تقابل گذشته و آینده در خیابانهای پکن
در میان انبوه جمعیت گردشگران در شهر ممنوعه پکن، صحنهای جلب توجه میکند که برای یک گردشگر غربی، ترکیبی از شگفتی و حیرت است: جمعیت کثیری از زنان که مانند شاهدختهای قرن پانزدهم چین لباس پوشیدهاند. ردایهای بلند ابریشمی با یقههای خز، آستینهای گشاد و بلند، و موهایی که با گیرههای طلایی آراسته شدهاند، صحنهای از یک فیلم تاریخی را تداعی میکنند .
اما این زنان بازیگر یا هنرمند نیستند؛ آنها گردشگران عادی هستند که با پرداخت حدود ۲۰ دلار، لباسهای دوره مینگ (۱۳۶۸-۱۶۴۴ میلادی) را کرایه میکنند تا در فضای تاریخی شهر ممنوعه عکسهای یادگاری بگیرند و در شبکه اجتماعی «ردنوت» (Red Note) منتشر کنند. این پدیده که در یک سال اخیر رونق گرفته، نشاندهندهی تحولی عمیق در نگرش نسل جوان چین به تاریخ و هویت خود است.

هانفو: بازگشت به ریشههای قوم هان
لباسهای محبوب این شاهدختهای امروزی، «هانفو» (Hanfu) نام دارند؛ پوشاک سنتی قوم هان که بیش از ۹۰ درصد جمعیت چین را تشکیل میدهند . برخلاف تصور رایج، هانفو فقط یک لباس سنتی نیست، بلکه بیانی از هویت قومی و تاریخی است که قرنها سرکوب شده بود.
دوره مینگ که آخرین سلسله متعلق به قوم هان محسوب میشود، محبوبترین منبع الهام برای این لباسهاست. ویژگیهای بارز هانفو شامل آستینهای بسیار گشاد، دامنهای چیندار (مانند دامن مامیان که در دوره سونگ رواج یافت)، و یقههای ضربدری است که تا زیر گلو ادامه مییابد . این طراحی نشاندهنده فلسفهای است که در آن پارچه و نقشهای آن در مرکز توجه قرار دارند، نه اندام پوشنده. برشهای محدود و دوختهای سست، امکان استفاده مجدد از پارچه را فراهم میکردند، چرا که پارچه در فرهنگ چین باستان ارزشی فراتر از یک کالای مصرفی داشت.

چیپائو: از تحمیل مانچو تا نماد مدرنیته
در تقابل با هانفو، لباس دیگری وجود دارد که بسیاری از ما آن را با عنوان «لباس سنتی چینی» میشناسیم: چیپائو (Qipao) یا همان لباس چینی تنگ و بلند با یقه ایستاده و شکاف بلند در پهلو . چیپائو در واقع ریشه در پوشاک قوم مانچو دارد؛ همان اقلیتی که سلسله چینگ (۱۶۴۴-۱۹۱۲) را تأسیس کرد و قوم هان را ملزم به پوشیدن لباسهای خود نمود .
چیپائو در اوایل قرن بیستم، پس از سقوط سلسله چینگ، تحولی شگرف یافت. دانشجویان زن در شانگهای، این لباس گشاد مانچویی را با تکنیکهای خیاطی غربی تلفیق کردند و نسخهای تنگتر و خوشفرمتر خلق نمودند . در دهه ۱۹۳۰، چیپائو به اوج محبوبیت خود رسید و لباسی مدرن، بینالمللی و در عین حال چینی محسوب میشد. شانگهای آن دوران که به «پاریس شرق» معروف بود، میزبان زنانی بود که با چیپائوهای ابریشمی و نقشهای مجلل، در مهمانیها و محافل اجتماعی میدرخشیدند .
با این حال، چیپائو امروزه در میان جوانان چین محبوبیت پیشین را ندارد و بیشتر به لباسی برای زنان مسنتر یا مراسم خاص مانند عروسی تبدیل شده است. دلیل این امر، گذشته مانچویی آن و همچنین تداعی خاطرات دوران پیش از انقلاب کمونیستی است.

کت و شلوار مائو: یکسانسازی اجباری
در سالهای پس از انقلاب ۱۹۴۹، چین دورهای از یکنواختی پوشاک را تجربه کرد. «کت و شلوار مائو» که در اصل توسط سون یاتسن، بنیانگذار جمهوری چین، طراحی شده بود، به نماد این دوران تبدیل شد . این لباس که ترکیبی از عناصر نظامی پروس و ژاپنی با نمادهای چینی بود، در دوران حکومت مائو به پوشاک همگانی تبدیل گردید.

افراد در آن دوران، چه کارگر و چه استاد دانشگاه، لباسهایی با رنگهای خاکستری، آبی یا سبز میپوشیدند که به طرز چشمگیری شبیه به یکدیگر بود. آنتونیا فین، مورخ مد چین، این دوران را چنین توصیف میکند: «یکنواختی فوقالعاده در سراسر جامعه… بهندرت پیش میآمد که کسی چیزی متفاوت بپوشد و اگر هم میپوشید، باعث جلب توجه میشد» .
این یکنواختی نه تنها ناشی از محدودیتهای اقتصادی، بلکه نتیجه فضای ترس و نظارت اجتماعی بود. حتی جزئیات کوچکی مانند باز گذاشتن دکمه بالای کت میتوانست باعث تذکر همسایگان یا اعضای خانواده شود . امروزه، پوشیدن کت و شلوار مائو در خیابانهای چین به همان اندازه عجیب است که در آن دوران، پوشیدن لباسهای رنگارنگ.
گوچائو: اعتمادبهنفس فرهنگی نسل جدید
امروز، چین شاهد رونق جنبشی به نام «گوچائو» (Guochao) یا «مد چینی» است. این جنبش که ریشه در اعتمادبهنفس فرهنگی نسل جوان دارد، فراتر از مد، تمام جنبههای زندگی از جمله طراحی داخلی، موسیقی و حتی صنایع دستی را در بر گرفته است .
طراحان چینی نسل جدید، به جای تقلید از برندهای غربی، به سراغ ریشههای تاریخی خود رفتهاند. برندهایی مانند «سونگمونت» (Songmont) که در سال ۲۰۱۳ تأسیس شد، با الهام از معماری سنتی چین و صنایع دستی بومی، کیفهای لوکسی تولید میکند که در پاریس و سایر پایتختهای مد جهان به رسمیت شناخته شدهاند . این برندها عناصری مانند بامبو، خطهای کوهستانی و معماری کهن را به زبانی مدرن و جهانی ترجمه میکنند.

حتی برندهای خارجی مانند آدیداس نیز به این جنبش پیوستهاند و مجموعههایی با الهام از لباسهای سنتی چین تولید میکنند. با این حال، این همکاریها گاهی با جنجال همراه بوده است. یک کت آدیداس که از لباسهای دوره چینگ الهام گرفته بود، با واکنش منفی کاربران چینی مواجه شد؛ چرا که آن دوره در تاریخ چین به «قرن تحقیر» معروف است و یادآور سلطه خارجیها بر چین است.

نتیجهگیری: آیندهای که در گذشته ریشه دارد
آنچه در خیابانهای پکن و شانگهای میگذرد، صرفاً یک ترند مد زودگذر نیست. هانفو، چیپائو، و گوچائو، هر یک به نوعی روایتی از هویت چینی را بیان میکنند. از یک سو، جوانان با بازگشت به هانفو، به دنبال هویتی اصیل و پیش از استعمار خارجی و تحمیل فرهنگی قوم مانچو هستند. از سوی دیگر، برندهای مدرن سعی دارند این هویت را با زبان جهانی طراحی پیوند زنند.

اعتمادبهنفس فرهنگی که امروز در چین دیده میشود، نتیجه رشد اقتصادی و پیشرفت تکنولوژیک این کشور است. با این حال، این اعتمادبهنفس با چالشهایی نیز همراه است. مرز میان ملیگرایی افراطی و علاقه فرهنگی، میان بازاریابی و اصالت، همواره محل مناقشه است.
نسل جوان چین دیگر نیازی نمیبیند که برای تأیید هویت خود به غرب چشم بدوزد. آنها با غرور، ردای شاهدختهای قرن پانزدهم را بر تن میکنند و با تلفن همراهشان در شبکههای اجتماعی، تصویری از چینی مدرن و در عین حال کهن را به نمایش میگذارند. و این، شاید مهمترین تحول در مد قرن بیست و یکم باشد.



