی، حتی برای بزرگ‌ترین طراحان جهان، همیشه به معنای کنترل کردن پایان داستان نیست.

در سال ۲۰۲۷، وقتی چراغ‌های مت گالا روشن شوند و آرشیو او دوباره مقابل میلیون‌ها نفر قرار بگیرد، مسئله فقط این نخواهد بود که جان گالیانو چه طراحی کرد؟ سؤال مهم‌تر این است: یک جامعه چطور باید میراث هنری یک انسان را وقتی گذشته و حال او با هم در تضادند، به یاد بیاورد؟ شاید پاسخ موزه ماروپلیتن به این پرسش، خود رویداد جان گالیانو: افق‌ها باشد. نه پاک کردن گذشته. نه فراموش کردن آن. بلکه نگاه کردن به تمام افق.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *